تحلیل فاندامنتال

مفهوم حمایت و مقاومت

طریقه­‌ی رسم مقاومت داینامیک به این شکل است که سقف ­های قیمتی را به هم وصل می کنیم و برای رسم آن همین عمل را با متصل کردن کف های قیمتی انجام می­ دهیم. لازم به ذکر است حمایت­ های روند صعودی و مقاومت­ های روند نزولی از اعتبار کمتری برخوردارند.

با مفهوم اردر حمایتی در بورس با مثالی کاربردی آشنا شوید

در این مقاله ابتدا به تعریف اردر حمایتی پرداخته می شود، سپس در ادامه با یک مثال کاربردی، نحوه استفاده بازیگران از اردر حمایتی برای فریب اهالی بازار و فروش حجم قابل توجهی از سهام شرح داده می شود و در پایان این مقاله نیز، نحوه تشخیص سفارش حمایتی با 3 راهکار توضیح داده خواهد شد. با ما همراه باشید.

اردر حمایتی چیست ؟

بازیگران با استفاده از اردر ترس و اردر حمایتی، نسبت به فریب اهالی بازار و معامله سهام اقدام می کنند. بازیگران و سهامداران عمده ای که قصد فروش حجم قابل توجهی از سهام شرکتی را روی مقاومت های تکنیکال دارند، در سطر دوم و یا سوم از سفارش های خرید، حجم زیادی را برای خرید می گذارند تا به اهالی بازار اینطور القا کنند که خریدار قوی وجود دارد و احتمال شکسته شدن مقاومت زیاد خواهد بود. این موضوع در حالی می باشد که هدف اصلی بازیگران خرید سهم نمی باشد، بلکه هدف آن ها فروش حجم قابل توجهی از سهام به صورت تدریجی با کمترین افت قیمت می باشد و همواره قیمت سفارش خرید را به گونه ای تغییر می دهند تا سفارش خرید آن ها در سطر دوم و یا سوم باقی بماند. به چنین سفارش خریدی، اردر حمایتی گفته می شود. بازیگران با اردر حمایتی، اهالی بازار را فریب می دهند تا بتوانند حجم سهام مد نظرشان را به فروش برسانند و در نهایت بعد از اینکه فروش آن ها به اتمام رسید، اردر حمایتی را حذف می کنند.

با ثبت اردر حمایتی، همزمان 2 اتفاق می افتد. اول اینکه افرادی که از قبل قصد خرید داشتند اما منتظر مانده بودند تا مقاومت شکسته شود، برای اینکه خرید خودشان را سریع تر انجام دهند، ترغیب می شوند چرا که اینطور برداشت می کنند که خریدار قوی وجود دارد و احتمال شکسته شدن مقاومت زیاد خواهد بود و اگر سریع تر نسبت به خرید اقدام نکنند، مجبور خواهند شد، در قیمت های بالاتری خرید خود را انجام دهند. از طرفی افرادی هم که قصد فروش دارند، اینطور برداشت می کنند که با توجه به اینکه خریدار قوی وجود دارد، احتمال شکسته شدن مقاومت زیاد خواهد بود. پس فروشندگان یا صبر می کنند تا مقاومت شکسته شود و اهداف بعدی محقق شوند یا اینکه حداقل دقایقی را صبر می کنند تا بتوانند در قیمت بالاتری نسبت به فروش اقدام کنند. بنابراین بازیگران از فرصت پیش آمده استفاده می کنند و با فریب اهالی بازار، نسبت به فروش حجم قابل توجهی از سهام به صورت تدریجی اقدام می کنند.

مثالی کاربردی

طبق شکل 1، برای نماد سشرق در تاریخ 7 مهر ماه 98، در سطر سوم حدود 960 هزار سهم در قالب 11 سفارش در قیمت 280 تومان برای خرید ثبت شده است، با توجه به اینکه در این تاریخ، برای ثبت سفارش، محدودیت 100 هزار سهمی وجود داشته است، شخصی که بخواهد 960 هزار سهم بخرد، حداقل باید 10 سفارش ثبت کند. بنابراین، می توان اینطور برداشت کرد که از آن جایی که تعداد سفارش های خرید (11 سفارش) کم می باشد، احتمال اینکه توسط یک نفر چنین حجمی برای خرید ثبت شده باشد و سفارش حمایتی باشد، زیاد خواهد بود. به این نکته توجه داشته باشید که اگر حجم 960 هزار سهمی با مثلا 100 سفارش ثبت شده بود، دیگر نمی توانستیم آن را به عنوان اردر حمایتی در نظر بگیریم چرا که در این حالت به احتمال زیاد تعداد خریداران بیشتر از 1 یا 2 نفر می باشد و هدف واقعی آن ها نیز خرید سهام است.

اردر حمایتی چیست

شکل 1- سفارش حمایتی در نماد سشرق در تاریخ 7 مهر ماه 98

طبق شکل 1، در سه سطر اول سفارش های فروش، در هر سطر تقریبا 500 سهم برای فروش گذاشته شده است، در سطرهای چهارم و پنجم نیز به ترتیب 7250 مفهوم حمایت و مقاومت و 21000 سهم برای فروش ثبت شده است. بنابراین، اینطور می توان گفت که در هر سفارش به طور میانگین حدود 6 هزار سهم برای فروش گذاشته شده است، در صورتی که در سمت خریدار فقط در سطر سوم سفارش حدودا 960 هزار سهمی برای خرید گذاشته شده است. اگر واقعا هدف بازیگر و یا سهامداران عمده، خرید حجم قابل توجهی سهام باشد، به صورت تدریجی نسبت به خرید اقدام می کنند چرا که اگر غیر از این باشد، موجب می شوند قیمت رشد کند و اینطور خودشان متضرر می شوند.

طبق شکل 2، در تاریخ 7 مهر ماه 98، قیمت درگیر مقاومت سقف کانال صعودی 9 ماهه بوده و همانطور که ملاحظه می کنید، در گذشته نیز بارها به سقف این کانال برخورد کرده و هر بار با افت قیمت روبرو شده است. البته یک بار در اردیبهشت ماه 98، قیمت بالای کانال صعودی نفوذ کرده اما تثبیت نشده است. پس اینطور می توان نتیجه گرفت که سفارش 960 هزار سهمی در سطر سوم خریداران، نقش اردر حمایتی داشته و هدف بازیگران فروش حجم قابل توجهی از سهام با کمترین افت قیمت بوده است.

تحلیل تکنیکال نماد سشرق

شکل 2- وضعیت تکنیکال نماد سشرق به هنگام ثبت سفارش حمایتی

چگونه متوجه شویم که هدف بازیگران از ثبت اردر حمایتی، فروش حجم قابل توجهی از سهام می باشد ؟

به هنگام رویت اردر حمایتی روی تابلو معاملاتی، چالشی که همیشه وجود دارد تشخیص این موضوع است که آیا این سفارش با هدف واقعی حمایت از نماد و شکست مقاومت ثبت شده است یا هدف بازیگران و سهامداران عمده، فریب اهالی بازار و فروش حجم قابل توجهی از سهام می باشد؟ برای تشخیص این موضوع 3 راهکار وجود دارد.

1- به عنوان اولین راهکار می توانید با رویت اردر حمایتی، تابلو معاملات را برای دقایقی رصد کنید. در صورتی که هدف افراد از ثبت چنین سفارشی، خرید سهام باشد، همزمان با اینکه حجم سفارش خرید آن ها کم می شود، به حجم معاملات نیز اضافه می شود. بنابراین، در این حالت می توان گفت که چنین سفارشی واقعا با هدف حمایت ثبت شده است، اما اگر قیمت سفارش به گونه ای تغییر کند که همواره در سطر دوم و یا سوم باقی بماند و در نهایت نیز سفارش حذف شود، می توانید اینطور برداشت کنید که هدف بازیگران، فریب اهالی بازار و فروش حجم قابل توجهی از سهام روی مقاومت های معتبر تکنیکال می باشد.

2- پارامتر نسبت قدرت خریدار حقیقی را در نیم ساعت پایانی بازار چک کنید. در صورتی که این پارامتر کمتر از 1 باشد، قدرت فروشنده حقیقی بیشتر از خریدار حقیقی می باشد و به احتمال زیاد بازیگران در حال فروش سهام می باشند اما اگر این نسبت بیشتر از 1 باشد، به احتمال زیاد، بازیگران به طور واقعی در حال خرید و حمایت از سهم می باشند. لازم به ذکر است که پارامتر نسبت قدرت خریدار حقیقی طبق فرمول شکل شماره 3 محاسبه می شود.

فرمول نسبت قدرت خریدار حقیقی

شکل 3- فرمول محاسبه نسبت قدرت خریدار حقیقی

3- به عنوان روش سوم، تعداد سفارش مربوط به اردر حمایتی را چک کنید. در صورتی که تعداد سفارشات زیاد بود، می توان اینطور برداشت کرد که این سفارش توسط بازیگران درج نشده است و صرفا تعداد زیادی از اهالی بازار قصد خرید دارند، اما اگر تعداد سفارش ها کم بود، می توان اینطور برداشت کرد که این سفارش توسط بازیگران درج شده است. به عنوان مثال اگر 4 میلیون سهم طی 10 سفارش برای خرید گذاشته شده بود، می توان اینطور برداشت کرد که چنین سفارشی توسط بازیگران ثبت شده است اما اگر تعداد سفارش ها 100 مورد بود، نمی توان اینطور برداشت کرد که این سفارش توسط بازیگران ثبت شده است، در چنین حالتی، به احتمال زیاد، تعدادی از اهالی بازار قصد خرید نمادی را دارند.

درباره محمد حسن دانشور

موفقیت در بازارهای مالی نیازمند مهارت های متعددی است. صرف اطلاع از برخی از مفاهیم تحلیل تکنیکال نه تنها نمی تواند به درآمدزایی شما در بازارهای مالی کمک کند بلکه می تواند موجب اشتباه و از دست رفتن سرمایه شما شود. در "پارس سرمایه" تلاش می کنیم با رویکردی متفاوت به آموزش و مشاوره بازارهای مالی بپردازیم تا شما را به متخصصین این عرصه تبدیل کنیم.

پرایس اکشن (Price Action) چیست؟

در بازار بورس استراتژی‌ها و روش‌های معاملاتی بسیاری وجود دارند اما یک معامله‌گر تازه‌وارد برای شروع کار تنها به یادگیری یک مورد احتیاج دارد. پس از کسب مهارت در یک روش تحلیلی می‌تواند تعداد مهارت‌هایش را بالا ببرد و بهترین مورد را بر اساس بازار و شخصیت خود انتخاب کند. پرایس اکشن (Price Action) یکی از این شیوه‌های معامله‌گری است. در واقع یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین اشکال معامله‌ است که می‌توان یاد گرفت. اگر به تازگی معامله‌گری را آغاز کرده‌اید، یادگیری معامله بر اساس استراتژی پرایس اکشن می‌تواند نقطه شروع فوق‌العاده‌ای برای شما باشد. در این مقاله با ما همراه باشید تا به این سوال که پرایس اکشن چیست؟ پاسخ دهیم.

پرایس اکشن در بورس چیست؟

پرایس اکشن روشی برای تحلیل تغییرات شکل گرفته در قیمت‌ها و یکی از شیوه‌های معامله‌گری است که در آن از هیچ‌گونه اندیکاتور استفاده نمی‌شود و تمامی تحلیل‌ها بر روی نمودارهای ساده قیمت انجام می‌شوند. در تحلیل به شیوه پرایس اکشن، تنها داده‌های قیمت مبنای تحلیل قرار می‌گیرند تا معامله‌گران به راحتی بتوانند حرکات قیمت را زیر نظر گرفته و نقاط ورود و خروج را شناسایی کنند. در اندیکاتورهای دیگر حجم زیاد اطلاعاتی وجود دارد که برخی از آن‌ها به درد تریدر نمی‌خورد و باعث سردرگمی آن می‌شود اما در پرایس اکشن مواردی چون تحلیل فاندامنتال و استفاده از نوسانگرها برای راحتی کار در نظر گرفته نمی‌شود.

در واقع پرایس اکشن یکی از متدهای تحلیل تکنیکال است و عموماً بر تاریخچه قیمتی دارایی تمرکز می­‌کند. البته بین پرایس اکشن و سایر روش‌های تحلیل تکنیکال نیز تفاوت‌هایی وجود دارد و آن تفاوت این است که، تمرکز اصلی پرایس اکشن بر رابطه بین قیمت­‌های جاری و قیمت‌­های گذشته است. در حالی که سایر روش­‌های تحلیل تکنیکال صرفا بر تاریخچه و گذشته قیمت‌­ها تأکید دارند.

پرایس اکشن به معامله‌گر چه می‌گوید؟

بنا به تعریفی که گفته شد، پرایس اکشن بر مبنای داده‌های خام قیمتی عمل می‌کند که این داده‌ها در قالب‌های مختلف نموداری مانند نمودار شمع ژاپنی (کندل استیک) به کار گرفته می‌شوند.

اندیکاتورهای دیگر مانند MACD و… برای معامله‌گران نوسانی یا همان تریدرها تنها یک ابزار به حساب می‌آیند اما پرایس اکشن تنها ابزار نیست، بلکه منبعی از داده‌هاست که ابزارهای مختلف بر اساس آن داده‌ها ساخته شده‌اند. معامله‌گران به منظور تحلیل و تمرکز بر روی محدوده‌های حمایت و مقاومت و پیش‌بینی شکست‌ها و تثبیت‌های قیمت و یافتن سطوح حمایت و مقاومت به پرایس اکشن نیاز دارند اما برای آن که تحلیل درست را ارائه دهند لازم است با چند مفهوم و اصطلاح زیر آشنا باشند.

خطوط حمایت و مقاومت

خطوط حمایت و مقاومت خطوطی هستند که هنگام برخورد قیمت با آن‌ها و زمانی که قیمت به حدود آن‌ها می‌رسد واکنش نشان می‌دهد. زمانی که این خطوط شکسته شوند قابلیت تبدیل شدن به یکدیگر را پیدا می‌کنند. در واقع خط حمایتی که شکسته می‌شود در ادامه مانعی در برابر افزایش قیمت است و به یک مقاومت تبدیل می‌شود. برای استفاده از این خطوط باید تایم فریم مخصوص آن را تعیین کرد. به عنوان مثال خطوط مقاومتی که برای تایم فرم هفتگی رسم شده در نمودار ساعتی کارآیی ندارد.

خطوط روند

خط روند همان خطوط اتصال کف‌ها با سقف‌ها هستند که یک نمای کلی حرکت سهم را به معامله‌گر نشان می‌دهند. شناسایی خطوط روند باید در الویت کار معامله قرار بگیرد تا معامله‌گر با یافتن خطوط روند و شناسایی روند کلی بتواند نقاط مفهوم حمایت و مقاومت احتمالی برگشت روند (در صورت شکسته شدن) را مشخص ‌کنند و در موقعیت مناسب تصمیم به خریدن یا فروختن سهم مورد نظر بگیرد.

الگوهای کندل استیک

الگوهای کندل استیک در بین کاربران محبوبیت و معروفیت بیشتری دارد زیرا در آن نمایش گرافیکی نوسانات و حرکات قیمتی و اطلاعاتی چون ارزش باز، بسته، بالاترین و پایین‌ترین قیمت سهم نمایش داده می‌شود و کار را برای معامله‌گر ساده‌تر می‌کند.

در کندل استیک الگوهای شمعی هارامی، انگالفینگ و سه سرباز سفید وجود دارند که جزو نمونه‌های شناخته شده و تفسیر شده در پرایس اکشن‌ هستند و معامله‌گر با مشاهده آن‌ها می‌تواند تصمیمات معینی را بگیرد. الگوهای کندل استیک بسیار است؛ با مشاهده این الگوها معامله‌گر می‌تواند انتظار خود را در رابطه با آینده سهم پیش‌بینی کند. به عنوان مثال با «الگوی مثلث صعودی»، می‌توان یک شکست مقاومتی را برای سهم پیش‌بینی کرد. پرایس اکشن در این الگو می‌گوید که چندین بار مقاومت توسط خریداران شکسته شده است.

پس از آشنایی با مفاهیم اولیه، نوبت به رسم نمودار می‌رسد. برای کاربری ساده‌تر از پرایس اکشن بهتر است نمودار از هر نوع شکل، خط و اندیکاتور اضافه‌ای خالی باشد. در شروع کار معامله‌گر محدوده‌های مقاومت و حمایت (به ترتیب قرمز و سبز رنگ) را بر روی نمودار رسم کرده و مناطقی را که قیمت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد را تعیین می‌کند تا در صورت شکسته شدن این خطوط اقدام به خرید یا فروش کند.

کندل شناسی پرایس اکشن

کندل‌ شناسی بخش اول آموزش دوره پرایس اکشن به حساب می‌آید. همه اطلاعاتی که می‌خواهیم در کندل‌ها و شرایط قرارگیری آن‌ها وجود دارد. در واقع کندل، بازتاب رفتار معامله‌گر است و هر برخورد و دیدگاه معامله‌گر در بازار باعث تغییر موقعیت کندل‌ها می‌شود. کندل‌‌ها به چهار دسته کندل صعودی، نزولی، قوی و ضعیف تقسیم‌بندی می‌شوند. یک کندل صعودی یا کندل گاو به رنگ سبز ظاهر می‌شود و هنگامی است که قیمت بسته شدن کندل بالاتر از قیمت باز شدن آن باشد. کندل نزولی یا کندل خرس به رنگ قرمز ظاهر می‌شود و هنگامی است که قیمت بسته شدن کندل پایین‌تر از قیمت باز شدن آن باشد.مفهوم حمایت و مقاومت

کندلی با بدنه سبز بلند نشان دهنده یک روند پرقدرت صعودی با قدرت خریداران بالاست و کندلی با بدنه قرمز بلند نشان از روند پرقدرت نزولی با قدرت فروشندگان بالا دارد. همچنین کندل‌هایی با بدنه کوتاه و سایه‌ای بلندتر نسبت به بدنه‌شان، به عنوان کندل ضعیف شناخته می‌شوند.

الگوهای پرایس اکشن

بحث مهم بعدی الگوهای پرایس اکشن است چرا که این الگوها سرنخ‌های قدرتمندی را در مورد قیمت بعدی سهم در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهند. مهمترین الگوهای پرایس اکشن عبارتند از الگوی نوار داخلی، الگوی نوار پین و الگوی تقلبی.

الگوی نوار داخلی (inside bar)

الگوی نوار داخلی یک الگوی دو شمعی، شامل شمع مادر و شمع داخلی است. در این الگو شمع مادر شامل بدنه و سایه‌ها و شمع داخلی باید کاملا در محدوده بالا تا پایین شمع مادر قرار می‌گیرد.

الگوی نوار پین

الگوی نوار پین، یک شمع با سایه بسیار بلند است. این الگو تغییر روند قیمت در بازار را نشان می‌دهد و عملکرد خوبی دارد مخصوصا اگر بر یک سطح حمایت یا مقاومت ظاهر شود.

الگوی تقلبی

الگوی تقلبی همان شکستن غلط الگوی نوار داخلی است. به عنوان مثال اگر یک الگوی نوار داخلی ظاهر شود و بعد از آن یک الگوی نوار پین شکل گیرد در واقع یک الگوی تقلبی داریم. دلیل نامگذاری آن به الگوی تقلبی این است که به نظر می‌رسد روند بازار معکوس شده است اما در اصل روند در همان جهت ادامه‌ می‌یابد.

آموزش پرایس اکشن

همان‌طور که گفتیم با آموزش پرایس اکشن معامله‌گران بدون استفاده از ابزارهای کمکی مانند اندیکاتورها و الگوها به تحلیل تکنیکال و ترید مناطق با احتمال سوددهی بالا می‌پردازند. آموزش پرایس سرفصل‌های مختلف و بسیاری دارد که در ادامه به مهمترین سرفصل‌های آن اشاره می‌کنیم:

  • کاربرد پرایس اکشن در تشخیص قدرت نواحی (S/R)
  • بررسی خطوط روند از منظر پرایس اکشن (Trend Lines)
  • بررسی کانال‌ها از منظر پرایس اکشن
  • کاربرد پرایس اکشن در تشخیص قدرت روند (Trend)
  • پرایس اکشن در شکاف قیمتی (Gap)
  • تحلیل حجم معاملات در پرایس اکشن (Volume Analysis)
  • کاربرد پرایس اکشن در تحلیل کندل‌ها
  • کاربرد پرایس اکشن در تحلیل الگوها

با ثبت نام در کلاس‌های آموزش پرایس اکشن، با تمامی این مباحث آشنا خواهید شد. لازم به ذکر است که برای آموزش پرایس اکشن به اعتبار و سابقه مرکز یا سایت آموزشی توجه کنید. مراکز آموزشی منتسب به کارگزاری‌ها می‌تواند گزینه مناسبی برای این دست آموزش‌ها باشد.

مزایا و محدودیت‌های پرایس اکشن

در این نوع تحلیل نسبت به شیوه‌های دیگر معامله‌گری مزیت‌ها و محدودیت‌هایی وجود دارد. از جمله محدودیت‌های این روش، آن است که الگوها همیشه بلافاصله درست از آب در نمی‌آیند و باید به برخی از آن‌ها فرصت داد. گاهی ممکن است حرکات قیمتی مشابه، به دو نتیجه‌گیری کاملاً مختلف برسند. یکی از آن‌ها ادامه روند نزولی را پیش‌بینی کند و دیگری روند صعودی را انتظار داشته باشد.

مورد دوم این که با وجودی که بیشتر استراتژی‌های پرایس اکشن ساده هستند اما برای استفاده مناسب مفهوم حمایت و مقاومت از آن‌ها نیاز به تمرین فراوان است. مورد سوم در پرایس اکشن که جز مشکلات آن محسوب می‌شود این است که خودکار کردن استراتژی‌های پرایس اکشن دشوار است یعنی شما خودتان باید مراقب ایجاد الگوها باشید و نمی‌توان معامله را اتوماتیک کنید. البته برخی از این محدودیت‌ها به تایم فرمی که معامله‌گر استفاده می‌کند بستگی دارد. پرایس اکشن مزیت‌هایی هم دارد که به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  1. پرایس اکشن در هر بازاری کاربرد دارد. کاربردی بودن از مزیت‌های اصلی آن است. بازار سهام، بازار آتی، بورس کالا، فارکس، بیت کوئین و…
  2. پرایس اکشن رایگان است و معامله‌گران نیازی به نرم ‌افزارهای اضافی ندارند. کندل، بار، نقطه یا هر نوع نمودار دیگری می­تواند اطلاعات لازم را به معامله‌گران ارائه دهد.
  3. سریع است و تأخیر قیمتی در آن وجود ندارد. در واقع شما با اطلاعات تاریخ گذشته سروکار ندارید.
  4. پرایس اکشن، روشی همه جانبه است که شما می‌توانید با استفاده از آن همه چیز را با هم ترکیب کنید در حالی که تداخل اطلاعاتی وجود نداشته باشد.
  5. شما با استفاده از هر نرم‌ افزاری می‌توانید تحلیل پرایس اکشن را انجام دهید. نرم ‌افزارهایی چون: نینجا تریدر، ترید استیشن، متا تریدر و… .
  6. اگر از یک استراتژی پرایس اکشن مطلع باشید دیگر نیاز به تحقیق بیشتر نخواهید داشت و شما با این استراتژی‌ها در بیشتر مواقع ورودها و خروج‌های مناسب‌تری در مقایسه با روش‌های مبتنی بر اندیکاتور خواهید داشت.

با همه مزایایی که برای پرایس اکشن شمردیم، اما همان طور که گفتیم یادگیری آن نیاز به صرف زمان و تمرین بسیار دارد. به یاد داشته باشید که تمرین مداوم پرایس اکشن و اندیکاتورها شما را به یک معامله‌گر حرفه‌ای در هر بازاری بدل می‌کند.

نکات کلیدی پرایس اکشن

  • الگوهای نموداری و همچنین ابزارهای تحلیل تکنیکال مثل میانگین متحرک نمایی، خط روند و دامنه معاملاتی و… که از آن‌ها برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌شود؛ با استفاده از پرایس اکشن محاسبه می‌شوند.
  • تحلیلگر پرایس اکشن برای پیش‌بینی به اندازه نسبی، شکل، موقعیت، رشد و حجم شمع‌ها توجه می‌کند.
  • بالا رفتن قیمت سهام به معامله‌گر پرایس اکشن می‌گوید که خریدار سهم افزایش یافته در چنین حالتی معامله‌گر ارزیابی می‌کند که آیا این روند ادامه خواهد داشت یا نه.
  • در استراتژی پرایس اکشن حتی وضعیت روانی بازار را با استفاده از الگوهای شمعی می‌توان تحلیل کرد.
  • یک معامله‌گر پرایس اکشن می‌تواند تنها با تحلیل روانی و رفتاری به معامله بپردازد و این به معنای نادیده گرفتن تمام روش­‌های تحلیل تکنیکال نیست. بلکه ممکن است تریدر استراتژی خود را صرفاً بر روی درک رفتاری در پرایس اکشن متمرکز کرده باشد.
  • در پرایس اکشن معامله­‌گر به دنبال الگوهای مختلف است که به ترتیب خاصی شکل می‌گیرند و چون الگوهای پرایس اکشن با هر شمع شکل می­‌گیرد؛ به این ترتیب ستاپ به وجود می‌آید که به سیگنال خرید و فروش منتهی می‌شود.
  • برای ورود به معامله تنها یک ستاپ ساده کافی نیست؛ بلکه معامله‌گر پرایس اکشن باید از ترکیب شمع‌ها، الگوها و ستاپ­‌ها استفاده کند.
  • هنگامی که معامله‌گر متوجه شد که سیگنال پرایس اکشن به اندازه کافی قوی است، آنگاه منتظر نقطه مناسب ورود یا خروج است که به آن تریگر می‌گویند. واژه تریگر به معنای «ماشه» است و به موقعیتی اطلاق می‌شود که معامله‌گر تمامی گام‌های تحلیل را برداشته و تنها منتظر فرصتی مناسب است تا به سهم موردنظر خود وارد شود.
  • به طور کلی، بعد از ورود به معامله باید حد ضرر مشخص شود. (در مقاله حد ضرر چیست بطور مفصل در این باره صحبت شده‌است.)
  • نقطه ورود مناسب به کنترل ریسک در معامله کمک می‌کند و معمولاً سود بالقوه‌ای نیز به همراه دارد.

سخن آخر

معاملات مبتنی بر پرایس اکشن به این معناست که معامله‌گر بر مبنای حرکت قیمت تصمیم‌گیری می‌کند. معامله‌گر پرایس اکشن تنها منبع واقعی اطلاعات را قیمت می‌داند. در واقع برای یادگیری استراتژی پرایس اکشن خواندن و تفسیر حرکات نمودار قیمت اصل است و در ادامه پیاده‌سازی سایر ابزارهای تحلیلی مانند اندیکاتورها نیز می‌تواند مفید باشد. توجه داشته باشید که معامله‌گری بر اساس پرایس اکشن، تضمین‌کننده سود نیست بلکه این کار فقط سبک بهتر و حرفه‌ای‌تری از معامله را پیش پای شما قرار می‌دهد.

حمایتها و مقاومتها، شرایط و هرچیزی که درباره آنها باید بدانید

resistance-and-support-feature

مقاومت و حمایت پراستفاده‌ترین بخشهای تحلیل تکنیکال هستند. آموزش هر سبک از تحلیل تکنیکال با یادگیری خطوط مقومت و حمایت شروع میشود. افراد زیادی در بازارهای مالی نام خود را تحلیل‌گر میگذراند و گاهی به آموزش دادن دیگران میپردازند در حالیکه در این بخش از تحلیل تکنیکال که پایه‌ای ترین بخش آن است ضعف دارند.

در این مقاله قصد داریم به آموزش کامل حمایتها و مقاومتها بپردازیم. شما بعد از خواندن این مقاله، تمام اصول خطوط مقاومت و حمایت را یاد میگیرید اما به این نکته توجه داشته باشید که یادگیری اصول به تنهایی کافی نیست و برای اینکه به مرحله حرفه‌ای برسید نیازمند تمرین بر روی نمودارهای مختلف هستید. برای نوشتن این مقاله از کتابهای مهمی از جمله کتاب جان مورفی و مارتین پرینگ که در بسیاری از آموزشها به عنوان مرجع در نظر گرفته میشوند استفاده شده است.

برای شروع آموزش این بحث، اول بهتر است درک درستی از بازار و بالاپایین شدن قیمتها پیدا کنیم.

عرضه و تقاضا

اگر با عرضه و تقاضا در بازارهای مالی آشنایی ندارید، درک آن به شما دید تازه‌ای میدهد. دیگر هیچ بالا و پایینی در نمودار را بدون دلیل نمیبینید و سعی میکنید عوامل حرکات بازار را تحلیل کنید. اصولا وجود مبحثی به نام تحلیل تکنیکال بر اساس مفهومی به نام عرضه و تقاضا شکل گرفته است.

بازار از چه چیزی تشکیل شده است؟

همه بازارها از عامل مهمی تشکیل شده‌اند که این عامل، چیزی نیست جز ما انسانها! شما با دیدن یک چارت و نمودار قیمتی، با چند خط و کندل معمولی مواجه نیستید بلکه در پشت صحنه آن انسانهای زیادی هستند که احساسات متفاوت دارند. گاهی با طمع مواجه میشوند گاهی با ترس و گاهی بنا به هردلیلی ارزی را میخرند و گاهی مفروشند.

زمانهایی وجود دارد که خبری بسیار بد مثل جنگ پخش میشود، یا رییس جمهور کشوری عوض میشود و یا سرمایه‌گذار مهمی توییتی را منتشر میکند. همه این مواقع تاثیری که مردم از این اخبار میگیرند باعث میشود جنسی را بفروشند و یا بخرند.

عرضه و تقاضا چیست؟

به نظر شما چرا قیمت طلا زیاد است؟ قطعا دلیل قیمت زیاد طلا رنگ طلایی آن نیست بلکه کمیاب بودن آن است. هرچیز کمیابی قیمت بالایی دارد و دلیل آن این است که عرضه آن بسیار کمتراز تقاضای مشتریان است .

عرضه وقتی است که جنسی توسط تولید کننده‌ای تولید میشود و تقاضا وقتی است که مشتریان خواهان آن جنس هستند و آن را تقاضا میکنند. برای مثال یکی از عواملی که باعث شده است قیمت بیت کوین اوج بگیرد این است که تعداد آن محدودیت دارد و روزی به پایان میرسد. این یعنی روزی عرضه آن به پایان میرسد و تنها تقاضا میماند!

قضیه عرضه و تقاضا در تمام قسمتهای زندگی وجود دارد. برای مثال وقتی شکر و روغن کمیاب میشوند، وقتی مردم خرید جنسی را تحریم میکنند و قیمت آن کاهش پیدا میکند، وقتی بیماری مثل کرونا در جهان به وجود میاید و جنسی مثل ماسک به جنسی حیاتی تبدیل میشود و عرضه آن بسیار کمتر از تقاضای آن است و قیمت آن افزایش میابد و …. عرضه و تقاضا مهمترین عامل برای تغییر قیمت هرچیزی است.

وظیفه یک تحلیل گر و سرمایه‌گذار، فهمیدن این موضوع است که یک جنس در چه زمانی و در چه قیمتی خواهان بیشتری دارد و در چه زمانی بیشتر فروش میرود و با پیشبینی درست و به موقع آن اقدام به خرید و فروش میکند و سود میبرد.

برای مثال در تصویر زیر توییت شخصی در چندین سال پیش زمانی که بیت کوین 8 دلار بود را میبینیم که اظهار پشیمانی میکند از اینکه 1700 عدد بیت کوین خود را بیشتر نگه نداشته تا در قیمت 8 دلار بفروشد! اگر او این تعداد بیت کوین خود را در قیمت 60 هزار دلار داشت چقدر ارزش داشت؟

حالا که با مفهوم عرضه و تقاضا بهتر آشنا شدیم یک قدم دیگر جلو میرویم.

حمایتهای و مقاومتها

دو دسته خطوط در تحلیل تکنیکال وجود دارد که در نمودارها کشیده میشوند:

  • خطوط استاتیک
  • خطوط داینامیک

خطوط استاتیک خطوطی هستند که همواره در طول زمان روی یک قیمت هستند و ثابت هستند. مثلا همیشه سه هزار دلار برای بیت کوین یک خط حمایتی و مقاومتی است و این خط در طول زمان بالا یا پایین نمیشود.

خطوط داینامیک خطوطی هستند که محل آنها در طول زمان تغییر میکنند. یک نمونه از این خطوط که بسیار پر استفاده هستند خط روند است.

در ادامه به تعریف و روش رسم این دو نوع خط میپردازیم.

حمایتها و مقاومتهای استاتیک

در بسیاری از کتابها حمایتها در نمودار، محل خریدهای مشتریان و مقاومتها محل تجمع فروشهای فروشنده‌ها تعریف شده است. به این معنی که هرگاه قیمت به مقاومت برسد فشار فروش زیاد است و احتمالا قیمت از آن خط برمیگردد. (شکل زیر)

درست برعکس این قضیه هرگاه به یک خط حمایتی برسیم در آنجا فشار خرید زیاد است و احتمالا در آن ناحیه قیمت بالا میرود.(شکل زیر)

حالا که کمی با حمایتها و مقاومتهای استاتیک آشنا شدیم بهتر است بدانیم که چرا خطوط حمایت و مقاومت به وجود می‌آیند.

چرا حمایت و مقاومت در نمودار به وجود می‌آیند؟

برای همه ما زمانهای زیادی پیش آمده که جنسی را در قیمت مناسبی نخریدیم و فرصت را از دست داده‌ایم. در این زمان دو حالت برای ما پیش میاید:

  • یا جنس را در قیمت بالاتر میخریم
  • یا منتظر میمانیم که شاید قیمت دوباره به قیمت از دست رفته برگردد

مورد دوم دقیقا همان دلیلی است که باعث به وجود آمدن سفارشهای خرید بسیاری در ناحیه خاص میشود. وقتی قیمت به حمایت قبلی برمیگردد افرادی که شانس خود را برای خرید در فرصت قبل از دست داده بودند، فرصتی جدید برای خرید به دست می‌آورند و سریعا اقدام به خرید میکنند.

برای مثال در بیت کوین یکی از حمایتهای قدرتمند که در بسیاری از مواقع قیمت را بر روی خود نگه داشته است ناحیه 3000 است. بارها وقتی قیمت ریزش شدید پیدا کرده است، در این ناحیه خریدارها قیمت را نگه داشته و به سمت بالا هدایت کرده‌اند.

برعکس همین قضیه برای مقاومتها نیز وجود دارد. برای مثال فرض کنید جنسی را داریم که قصد فروش آن را داریم. وقتی بهترین فرصت برای فروش جنس را در قیمت بالا از دست میدهیم دو حالت برای ما به وجود میاید:

  • یا جنس را در قیمت بالاتر میخریم
  • یا منتظر مفهوم حمایت و مقاومت میمانیم که شاید قیمت دوباره به قیمت از دست رفته برگردد و بعد بفروشیم

برای مثال میتوانیم به نمودار atom/btc اشاره کنیم و مقاومتی که در ناحیه مقاومتی سبز رنگ شکل رفته است.

مقاومتها بعد از شکسته شدن به حمایت تبدیل میشوند

یک آپارتمان را تصور کنید که ما در طبقه سوم آن ساکن هستیم. کف آپارتمان ما در اصل سقف کسی است که در طبقه دوم زندگی میکند و مفهوم حمایت و مقاومت سقف ما کف ساختمان کسی است که در طبقه بالایی زندگی میکند.

این ترتیب در نمودار نیز وجود دارد و لازم است به آن توجه شود. اگر قیمت موفق شود مقاومتی را بشکند از آن پس آن مقاومت تبدیل به حمایت میشود و هرگاه قیمت دوباره به آن خط برگردد افرادی سعی میکنند در آن ناحیه خرید کنند. برای مثال به نمودار بیت کوین که در تصویر زیر آمده مفهوم حمایت و مقاومت است توجه کنید.

در یک نمودار حمایتها و مقاومتها همواره در حال تبدیل شدن به یکدیگر میباشند و هروقت دیدیم خط مهمی شکسته شد، از آن به بعد نباید آن را رها کنیم.

قدرت یک خط مقاومت و حمایت چگونه تشخیص داده میشود؟

اگر به نمودار و سطوحی که تشکیل میدهد نگاه کنید، احتمالا خطوط بسیار زیادی را پیدا میکنید که قیمت در آنها واکنش نشان میدهد. در این مواقع نیاز است عواملی را در نظر بگیریم که با استفاده از آنها تشخیص بدهیم قدرت و اهمیت کدام یک از این سطوح بیشتر است.

البته این نکته را باید در نظر گرفت این عوامل کاملا تجربی به دست آمده است و هیچگاه نمیتوان به طور دقیق قدرت و اهمیت سطحی را مشخص کرد.

به صورت کلی عواملی که اهمیت یک مهمه را مشخص میکنند را میتوان در این عوامل خلاصه کرد:

  • اعداد رُند از نظر روانشناسی مغز ما به پذیرش اعداد رند بیشتر تمایل دارد. برای مثال معمولا ما عدد 100 را به عدد 97 بیشتر ترجیح میدهیم. این قضیه در بازارهای مالی نیز صدق میکند. خطی که برروی عددی رند مانند 5، 10، 100 و… قرار گرفته ناخودآگاه برای معامله‌گران باارزش تر است.
  • چند بار باعث تغییر روند شده است قیمت مدام مفهوم حمایت و مقاومت از زوند صعودی به نزولی و برعکس تغییر حالت میدهد. وقتی تغییر روند اتفاق میافتد که جای فروشنده‌ها و خریدارها عوض میشود. در حمایتها و مقاومتها آن خطی ارزش بیشتری دارد که بیشتر از خطوط دیگر باعث عوض شدن تصمیم معامله‌گران شده است. معمولا رد شدن از این خطوط قدرت زیادی را میطلبد.
  • با چه قدرتی قیمت را نگه داشته است کوهنوردی را تصور کنید که ارتفاع قصد فتح قله‌ای را دارد. هزچه این ارتفاع بیشتر باشد کوهنورد برای فتح آن انرژی بیشتری نیاز دارد. و هرچه به قله نزدیکتر میشود از انرژی او کاسته میشود. برای مثال اگر قله 100 متر ارتفاع داشته باشد کوهنورد زمانی که به قله میرسد انرژی کمتری دارد تا زمانی که قله تنها 10 متر ارتفاع دارد. در بازارهای مالی هم این نکته صدق میکند. هرچه قیمت از فاصله کمتری به سمت مقاومتی حمله کند توانش برای شکستن آن بیشتر میشود. هرچقدر قیمت دفعات بیشتری موفق بشود این حمله‌ها را دفع کند اهمیت و قدرت بیشتری دارد.

این عوامل مثل امتیاز میمانند. هرچقدر خطی امتیاز بیشتری کسب کند قدرت و اهمیت بیشتری دارد.

خظوط داینامیک

به طور کلی خطوطی داینامیک هستند که شیب داشته باشند و در طول زمان محل آنها تغییر کند. میتوانیم خط‌های روند (trendline) و خطوط میانگین (ma) را مثال بزنیم.

قبل از توضیح خطهای روند نخست باید مفهوم روندهای نزولی و صعودی را بهتر درک کنیم.

روندهای نزولی و صعودی

تمام قسمتهای نمودار از قله‌ها و دره‌ها (high and lows) ساخته شده است. گاهی این قله ها و دره‌ها به ترتیبی منظم چیده میشوند و گاهی نامنظم. نوع قرار گرفتن این قله‌ها و کفها روندهای نزولی و صعودی را مشخص میکند.

چه زمانی روند صعودی و نزولی شکل میگیرد؟

روند صعودی زمانی شکل میگیرد که هر دره و یا کف بالاتر از کف یا دره قبلی باشد. در این زمان وقتی این کفها را به هم دیگر متصل کنیم خط روند صعودی به وجود میاید درست مانند شکل زیر:

روند نزولی درست برعکس روند نزولی است و زمانی شکل میگیرد که هر قله و یا سقف پایین‌تر از قله و یا سقف دیگر باشد. در این زمان وقتی این قله‌ها و سقف‌ها را به همدیگر متصل کنیم روند نزولی شکل میگیرد. مانند شکل زیر:

مهم ترین دلیلی که یک خط به عنوان خط روند در نظر گرفته شده است این است که آن خط چندین بار برخورد یا اصطلاحا تاچ شده است. شرط اولیه برای اینکه یک خط، خط روند باشد اتصال دو نقطه است اما این خط سوم است که به خط روند اعتبار میبخشد.

پیدا کردن خطهای روند جزئی مهم از تحلیل تکنیکال هستند. پیدا کردنشان ساده به نظر میاید اما گاهی خطوطی را در نظر میگیریم که به نظر درست هستند اما به راحتی قیمت آنها را میشکند.

رسم خط روند بیشتر از اینکه از قوانینی ساده تشکیل شده باشد باید چیزی باشد که اکثریت معامله‌گران اعتبار آن را قبول داشته باشند. بنابراین رسم خط روند صحیح، کاری چالشی است. در مقاله رسم خط روند به صورت کامل و جامع به نحوه رسم یک خط روند معتبر پرداخته شده است.

رسم کانال

رسم کانال در تحلیل تکنیکال یکی از تکنیکهای کاربردی برای تسخیص جهت بازار میباشد. یک کانال زمانی شکل میگیرد که قیمت میان دو خط موازی که یکی از این خطوط، خط روند معتبر باشد قرار بگیرد. در این مواقع زمانی که قیمت به ضبع پایین میرسد معامله گران اقدام به خرید میکنند و زمانی که به ضلع بالایی میرسد میفروشند.

در مقاله آموزش رسم کانال و روش دریافت سیگنال با استفاده از آن به طور کامل به بحث کانالها و روش رسم آنها به زبان ساده پرداخته شده است.

برای نمونه در تصویر زیر یک کانال صعودی را میتوانید مشاهده کنید. این کانال بعد از پیدا شدن خط روند صعودی کشیده میشود.

حمایت و مقاومت استاتیک و داینامیک در تحلیل تکنیکال

توجه به خطوط حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال اهمیت بسیار زیادی در بورس دارد. این خطوط ارائه‌ دهنده نقاط اتصال مهمی هستند که در آن‌ها نیروهای عرضه و تقاضا به هم می‌رسند‌. حمایت ­ها و مقاومت ­ها به دو دسته داینامیک (Dynamics) و استاتیک (Static) تقسیم می ­شوند که در این مقاله به توضیح آن ها خواهیم پرداخت.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

فرق چندانی نمی کند که تحلیلگری تازه کار یا حرفه ­ای در بورس باشید، تعیین سطوح حمایت و مقاومت جزو ابتدایی­ ترین و در عین حال مهم ­ترین مباحث تحلیل تکنیکال – technical analysis در دوره آموزش بورس است. در بازارهای اقتصادی و بازار بورس، قیمت ­ها توسط عرضه و تقاضای بیش از حد هدایت می ­شوند . عرضه با کاهش قیمت ­ها، فروشندگان و فروش هم­ ردیف است؛ تقاضا، با افزایش قیمت­ ها، خریداران و خرید هم­ ردیف است. هر­گاه تقاضا افزایش یابد قیمت­ ها بالا می روند و هر گاه عرضه افزایش یابد قیمت­ ها پائین می­ آیند.

محدوده حمایتی محدوده ­ای در نمودار قیمتی است که در آن خریدار به صورت پر­قدرت ظاهر می­ شود و فروشنده نیز ضعیف می ­شود. در محدوده حمایت، تقاضا برای سهم افزایش می­ یابد و از کاهش بیشتر قیمت سهم جلوگیری می ­شود.

محدوده مقاومتی محدوده­ ای در نمودار قیمتی است که برعکس محدوده­ ی حمایتی فروشنده به صورت پرقدرت ظاهر می ­شود و همگام با آن ضعف خریدار در سهم وجود دارد. اعتقاد براین است که در این هنگام به ­دلیل افزایش عرضه ­ها و عدم تقاضای قوی در بازار قیمت سهم کاهش می­ یابد و روند افزایش قیمت متوقف می­ شود. به طور کلی سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال دارای دو جنس استاتیک و داینامیک است.

حمایت و مقاومت استاتیک:

به سطوحی گفته می­ شود که در هر شرایطی مقدار ریالی آن ثابت بوده و وابسته به زمان نیست به بیان دیگر سطوح استاتیک سطوحی هستند که در زمان­ های گذشته اتفاق افتاده ­اند و دارای سابقه تاریخی هستند.

ساده ­ترین حالت حمایت و مقاومت استاتیک، همان حالت افقی آنهاست که خط مقاومت مماس بر بالاترین قیمت کندل پیوت سقف (نقطه ­ای که جهت حرکت قیمت از صعودی به نزولی تغییر می ­کند) و خط حمایت مماس بر پایین ترین قیمت کندل پیوت کف (نقطه ­ای که جهت حرکت قیمت از نزولی به صعودی تغیییر می­ کند) است. لازم به ذکر است در رسم حمایت و مقاومت سایه­ ها (shadow) را نیز لحاظ می کنیم.

به عنوان مثال ۱۴۰۰ ریال مقاومت سهم زیر است. هر موقع که قیمت به این عدد نزدیک می ­شود ما شاهد ریزش قیمت هستیم و بالعکس این رفتار را برای حمایت هم مشاهده می­ کنیم.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

حمایت و مقاومت داینامیک:

به سطوحی گفته می شود که در زمان­ های مختلف تغییر می ­کند. به بیان دیگر سطوح داینامیک سطوحی هستند که در زمان­ های گذشته اتفاق نیفتاده ­اند و دارای سابقه تاریخی نیستند پس با­توجه به شرایط مختلف مقدار ریالی آنها متفاوت است. به عنوان مثال تصویر زیر یک روند صعودی را نشان می دهد که مقاومت­ های سهم در قالب کانال صعودی نمایش داده شده ­اند؛ مشاهده می شود این اعداد فقط یک بار تکرار شده ­اند به همین دلیل به این سطوح داینامیک می گویند.

در نقطه­ ی A مقاومت ۱۰۵۰ است، در نقطه­ ی B مقاومت ۱۱۵۰ ، در نقطه­ی C مقاومت ۱۲۰۰ و در نقطه ­ی D مقاومت ۱۳۰۰. برعکس تصویر ۱ که مقاومت، عدد ثابت ۱۴۰۰ بود.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

حمایت داینامیک را نشان می دهد که در قالب یک کانال نزولی مشخص گردیده و تفاوت ­های حمایت داینامیک و استاتیک را بیشتر ملموس می­ کند.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

طریقه­‌ی رسم مقاومت داینامیک به این شکل است که سقف ­های قیمتی را به هم وصل می کنیم و برای رسم آن همین عمل را با متصل کردن کف های قیمتی انجام می­ دهیم. لازم به ذکر است حمایت­ های روند صعودی و مقاومت­ های روند نزولی از اعتبار کمتری برخوردارند.

تفاوت حمایت و مقاومت استاتیک و داینامیک در تحلیل تکنیکال چیست؟

مقوله زمان در این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. حمایت و مقاومت استاتیک ثابت بوده و در طول زمان همواره مقدار ثابتی است اما حالت داینامیک آن با توجه به زمان و شرایط مختلف مقادیر متفاوتی را نشان می‌دهد. حمایت و مقاومت تاریخی و افقی از مصادیق استاتیک هستند. حمایت و مقاومت خطوط روند از نوع داینامیک هستند.

نتیجه گیری:

تشخیص سطوح کلیدی حمایت و مقاومت یک جزء اساسی موفقیت در بازار سرمایه است. اگر­چه گاهی اوقات تعیین خطوط دقیق حمایت و مقاومت مشکل است اما با استفاده از آنها توانایی تحلیل و پیش­‌بینی به شدت بهبود می­‌یابد. اگر قیمت اوراق بهادار به یک سطح حمایت یا مقاومت مهم نزدیک شود ، باید آن‌را به عنوان یک هشدار برای تغییر روند تلقی نمود. شکسته شدن یک سطح حمایت و مقاومت نشانه‌­ی تغییر رابطه­‌ی بین عرضه و تقاضا است.

یکی از قوی‌ترین استراتژی های معاملاتی خرید، خرید در سطوح بالایی است. روشی که مورد استفاده و تاکید بزرگان بازار سرمایه همچون نیکلاس دارواس، ویلیام اونیل و… است. طبق این استراتژی هنگامی که سهم از گذشته­‌ی قیمتی خود عبور می‌­کند می‌­توان صعود­های خوبی را برای سهم مورد نظر پیش­بینی کرد به عبارت دیگر عبور از خط مقاومت و غلبه‌­ی تقاضا بر عرضه در این نقطه‌­ی مهم، نوید آینده‌­ای روشن خواهد بود.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

سطوح حمایت و مقاومت

سطوح حمایت و مقاومت از مفاهیم پایه ای و پر کاربرد در تحلیل تکنیکال انواع بازارهای مالی می باشد .فعالان این حوزه تعریف های گوناگونی از این سطوح برای خود دارند اما ما در اینجا سعی میکنیم این دو مفهوم رو بسیار ساده و کاربردی به شما آموزش دهیم.

برای شروع ابتدا به شکل زیر دقت کنید :

سطوح حمایت و مقاومت

شکل بالا همانطور که مشاهده می کنید ، به صورت زیگ زاگ به سمت بالا در حال حرکت است (روند صعودی ).

حمایت یا Support چیست ؟

حمایت یا Support همانطور که در شکل بالا مشاهده می کنید ، سطحی از قیمت است که مانع کاهش بیشتر قیمت می شود . این سطح معمولا هنگامی که خریداران به خرید بیشتر راغب شوند ، تشکیل می شود .

اعتقاد بر این است که زمانیکه قیمت به سطح حمایت می‌رسد، تقاضا معمولا بیشتر از عرضه می‌شود و از سقوط قیمت به زیر سطح حمایت جلوگیری می‌کند.البته این یک قضیه ی کلی و همیشگی نیست.سطوح حمایتی ممکن است شکسته شوند و یا تبدیل به سطوح مقاومت شوند که در آینده در این مورد بحث خواهیم کرد

مقاومت یا Resistance چیست ؟

مقاومت یا Resistance سطحی از قیمت است که از افزایش بیشتر قیمت جلوگیری می کند .در واقع مانند سدی عمل می کند که جلوی پیشروی بیشتر آب را میگیرد . این سطح هنگامی که تمایل فروشندگان به فروش خیلی بیشتر از تمایل خریداران به خرید باشد روی می دهد.

در سطوح مقاومت معمولا عرضه بیشتر از تقاضا می باشد. فرد یا افرادی که مالک حجم زیادی از کالا یا سهام و .. هستند تصمیم به فروش آن می گیرند که به دلیل عرضه ی زیاد نسبت به تقاضا، مانع افزایش قیمت بیشتر سهام و.. می شوند.

البته همیشه عرضه و تقاضا در تفاوت قیمت و یا تشکیل سطوع مقاومت و حمایت دخیل نیستند.

شکل زیر سطوح حمایت و مقاومت را به خوبی نشان میدهد:

حمایت و مقاومت

نکته : معمولا سطوح حمایت نقاط مناسبی برای خرید و سطوح مقامت ، برای فروش مناسب اند.

انواع خطوط حمایتی و مقاومتی

خطوط حمایت و مقاومت سه نوع هستند که ما در اینجا به دو نوع پرکاربرد و ساده ی آن اشاره میکنیم :

۱- خطوط حمایتی و مقاومتی افقی

همانطور که در شکل بالا مشاهده می کنید ، خطوط حمایت و مقاومت را به صورت افقی رسم می کنیم. این خط باید مماس با سطح مقاومت (بالاترین نقطه قبل از برگشت به سمت پایین یا همان قله) و یا مماس با سطح حمایت(پاینترین نقطه قبل برگشت به سمت بالا یا دره) باشد.

بهتر است بخوانید : سه نمودار پرکاربرد در تحلیل تکنیکال

هرچه تعداد برخورد به این خطوط و برگشت از آن بیشتر باشد ، اعتبار آن ها نیز افزایش پیدا می کند.

نکته : در صورت شکسته شدن سطوح حمایت و کاهش قیمت ، آن سطح تبدیل به مقاومت می شود و در صورت شکسته شدن مقاومت، آن سطح تبدیل به حمایت می شود. در شکل پایین به وضوح این مفاهیم قابل مشاهده و درک می باشد.

تبدیل مقاومت به حمایت

۲- خطوط حمایتی و مقاومتی روندی

همانطور که مشاهده می کنید خطوط روندی به صورت مورب رسم می شوند .شما باید این خط روند را به قله ها و یا دره های یک نمودار که به اصطلاح پیوت میگویند متصل کنید. به هیچ عنوان خط روند را از میانه کندل ها عبور ندهید دقیقا مماس با قسمت باز و یا بسته شدن کندل ها باشد.

در مقالات بعدی در مورد روند و مفاهیم دیگر تحلیل تکنیکال بیشتر صحبت خواهیم کرد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا