فارکس به زبان ساده

رابطه بین سود و سرمایه اولیه

توجه و اطلاعات کمتری در مورد شرکتهای بازار سرمایه خصوصی وجود دارد و این امر سرمایه گذاری را به ویژه برای سرمایه گذاران کوچکتر دشوار می کند. در بازارهای خصوصی، نقدینگی کمتری وجود دارد، به این معنی که خرید و فروش اوراق بهادار دشوارتر است.

رابطه بین ریسک و بازده

بر اساس یک اصطلاح رایج در تجارت، قدرت ریسک پذیری بالاتر، بازدهی احتمالی بیشتری در پی خواهد داشت. در واقع میزان بازده، کاملاً با مقدار ریسک مرتبط است؛ اما همان‌طور که در مباحث قبلی ذکر شد، این بدان معنی نیست که صرف کسب بازده بالاتر، ریسک‌های نجومی تقبل کنید!

سرمایه‌گذاری بدون ریسک!

زمانی که شما در دارایی‌هایی با درآمد ثابت سرمایه‌گذاری کنید، تقریباً هیچ‌گونه ریسکی شامل حال شما نخواهد شد. پر واضح است که در چنین شرایطی بازدهی محدودی نیز نصیب شما می‌شود. به همین دلیل افراد ریسک گریز اغلب به دنبال سپرده‌های بانکی هستند تا ضمن کسب بازده حداقلی، اصل سرمایه آن‌ها نیز در معرض خطر نباشد. در این نوع اوراق بهادار، معمولاً اصل و سود سرمایه توسط دولت، بانک مرکزی یا یک نهاد رسمی مالی، تضمین می‌شود. در بسیاری از کشورها درصد سود بدون ریسک، به اندازه نرخ تورم یا کمی بیشتر است تا حداقل سرمایه‌گذاران قادر به حفظ ارزش پول خود باشند. اما در طرف مقابل، سرمایه‌گذاران ریسک پذیر به دنبال تضمین خاصی نبوده و ضمن مدیریت دارایی، خواهان بازدهی بیشتری هستند؛ به طور کلی قانون همیشگی سرمایه‌گذاری این است؛ تقبل ریسک بیشتر، در ازای احتمال کسب بازدهی بالاتر.

سرمایه‌گذاری بدون ریسک!

نسبت بازده به ریسک

یکی از شاخص‌های مهم و کاربردی در مدیریت سرمایه، نسبت پاداش به ریسک می‌باشد.این نسبت، حاصل تقسیم بازده مورد انتظار به ریسک احتمالی هر موقعیت معاملاتی است.فعالان بازار مالی باید پیش از ورود به سرمایه‌گذاری در هر نوع دارایی، این نسبت را محاسبه نموده و آن را ارزیابی کنند.مقدار این شاخص، بیانگر میزان ارزشمندی سرمایه‌گذاری شما است.در واقع نسبت بازده به ریسک نشان می‌دهد که به ازای در معرض خطر قرار دادن بخشی از سرمایه خود، چند برابر بازده احتمالی کسب خواهید نمود.

حداقل مقدار نسبت پاداش به ریسک

بر مبنای اصول سرمایه‌گذاری منطقی، حداقل مقدار مجاز برای این نسبت، عدد ۱ می‌باشد. بدین معنی که توان ریسک‌پذیری شما در یک موقعیت معاملاتی، باید حداکثر به اندازه بازده مورد انتظار باشد و مقادیر کمتر از ۱ برای این نسبت، اصلاً قابل پذیرش نیست.

اصولاً ورود به چنین معاملاتی صحیح نمی‌باشد زیرا، نسبت به بازده احتمالی ریسک بیشتری را متقبل شده‌اید و چنین رویکردی در بلند مدت، قطعاً به زیان شما خواهد بود. یکی از اصلی ترین کاربردهای نسبت پاداش به ریسک، ایجاد محدودیت برای سرمایه‌گذاران هیجانی با ریسک غیرمنطقی است؛ تا مجبور باشند قبل از ورود به معامله، میان ریسک و بازده خود تناسب معقولی برقرار کنند؛ زیرا رؤیای بدست آوردن سودهای نجومی، منجر به پذیرش ریسک‌های سنگین و نابود کننده‌ای خواهد شد.

نسبت بازده به ریسک بهینه

برخی از مربیان معامله‎گری و بزرگان بازار، پاداش ۲ تا ۳ برابری نسبت به ریسک را، مقدار مناسبی در نظر می‌گیرند.طبق این نظریه، اگر ریسک شما در یک موقعیت معاملاتی ۱۰ درصد است، باید انتظار بازدهی ۲۰ تا ۳۰ درصدی داشته باشید.چنین رویکردی برای رشد سرمایه در بلند مدت مناسب است اما، لزوماً صحیح نیست؛ زیرا تعیین بازده مورد انتظار چند برابری نسبت به ریسک احتمالی، مستلزم شناسایی سود نقدی حداکثری در گزارشات مالی شرکت و در نظر گرفتن اهداف نموداری خوشبینانه می‌باشد که ممکن است به واقعیت تبدیل نشوند.گاهاً به واسطه داشتن چنین تفکراتی، سودهای معقول و در دسترس نیز به خاطر لجاجت و تعصب نسبت به بازدهی آتی سهم، از دست خواهند رفت.به عبارت دیگر، در صورتی که فرد از تجربه و مهارت کافی در معامله‌گری برخوردار نباشد؛ نسبت بازده به ریسک چند برابری، سبب کاهش تعداد معاملات سودده و بروز تفاوت آشکار میان بازده واقعی و مورد انتظار، خواهد شد.

بهتر است در ابتدای شروع به فعالیت در بازار بورس، حداقل عدد ۳ را برای این نسبت در نظر بگیرید.سپس در صورت رشد سرمایه و انجام معاملات موفقیت آمیز در میان مدت، با توجه به استراتژی و شخصیت معاملاتی خود، این نسبت را افزایش داده و به سطح بهینه برسانید. توجه داشته باشید که بالا بودن نسبت بازده به ریسک، به هیچ عنوان ضامن سوددهی شما نخواهد بود و در صورت داشتن استراتژی معاملاتی مناسب و مدیریت سرمایه منطقی، حتی با نسبت ۱ هم می‌توانید معاملات پرسودی را تجربه کنید!

نسبت بازده به ریسک بهینه

افت سرمایه

سر و کار داشتن با مفهومی تحت عنوان افت سرمایه، بخش اجتناب ناپذیری از فرآیند کاری معامله‌گران حرفه‌ای بازار است. مجموع زیان یک حساب معاملاتی نسبت به سرمایه اولیه و طی دوره زمانی مشخصی را افت سرمایه می‌نامند. به طور مثال، اگر با سرمایه اولیه ۱۰ میلیون تومانی شروع به فعالیت نموده و پس از گذشت ۶ ماه، موجودی حساب ۷ میلیون تومان باشد؛ میزان افت سرمایه شما طی این مدت، ۳۰ درصد خواهد بود!

درصد افت سرمایه، تابع مستقیمی از میزان ریسک هر معامله و سیاست‌های کلی مدیریت ریسک، در خلال انجام معاملات است.در کنار این مفهوم، شاخص دیگری به نام حداکثر افت سرمایه مطرح می‌شود؛ که به معنی بیشترین میزان افت سرمایه، در میان دوره‌های زیان‌ده معاملاتی است. معامله‌گرانی که به هر نحو، درصد افت سرمایه کمتری در کارنامه معاملاتی خود داشته باشند؛ به لحاظ کارایی استراتژی و مدیریت سرمایه، از سطح کیفی بالاتری نسبت به سایرین برخوردارند و به منظور اموری همچون سبدگردانی و …، بیشتر مورد توجه سرمایه‌گذاران غیر متخصص قرار خواهند گرفت.

جبران ضرر

پس از مشخص شدن دلایل و میزان افت سرمایه، نحوه جبران ضررها و بازگشت به مدار سوددهی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بر اساس قوانین ریاضی، زمانی که در یک موقعیت معاملاتی متحمل زیان می‌شویم؛ برای جبران آن باید درصد بیشتری سود کنیم تا، به سرمایه اولیه یا اصطلاحاً نقطه سر به سر برسیم.

به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که در هر موقعیت معاملاتی از قانون ۳ درصد ریسک و نسبت پاداش به ریسک برابر، پیروی می‌کند. اگر موجودی حساب این شخص ۱ میلیون تومان بوده و ۵ معامله اخیر وی به صورت متوالی زیان ده باشند، میزان افت سرمایه و درصد جبران ضرر او، به شرح جدول زیر خواهد بود.

سرمایه اولیه (تومان) ۱۰۰۰.۰۰۰
% ۳ – ۹۷۰.۰۰۰
% ۳ – ۹۴۰.۹۰۰
% ۳ – ۹۱۲.۶۷۳
% ۳ – ۸۸۵.۲۹۳
% ۳ – ۸۵۸.۷۳۵
مجموع درصد زیان % ۱۴-
درصد سود لازم برای رسیدن به نقطه سر به سر % ۱۷+

تلاش مضاعف برای کسب سود بیشتر به منزله رسیدن به نقطه سر به سر، می‌تواند برای بسیاری از معامله‌گران منشأ استرس بوده و منجر به تصمیمات اشتباه شود.در نتیجه داشتن قوانینی برای کنترل و کاهش میزان افت سرمایه، به منظور رشد دارایی‌ها در بلند مدت، الزامی است.

پرسش‌های متداول اسناد خزانه اسلامی

اسناد خزانه، در زمره اوراق بهادار با نامی قرار می‌گیرند كه بیانگر تعهد دولت‌ها به بازپرداخت مبلغ اسمی آن‌ها در آینده است. اسناد خزانه از ابزارهای مالی با ماهیت بدهی بوده كه بدون كوپن سود منتشر می‌شود و هدف اصلی آن، تامین كسری بودجه دولت‌هاست. اسناد خزانه اصلی‌ترین ابزار بازار پول جهت اعمال سیاست‌های پولی است.


2. اسناد خزانه اسلامی چیست؟

اسناد خزانه اسلامی، اوراق بهادار با نامی است كه دولت به منظور تصفیه بدهی‌های خود بابت طرح‌های تملك دارایی‌های سرمایه‌ای با قیمت اسمی و سررسید معین به طلبكاران غیردولتی واگذار می‌کند.

اسناد خزانه مرسوم در دنیا توسط دولت به رقمی كمتر از قیمت اسمی به خریداران فروخته شده و از منابع مالی حاصل از فروش، بدهی‌های دولت پرداخت می‌شود اما به دلیل اشكالات فقهی وارد بر این روش، دولت جمهوری اسلامی ایران، این اوراق را صادر و به شکل مستقیم به طلبكاران غیر دولتی واگذار می‌کند. دارنده اوراق درصورت نیاز به وجه نقد، این اوراق را در بازار ابزارهای نوین مالی فرابورس ایران به فروش می‌رساند.


3. چرا اسناد خزانه اسلامی را اسناد بدون ریسك می‌دانند؟

بزرگترین دغدغه فعالان بازار سرمایه درخصوص اسناد خزانه اسلامی، عدم ایفای تعهدات دولت در زمان سررسید است. برای رفع این نگرانی، دولت به این بدهی اولویتی هم‌ردیف حقوق و مزایای كاركنان خود داده و به عنوان بدهی ممتاز دولت در نظر گرفته می‌شود. خزانه‌داری كل كشور نیز موظف است پرداخت مبلغ اسمی اسناد خزانه اسلامی را در سررسید اوراق تعهد كند. این تعهدنامه به امضای وزیر امور اقتصادی و دارایی رسیده است از این رو اسناد خزانه اسلامی ریسك نكول نخواهند داشت.


4. ریسك نقدشوندگی چیست و آیا اسناد خزانه اسلامی ریسك نقد شوندگی دارند؟

ریسك نقدشوندگی به معنی احتمال عدم فروش اوراق بهادار است. یكی از اهداف پذیرش اسناد خزانه اسلامی در فرابورس ایران، كاهش این ریسك برای دارندگان این اوراق است چراكه به دلیل وجود بازار بزرگ و نقدشونده اوراق بهادار بادرآمد ثابت در بازار ابزارهای نوین مالی فرابورس ایران، (كه حجم معاملات روزانه آن به بیش از 2 هزار میلیارد ریال در روز می‌رسد.) دارندگان این اوراق می‌توانند در هر زمان نسبت به فروش اوراق خود در بازار اقدام کنند.


5. تفاوت اسناد خزانه اسلامی با سایر اوراق بهادار چیست؟

تفاوت عمده این اسناد با سایر اوراق بهادار، در سررسید آن و پرداخت سود است. این اوراق عموما سررسیدی كمتر از یك سال داشته و اغلب سررسیدشان به صورت 4، 13، 26 و 52 هفته‌ای است. اسناد خزانه اسلامی بدون سود بوده و هیچ‌گونه پرداخت میان دوره‌‌ای تحت عنوان سود نخواهند داشت و سرمایه‌گذاران از مابه‌التفاوت قیمت خرید اوراق و ارزش اسمی دریافتی آن در سررسید، منتفع خواهند شد. دارندگان اوراق، مبلغ اسمی را در سررسید از دولت دریافت می‌كنند.

همچنین، این اوراق در مقایسه با دیگر ابزارهای بازار پول از درجه نقد شوندگی بیشتری برخوردار است.
در جدول زیر برخی از مهمترین تفاوت‌های اسناد خزانه اسلامی با سایر اوراق تامین مالی نمایش داده شده است.


اسناد خزانه اسلامی سایر اوراق تامین مالی
سررسید كمتر از یك‌سال بیشتر از یك‌ سال
نرخ سود پرداختی ندارد دارد
ریسك نكول ندارد دارد
جدول 1: تفاوت اسناد خزانه اسلامی با سایر اوراق تامین مالی

6. هدف از انتشار اسناد خزانه اسلامی چیست؟

این اوراق، با هدف تسویه بدهی‌های دولت به طلبكاران غیردولتی، كنترل نقدینگی بازار، اجرای سیاست‌های پولی، تأمین كسری بودجه و مدیریت بازار منتشر می‌شود. همچنین این ابزار، اصلی‌ترین ابزار بازار پول جهت اعمال سیاست‌های پولی از سوی بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران است.

  • كشف نرخ سود بدون ریسك مورد انتظار بازار در اقتصاد كشور
  • فراهم آوردن بستر لازم برای توسعه ابزارهای مالی بازار
  • كمك به سیاست‌های پولی و مالی به منظور اعمال سیاست‌های بهینه جهت تنظیم و كنترل انتظارات بازار
  • كمك به حفظ استقلال كشور با استفاده از تامین مالی داخلی دولت و كاهش استقراض بین‌المللی
  • استخراج انتظارات بازار از نرخ سود بدون ریسك با سررسیدهای مختلف
  • معاف از مالیات بودن درآمدها و معاملات این اوراق

به طور کلی با انتشار اسناد خزانه اسلامی به طور هم‌زمان دولت از طریق مدیریت بدهی‌ها، بانك مركزی از طریق كنترل نقدینگی و مردم به واسطه استخراج نرخ بدون ریسك در یك بازار رقابتی، منتفع می‌شوند.


8. ضمانت پرداخت در سررسید به عهده چه كسی است؟

ضامن این اوراق، وزارت امور اقتصادی و دارایی بوده و خزانه‌داری كل كشور پرداخت مبلغ اسمی اسناد خزانه اسلامی در هر مرحله را تعهد كرده است. همچنین خزانه‌داری کل کشور بازپرداخت این اوراق در سررسید را در زمره دیون ممتاز دولت قرار داده است بدین معنی كه پرداخت مبلغ اسمی اسناد خزانه اسلامی در سررسید این اوراق، هم‌ردیف پرداخت حقوق كاركنان دولت بوده و با همان درجه اهمیت و اضطرار صورت می‌گیرد.


9. فرآیند پرداخت مبلغ اسمی رابطه بین سود و سرمایه اولیه اسناد خزانه اسلامی در سررسید به چه صورت است؟

سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور، وجه مورد نیاز برای بازپرداخت ارزش اسمی اوراق را با توجه به زمان سررسید، از طریق خزانه‌داری كل كشور به بانك عامل منتقل می‌كند. شركت سپرده‌گذاری مركزی اوراق بهادار و تسویه وجوه، بر‌اساس اطلاعات آخرین دارندگان اسناد خزانه اسلامی، ارزش اسمی اوراق را از طریق بانك عامل به حساب دارندگان مذكور واریز خواهد كرد.


10. فرآیند انتشار و فروش اسناد خزانه اسلامی به چه صورت است؟

وزارت امور اقتصادی و دارایی به نمایندگی از دولت، اسناد خزانه اسلامی را از محل ردیف بودجه اختصاص یافته، منتشر می‌کند. دستگاه‌های ذی‌ربط نیز بر اساس بودجه اختصاص یافته و اولویت‌بندی، لیست پیمانكاران طلبكار از دولت را به بانك عامل معرفی خواهند کرد. بعد از احراز هویت و اخذ اطلاعات لازم توسط بانك عامل، لیست پیمانكاران به فرابورس ایران اعلام خواهد شد. سپس حداكثر ظرف 10 روز كاری، اطلاعات در سامانه معاملات ثبت شده و پیمانكاران می‌توانند نسبت به فروش اسناد خزانه اسلامی در بازار ابزارهای نوین مالی فرابورس ایران اقدام کنند.

پیمانكارانی كه برای تامین منابع مالی خود نیاز به وجه مالی داشته باشند، می‌توانند اوراق خود را از طریق یكی از كارگزاران عضو فرابورس ایران به قیمت روز در بازار فرابورس ایران به فروش برسانند.

سوالات از دیدگاه بستانکاران(پیمانکاران)ᛏبالای صفحه
1. چگونه می‌توان اسناد خزانه اسلامی را از دولت دریافت کرد؟

اسناد خزانه اسلامی به صورت الكترونیكی منتشر می‌شود و در سامانه‌های معاملاتی بازار سرمایه به صورت الكترونیكی به پیمانكاران تخصیص می‌یابد. پیمانكاران می‌توانند با مراجعه به دستگاه یا وزارتخانه بدهكار، درخواست تصفیه حساب خود را اعلام كنند و در صورت لزوم، وزارت امور اقتصاد و دارایی به نمایندگی از دولت جمهوری اسلامی ایران از محل ردیف بودجه اختصاص ‌یافته، با انتشار اسناد خزانه اسلامی حساب پیمانكار را تسویه می‌کند. همچنین پیمانكار می‌تواند این اوراق را تا سررسید نگهداری كند یا در صورت نیاز به وجه نقد قبل از سررسید، آن را از طریق فرابورس ایران به فروش برساند.


2. چرا بهتر است پیمانكاران بدهی خود را با اسناد خزانه اسلامی تسویه كنند؟

با توجه به وجود بازار معاملات ثانویه برای اسناد خزانه اسلامی، پیمانكارانی كه بدهی خود را با استفاده از این اوراق تسویه کنند، درصورت نیاز به منابع مالی جهت ادامه فعالیت‌های خود، می‌توانند این اوراق را در فرابورس ایران به فروش رسانده و طلب خود را در سریع‌ترین زمان ممكن به وجه نقد تبدیل كنند.


3. پس از دریافت اسناد خزانه اسلامی چگونه آن را به فروش برسانیم؟

دارندگان اسناد خزانه اسلامی، می‌توانند با مراجعه به یكی از كارگزاری‌های عضو فرابورس ایران، به صورت حضوری یا آنلاین، اوراق خود را به فروش برسانند.


4. آیا با نگهداری اسناد خزانه اسلامی تا سررسید، طلبم از دولت را دریافت خواهم كرد؟

ضامن این اوراق، وزارت امور اقتصادی و دارایی بوده و خزانه‌داری كل كشور بازپرداخت این اوراق در سررسید را در زمره دیون ممتاز دولت در نظر گرفته است؛ به عبارت دیگر، پرداخت مبلغ اسمی اسناد خزانه اسلامی در سررسید، هم‌ردیف با پرداخت حقوق كاركنان دولت بوده و با همان درجه اهمیت و اضطرار صورت می‌گیرد. بنابراین مبلغ اسمی حتما در سررسید به آخرین دارنده پرداخت خواهد شد. خزانه‌داری كل كشور نیز موظف است پرداخت مبلغ اسمی اسناد خزانه اسلامی را در سررسید اوراق تعهد كند. این تعهدنامه به امضای وزیر امور اقتصادی و دارایی رسیده است از این رو اسناد خزانه اسلامی ریسك نكول نخواهند داشت.


5. واریز مبلغ اسمی در زمان سررسید چگونه صورت می‌گیرد؟

در سررسید اسناد خزانه اسلامی، خزانه‌داری مبلغ اسمی اوراق را به حسابی نزد بانك عامل واریز می‌كند. پس از آن شركت سپرده‌گذاری مركزی اوراق بهادار و تسویه وجوه، مبلغ اسمی را به شماره حساب بانكی دارندگان اوراق واریز خواهد كرد بنابراین اعلام شماره حساب و شبای بانكی دارندگان اوراق به كارگزار ضروری است.


6. اسناد خزانه اسلامی را با چه قیمتی می‌توانم به فروش برسانم؟

قیمت این اوراق با در نظر گرفتن دو عامل نرخ سود مورد انتظار بازار و فاصله تا سررسید اوراق تعیین می‌شود. برای مثال قیمت اوراق، در شرایطی كه 182 روز تا سررسید باقی مانده و نرخ بازده مورد انتظار بازار 21 در صد است، به روش زیر محاسبه می‌شود:

بازار سرمایه چیست؟

بازار سرمایه چیست؟

بازار سرمایه، بازاری است که در آن پس انداز کنندگان، بنگاه های اقتصادی و سایر نهادهای مالی فعال در این بازار برای بلند مدت با یکدیگر مبادله مالی انجام می دهند. یعنی به عنوان مثال پس انداز کنندگان با خرید انواع ابزارمالی یا اوراق بهادار بلند مدت رایج در بازار سرمایه، با هدف کسب سود بیشتر و سرمایه گذاری مالی اقدام به مبادله می کنند و بنگاه های اقتصادی با هدف تامین مالی، اوراق بهادار مورد تقاضا در این بازارها را منتشر می کنند و به پس انداز کنندگان می فروشند.

بازار سرمایه متشکل از بازارهای اولیه و بازارهای ثانویه است. بازارهای اولیه با تجارت اوراق بهادار جدید سهام و سایر اوراق بهادار سرو کار دارند، در حالی که بازار ثانویه با مبادله اوراق بهادار موجود یا قبلاً منتشر شده سروکار دارد.

هدف بازارهای سرمایه

بازار سرمایه چیست

بازارهای سرمایه به دنبال بهبود کارایی معاملات هستند. این بازارها کسانی را که صاحب سرمایه هستند و کسانی که به دنبال سرمایه هستند، با هم در یکجا جمع می کنند و محلی را فراهم می کنند که اشخاص اقتصادی بتوانند اوراق بهادار را مبادله کنند. نکته ی قابل توجه و جالب این است که بیشتر بازارها در مراکز عمده مالی از جمله نیویورک، لندن، سنگاپور و هنگ کنگ متمرکز شده اند.

نکته: شرکت های مالی که بیشتر در بازارهای خصوصی و غیر دولتی درگیر هستند، بخشی از بازار سرمایه هستند. این ها شامل بانک های سرمایه گذاری، خصوصی و بنگاه های سرمایه گذاری خطرپذیر در مقابل فروشندگان کارگزار و مبادلات عمومی می باشند.

انواع بازار سرمایه

آشنایی با انواع بازار سرمایه

بازارهای سرمایه در درجه اول دارای دو نوع اوراق بهادار می باشند:

  1. اوراق بهادار سهام
  2. اوراق بدهی

هر دو نوع، سرمایه متفاوتی هستند که بازده و ریسک های مختلفی را به سرمایه گذاران ارائه می دهند و تعهدات متفاوتی را برای استفاده کنندگان از سرمایه فراهم می کنند.

1. اوراق بهادار سهام

این اوراق، در بورس اوراق بهادار معامله می شوند و در اصل اوراق بهادار سهام، مالکیت بخشی از یک تجارت یا سرمایه گذاری است. یعنی هنگامی که صاحب اوراق بهادار سهام یک شرکت هستید، اساساً بخشی از آن شرکت را در اختیار دارید و در هر درآمدی که شرکت در آینده کسب می کند، حق دارید.

2. اوراق بهادار بدهی

اوراق بهادار بدهی در بازار اوراق قرضه معامله می شود که می تواند به صورت اوراق قرضه یا اسکناس باشد. آنها در اصل نشان دهنده وام گرفتن پول است که در تاریخ سررسید با بهره بازپرداخت می شوند.

در واقع این بهره است که وام دهندگان را وادار می کند پول خود را وام دهند. وام گیرندگان امروز پول را می گیرند، از آن برای تأمین مالی عملیات خود استفاده می کنند و پول را به علاوه ی نرخ بهره مشخص شده در تاریخ مشخصی بازپرداخت می کنند.

اوراق بهادار را می توان در دو نوع بازار خرید و فروش کرد:

  • بازار اصلی: زمانی است که یک شرکت مستقیما اوراق بهادار را در ازای سرمایه رابطه بین سود و سرمایه اولیه منتشر کند.
  • بازار ثانویه: زمانی است که دارندگان اوراق بهادار در معامله ای جدا از شرکت صادر کننده با سرمایه گذاران دیگر تجارت می کنند.

مزایای بازار سرمایه

مزایای بازار سرمایه

بازار سرمایه دارای مزایایی از جمله موارد زیر می باشد:

  • حرکت سرمایه را برای استفاده بیشتر از سودآوری و بهره وری بیشتر برای افزایش درآمد ملی تسهیل می کند.
  • رشد اقتصادی را تقویت می کند.
  • پس انداز برای تأمین مالی سرمایه گذاری بلند مدت
  • تجارت اوراق بهادار را تسهیل می کند.
  • به حداقل رساندن هزینه معاملات
  • ارتقای شفافیت اطلاعات
  • ارزیابی سریع ابزارهای مالی
  • از طریق معاملات مشتق، بیمه را در برابر تهدیدهای بازار یا قیمت ارائه می دهد.
  • تسویه معاملات را تسهیل می کند.
  • بهبود اثربخشی تخصیص سرمایه
  • در دسترس بودن مداوم بودجه

معاملات بازار سرمایه

همانطور که قبلاً ذکر شد، معاملات می توانند در دو نوع بازار انجام شوند. هم بازار اصلی و هم بازار ثانویه میزبان معاملات هستند.

برای بالغ شدن یک شرکت از یک شرکت نوپا به یک شرکت بزرگتر، آنها معمولاً برای گسترش فعالیت های خود به سرمایه و تامین مالی نیاز دارند. آنها سرمایه مورد نیاز را از طریق بازارهای سهام در بورس اوراق بهادار، یا از طریق بازارهای بدهی تامین می کنند.

معاملات توسط چه کسانی انجام می شود؟

معاملات توسط بانکداران، وکلا و حسابداران سرمایه گذاری انجام می شود که اطمینان حاصل می کنند سرمایه گذاران مایل به سرمایه گذاری در شرکت هستند.

پس از سرمایه گذاری پول چه اتفاقی می افتد؟

پس از سرمایه گذاری پول و انتشار اوراق بهادار در ازای آن، سرمایه گذاران می توانند تصمیم بگیرند که اوراق بهادار خود را در بازار ثانویه به سایر سرمایه گذاران بفروشند یا آنرا نگه دارند.

بازارهای سرمایه خصوصی و تفاوت آن با بازار های سرمایه عمومی

بازار سرمایه عمومی وخصوصی

اوراق بهادار با معامله عمومی می تواند به هر کسی داده شود و افشای کامل در مورد اطلاعات شرکت های بازار سرمایه عمومی وجود دارد. با این وجود، بازارهای خصوصی بزرگی نیز وجود دارد که اوراق بهادار بصورت خصوصی در آن نگهداری و معامله می شوند. در بازارهای عمومی می توانید در چند ثانیه یک اوراق بهادار را بفروشید اما در بازارهای خصوصی یافتن خریدار مدت زمان بیشتری طول می کشد.

توجه و اطلاعات کمتری در مورد رابطه بین سود و سرمایه اولیه شرکتهای بازار سرمایه خصوصی وجود دارد و این امر سرمایه گذاری را به ویژه برای سرمایه گذاران کوچکتر دشوار می کند. در بازارهای خصوصی، نقدینگی کمتری وجود دارد، به این معنی که خرید و فروش اوراق بهادار دشوارتر است.

مزیت بازارهای سرمایه خصوصی

بازدهی معمولاً در بازارهای خصوصی بسیار بیشتر است. از دیدگاه شرکت، آنها می توانند بدون بررسی و نظارتی که در لیست عمومی وجود دارد، سرمایه جمع کنند.

محصولات بازار سرمایه

محصولات بازار سرمایه

محصولات بازار سرمایه بسیار متنوع هستند که به برخی از آنها اشاره کردیم:

  • اوراق بهادار سهام
  • کالاها
  • اوراق بدهی
  • ارز خارجی
  • مشتقات

هر یک از موارد فوق در بازارها و صرافی های مختلف خرید و فروش می شود. برخی از اینها متمرکز هستند؛ مانند اوراق بهادار سهام، ارز خارجی و برخی از اوراق بهادار مشتق.

برخی دیگر غیر متمرکز و بدون صرافی یا کارگزار، بین فعالان بازار معامله می شوند؛ مانند اوراق بهادار بدهی، کالاها و سایر مشتقات.

اثرات بازار سرمایه

تشکیل سرمایه

این بازارها اجازه می دهند سرمایه های بلااستفاده سرمایه گذاری و به کار گرفته شوند.

سهولت دسترسی

در عصر امروز، بازارهای سرمایه به طور فزاینده ای در دسترس قرار گرفته اند و سرمایه گذاران قادرند به راحتی در آنها خرید و فروش کنند.

رشد اقتصادی

رشد اقتصادی در بازار سرمایه

با تسهیل بازار برای وام گیرندگان و وام دهندگان، بازار سرمایه جریان کارآمدتری از سرمایه را ایجاد می کند. مشاغل نیازمند وام و سرمایه، می توانند به بازار سرمایه بیایند و در ازای صدور اوراق بدهی تقاضای خود را برای دریافت این وام انجام دهند. متناوبا، می توانند بخشی از شرکتهای خود را در ازای سرمایه در بورس سهام بفروشند.

نقد شوندگی سرمایه

در بازارهای سرمایه، برای کسانی که قبلاً سرمایه گذاری کرده اند، بسیار آسان است که در ازای دریافت دارایی نقدی، دارایی را به شخص دیگری بفروشند. اگر می خواهید یک دارایی را به قیمت روز بازار بفروشید، تقریباً همیشه یک خریدار وجود دارد که به شما این امکان را می دهد که یک دارایی را به پول نقد تبدیل کنید.

تنظیم قیمت ها

یکی از عملکردهای اصلی بازار سرمایه اطمینان از قیمت دقیق دارایی است. قیمت یک سهم می تواند به دنبال اخبار خوب به سرعت افزایش یابد یا در واکنش به گزارش سالانه ضعیف، چشم انداز بدی داشته باشد.

بازگشت سرمایه

در عین حال، بازارهای سرمایه فرصتی را برای سرمایه گذاران فراهم می کنند تا عملکرد خود را در خلق بیشتر ثروت افزایش دهند. حساب های پس انداز سود کمی دارند، به ویژه در مقایسه با بازده اکثر سهام. بنابراین بازار سرمایه به سرمایه گذاران این فرصت را می دهد تا نرخ بازدهی بالاتری داشته باشند.

بازارهای اوراق قرضه

اوراق قرضه در بازار سرمایه

انواع مختلفی از اوراق قرضه وجود دارند که اصلی ترین آنها عبارتند از:

اوراق قرضه شرکتی

اوراق قرضه شرکتی مخصوص مشاغلی هستند که در ازای "اوراق قرضه" با نرخ تعیین شده بهره، پول قرض می گیرند. این اوراق معمولاً با اوراق قرضه کوتاه مدت با سررسید پنج سال یا کمتر عرضه می شوند. اوراق قرضه متوسط، با سررسید بین 5 تا 12 سال و اوراق قرضه بلند مدت با سررسید بیش از 12 سال می باشند.

اوراق ناخواسته

اوراق قرضه ناخواسته بازده بالایی را ارائه می دهند، بسیار بالاتر از انواع دیگر. با این حال آنها همچنین بالاترین سطح خطر را دارند. به این دلیل که شرکت هایی که این اوراق را منتشر می کنند یا کوچک هستند یا قابل اعتماد نیستند. به عبارت دیگر، احتمال بازگشت سرمایه اولیه می تواند کم باشد.

اوراق قرضه خارجی

اوراق قرضه خارجی در یک کشور توسط واحد خارجی با ارز محلی منتشر می شود. به عنوان مثال، یک شرکت هندی ممکن است بخواهد مقداری سرمایه در آمریکا جمع کند زیرا قادر به جذب آن در بازارهای سرمایه هند نیست. به نوبه خود، ممکن است 1 میلیون دلار اوراق قرضه خارجی به دلار آمریکا منتشر کند. بنابراین بدهی با دلار آمریکا قابل بازپرداخت است.

تفاوت بازار سرمایه و بازار پول

بازار سرمایه و بازار پول

بازارهای سرمایه بازارهایی هستند که در آنها اوراق بهادار با سررسید بیشتر از یک سال مورد معامله قرار می گیرند. متداول ترین اوراق بهادار بازار سرمایه شامل سهام، اوراق قرضه و اعتبارات سرمایه گذاری املاک و مستغلات (REITs) است. بازارهای پول بازارهای محصولات مالی با سررسیدهای کمتر از یک سال هستند. رایج ترین ابزارهای بازار پول شامل اسناد خزانه داری ایالات متحده، اوراق تجاری، گواهی سپرده (CD) و توافق نامه های خرید مجدد است. اگرچه این تمایز سررسید برای نهادهای تجاری و دولتی با نیازهای مختلف مالی مهم است اما برای سرمایه گذاران با افق های سرمایه گذاری مختلف و درجات مختلف ریسک پذیری نیز مفید می باشد.

جمع بندی

در این مطلب با مفهوم بازار سرمایه آشنا شدیم. در بازارهای سرمایه بطور کلی دو نوع اوراق بهادار شامل سهام و اوراق بدهی معامله می شوند. شرکت های تولیدی و تجاری با انتشار هر کدام از این اوراق و عرضه ی آنان در بازار سرمایه می توانند سرمایه ی مورد نیاز خود برای گسترش فعالیت یا سایر موارد را تامین کنند. هر یک از این اوراق بهادار دارای شرایط و ضوابط خاص خود می باشند که در این مطلب به آنها اشاره کردیم.

شاخص های سودآوری شرکتها

سرمایه‏گذاران و اعتباردهندگان مستمراً به ارزیابی توان کسب سود مدیران می‏پردازد. سرمایه‏گذاران به دنبال شرکتهایی می‏گردند که احتمال افزایش ارزش سهام آنها می‏رود. اعتباردهندگان نیز تمایل دارند به شرکتهای سودآوری وام دهند که آنها توان پرداخت بدهیهای خود را دارند. تصمیم‏های سرمایه‏گذاری و اعتباری اغلب شامل مقایسه شرکتها می‏باشد. اما مقایسه سود ویژه یک شرکت بزرگ با سود ویژه شرکت تازه‏کاری در همان صنعت چندان مفید نمی‏باشد. برای اینکه بتوانیم مقایسه‏های مربوطی بین شرکتهای متفاوت از نظر حجم، عملیات و سایر عملیات داشته باشیم از نرخ بازده دارائیها استفاده می‏کنیم.

حوزه‏های مختلف عملکرد

معیارهای اصلی عملکرد در حوزه‏های زیر قابل بررسی هستند: (1) مالی، (2) بازار، (3) محیط، (4) مردم، (5) عملیات و (6) عرضه کنندگان. بعضی‏ها دو بعد دیگر را نیز معرفی می‏کنند: (7) قابلیت سازگاری، (8) کیفیت محصول یا خدمات.

در حوزه مالی (که موضوع بحث این مقاله نیز می‏باشد)،‌ از دیدگاههای مختلف، شاخص‏های زیر را می‏توان بیان نمود.

• وفاداری سهامداران (مانند واکنش سهامدار)

شاخص‏های ارزش مالی و سودآوری

ارزش افزوده اقتصادی ( EVA )

ارزش افزوده بازار ( MVA )

بازده دارائیها ( ROA )

بازده حقوق صاحبان سهام ( ROE )

بازده سرمایه بکار رفته ( ROCE )

شاخص‏های قدرت مالی

دارائیها منهای دارائیهای نقدی

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

درآمدهای ایجاد شده از بخشهای مشتریان (مانند مشتریان جدید، جاری و بزرگ در مقابل مشتریان کوچک، صنعت و منطقه‏ای)

لیست درآمد مشتریان

سهم ریالی بازار

پتانسیل ریالی بازار

شاخص‏های کارایی و اثربخشی

نسبت درآمد به هزینه

سهم هر کارمند در ایجاد درآمد شرکت

سود و بازده دارائیها بعنوان سنجش سودآوری

تأکید عمده گزارشگری مالی پیشرفته بر شرایط اندازه‏گیری سود به عنوان یک شاخص عملکرد واحد انتفاعی می‏باشد. عملیات کارا در واحد تجاری، بر روند جاری و آتی پرداخت سود سهام به سهامداران تأثیر دارد. بنابراین کلیه دارندگان حقوق مالکیت و به ویژه دارندگان سهام عادی به وجود کارایی مطلوب مدیریت علاقمندند. از آنجا که سود ویژه شرکت بر میزان سود تقسیمی تأثیر دارد اغلب سهامداران روند سود شرکت را پیگیری می‏کنند.

یکی از تعبیرهایی که کارایی دارد، توانایی نسبی مدیریت در تحصیل حداکثر بازده با استفاده از منابع محدود، تحصیل بازده ثابت با بکار بردن حداقل منابع، ترکیب بهینه‏ای از منابع با هم که در نتیجه حداکثر بازده برای صاحبان واحد تجاری حاصل خواهد شد، می‏باشد.

کارایی واژه‏ای نسبی است که به صورت مقایسه با یک وضع ایده‏آل یا برخی ملاک‏های دیگر معنی‏دار می‏شود. همچنین به این بستگی دارد که آیا هدف شرکت در حداکثر نمودن سود است یا فراهم کردن بازده مناسب برای سرمایه‏گذاری. نرخ بازده دارائیها در هنگام مقایسه شرکتها برای ارزیابی اینکه مدیران آنها چگونه برای افرادی که تأمین مالی شرکت را برعهده داشته‏اند بازده کسب نموده‏اند استفاده می‏شود. با مرتبط ساختن سود ویژه با مجموع دارائیها معیار استانداردی بدست می‏آید که این معیار در تشریح سودآوری انواع شرکتها، سودمند می‏باشد.

سود از جمله برترین شاخص‏های اندازه‏گیری فعالیتهای یک واحد اقتصادی است. دانشمندان و پژوهشگران رویکردهای متفاوت آن را در چارچوب یافته‏های علمی تشریح کرده، قوت و ضعف برداشتها را سنجیده و با تلاش، به دقت و توانائیهای آن افزوده‏اند.

گاهی چنین استدلال می‏شود که سود شرکت، آنگونه که حسابداران محاسبه می‏کنند، نمی‏تواند عامل تعیین کننده ارزش آن شرکت باشد. همانگونه که می‏دانیم با تغییر شیوه محاسبه موجودی کالا،‌ استهلاک و ثبت درآمد، به راحتی می‏توان میزان سود شرکت را تغییر داد. بنابراین مدیران می‏توانند از سود حسابداری برای گمراه کردن بازار استفاده کنند. حال این پرسش مطرح می‏شود که با توجه به اینکه سود شرکت به وسیلة حسابداران قابل دستکاری است و مقدار آن به میل و خواسته مدیران شرکت تغییر می‏یابد آیا سود شرکت می‏تواند ارزش اقتصادی داشته باشد؟

سرمایه‏گذاران، برای سود حسابداری به عنوان ابزار پیش‏بینی جایگاه خاصی درنظر دارند. بهای جاری هر واحد تجاری با جریان سود مورد انتظار پیوند خورده است و سرمایه‏گذار معمولاً برمبنای انتظاراتش از سود آتی، نسبت به نگهداری یا فروش سهام تصمیم می‏گیرد.

سود حسابداری به علت انعکاس وقایعی که باعث تغییر باورها درباره توانایی پرداخت آتی سود سهام می‏شود، جزو اطلاعات مربوط است. پیش‏بینی سود قسمتی از یک فرایند تحلیلی وسیع است که در آن توجه نهایی به پیش‏بینی و ارزیابی جریانات سود نقدی آتی می‏باشد. سودها یک منبع اطلاعاتی مهم درباره توانایی آتی پرداخت سود می‏باشند. در تحقیقات انجام شده، محققین دریافتند که نوسانات قیمت سهام،‌ ارتباط نزدیکی با تغییرات سود دارد. شواهد تجربی نشان می‏دهد که اطلاعات درمورد چشم‏انداز سود آتی شرکت، برای سرمایه‏گذاران از اهمیت بالایی برخوردار می‏باشد. مطالعات نشان می‏دهد یکی از منابع مهم و معتبر اطلاعاتی درباره سود آتی، پیش‏بینی‏هایی است که توسط مقامات رسمی شرکتها ارائه می‏شود.

تفاوت اصلی بین مفهوم سود عملیاتی جاری و سود جامع، در هدف از پیش تعیین شده برای گزارش سود خالص می‏باشد. سود خالص حاصل از عملیات جاری، بر عملکرد جاری و کارایی شرکت و استفاده از این ارقام برای پیش‏بینی کردن عملکرد آتی و قدرت سوددهی تأکید می‏کند، در حالی که طرفداران مفهوم سود جامع، ادعا می‏نمایند که کارایی عملیاتی و پیش‏بینی عملکرد آتی وقتی ممکن است که براساس تجربه تاریخی کامل شرکت در طی چند سال باشد.

نتایج تحقیقات انجام شده توسط دکتر محمدعلی آقایی و غلامرضا کردستانی حاکی از این است که مشاهدات گذشته سود و جریان نقدی، با هم برای پیش‏بینی جریان نقدی اکثر شرکتهای مورد مطالعه مفید نیستند. البته افزودن سود به عنوان متغیر توضیحی به مدل پیش‏بینی جریان نقدی، باعث می‏شود به پیش‏بینی‏های بهتری دست یابیم. بنابراین سود برای پیش‏بینی جریان نقدی دارای محتوای اطلاعاتی اضافی است.

بازده دارایی ( ROA ) به عنوان نسبت سود خالص بعد از مالیات به مجموع دارائیهای اندازه‏گیری ‏شده،‌ تعریف می‏گردد. در مقابل بازده سرمایه‏گذاری ( ROI ) به عنوان نسبت سود خالص پس از کسر مالیات بر مجموع بدهیهای بلندمدت، حقوق اقلیت، سهام ممتاز و سهام عادی درنظر گرفته می‏شود. البته این دو اصطلاح در برخی موارد به عنوان یک مفهوم بکار می‏روند.

نرخ بازده دارایی، رابطه بین حجم دارائیهای شرکت و سود را تعیین می‏کند. اگر یک شرکتی بر سرمایه‏گذاریهای خود بیفزاید (البته برحسب کل دارائیها) ولی نتواند به تناسب، مقدار سود پس از کسر مالیات خود را افزایش دهد، نرخ بازده کاهش می‏یابد. بنابراین افزایش حجم سرمایه‏گذاری شرکت، به خودی خود باعث بهبود وضع مالی سهامداران نمی‏شود

اعتباردهندگان و مالکان از بازده دارائیها می‏توانند در موارد زیر استفاده نمایند:

1- ارزیابی توانایی شرکت در تحصیل نرخ مناسبی از بازدهی - اعتبار دهندگان و مالکان می‏توانند نرخ بازده دارایی یک شرکت را با سایر شرکتها یا متوسط صنعت مقایسه نمایند. نرخ بازده دارایی اطلاعاتی را درباره سلامتی مالی شرکت فراهم می‏نماید.

2- جمع‏آوری اطلاعاتی درباره اثربخشی مدیریت - نرخ بازده دارایی تحت یک دوره زمانی در تعیین اینکه آیا یک واحد اقتصادی دارای مدیر لایقی است، کمک می‏کند.

3- طرح سودهای آینده - عرضه کنندگان بالقوه سرمایه شرکت، سرمایه‏گذاری حال و آینده و بازده مورد انتظار از آن را مورد ارزیابی قرار می‏دهند.

اما بازده دارایی بیشتر از اندازه‏گیری عملکرد شرکت می‏تواند مورد استفاده قرار گیرد. مدیران می‏توانند از این نرخ در سطوح مختلف جهت کمک در تصمیم‏گیریهایشان جهت حداکثر کردن سود و ارزش افزوده به شرکت استفاده کنند. مدیران از این نرخ در موارد زیر استفاده می‏نمایند:

1- اندازه‏گیری عملکرد هر بخش مجزا از شرکت وقتی که هر بخش به عنوان یک مرکز سرمایه‏گذاری رفتار می‏شود - در یک مرکز سرمایه‏گذاری، هر مدیری هم سود و هم سرمایه‏گذاریها را کنترل می‏کند. نرخ بازده دارایی ابزار بنیادی جهت ارزیابی هم سودآوری و هم عملکرد می‏باشد.

2- ارزیابی پیشنهادهای مخارج سرمایه - بودجه‏بندی سرمایه‏ای طرح‏ریزی بلندمدتی است برای مواردی همچون احیا (تجدید)، جایگذاری یا توسعه تسهیلات.

3- کمک در پایه‏گذاری اهداف مدیریت - بودجه‏بندی، طرحهای مدیریت را کمی می‏کند. اثربخش‏ترین نگرشها به هدف‏گذاری، از فرایند بودجه‏ای استفاده می‏کند که هر مدیری در ایجاد آن اهداف و استانداردها و در برقرار کردن بودجه‏های عملیاتی که با این اهداف و استانداردها مواجه می‏شوند سهیم است. آغاز و پایان هر فرایند بودجه‏بندی با هدف ROA می‏باشد.

شاید بهترین دلیل برای عمومی بودن ROA سادگی آن است. این نرخ به تنهایی یا در ترکیب با سایر اندازه‏گیریها، معمولی‏ترین شاخص مورد استفاده مدیریت عملکرد سودآوری شرکت می‏باشد. همچنین ابزار جامعی است که فعالیتهایی با ابعاد و ماهیتهای مختلف را اندازه‏گیری می‏کند و به ما اجازه می‏دهد که آنها را با روش استاندارد مقایسه کنیم. به عبارت دیگر با ROA ما می‏توانیم سیب و پرتقال را حداقل در سودآوری مقایسه کنیم. ROA ایرادات و مزایای مربوط به خود را دارد. گاهی اوقات اگر بطور کامل درک نشود، استفاده نمودن آن دشوار است.

روشهای مختلف محاسبه ROA

استاندارد و ارزیابی عمومی سودآوری برمبنای بازده سرمایه‏گذاری ( ROI ) به عنوان سود خالص بعد از مالیات ( EAT ) تقسیم بر کل سرمایه‏گذاری محاسبه می‏گردد.

چه سرمایه‏گذاری می‏بایست درمخرج کسردرج گردد؟ آن می‏تواندحقوق صاحبان سهام، بدهی و کلیه وجوه فراهم شده،‌ کل دارائیها یا تنها دارائیهای مشهود باشد. بدون توجه به اینکه سرمایه‏گذاری چطور تعریف شود، ROI مختلفی محاسبه می‏شود. اولین و عادی‏ترین تعریف از سرمایه‏گذاری، کل دارائیهای مورد استفاده در ایجاد سودآوری می‏باشد. لذا از ROI به ROA می‏رسیم، به معنی بازده دارائیها یا بطور دقیق بازده کل دارائیها.

این نرخ بیان می‏کند که دارائیهای شرکت چطور بطور کارا درایجاد سود استفاده شده‏اند.

بعضی کتابها پیشنهاد به محاسبه بازده سرمایه‏گذاری یا بازده کل دارائیها با استفاده از میانگین سرمایه‏گذاریها، به کمک مانده اول و پایان سال می‏کنند. به این دلیل که سود گزارش شده، در طول کل دوازده ماه ایجاد شده است و اشتباه خواهد بود که فرض کنیم از همان مبلغ دارائیهای گزارش شده در پایان دوره استفاده شده ‏است. در صورتی که می‏دانیم تولید و فروش شرکت در طول سال می‏باشد. میانگین بازده دارائیها به شرح زیر محاسبه می‏شود:

اطلاعات بیشتری را می‏توان با تجزیه نمودن این نسبت به حاشیه سود و گردش دارائیها در یک نگرش دوپانت تحصیل نمود. بخش اول حاشیه سود خالص است و شاخصی برای درک چگونگی کنترل هزینه‏ها می‏باشد. بخش دوم گردش دارائیهاست که توانایی شرکت را در تولید و بازاریابی سطح فروش نشان می‏دهد.

گردش‏کل دارائیها×حاشیه سودخالص = ROTA

معمولی‏ترین تغییر شکل در ROA خارج کردن دارائیهای نامشهود و غیرمولد از کل دارائیها می‏باشد. شایان ذکر است که دارائیهای نامشهود شامل سرقفلی، هزینه‏های اولیه، اختراعات، حق‏التألیف و سایر حقوقی است که تحت یک دوره بلندمدت مستهلک می‏گردند. این در حالی است که دارائیهای غیرمولد مشتمل بر موجودیهای اضافی و طرحهای سرمایه‏ای غیراستفاده می‏باشند. جدا کردن آن بخش از موجودیها که مازاد می‏باشند و مبالغی از دارائیهای ثابت که استفاده نمی‏شوند، برای یک تحلیل‏گر داخلی امکان دارد. یک تحلیل‏گر خارجی با استفاده از ترازنامه و سایر صورتهای مالی نمی‏تواند این اقلام را مشخص نماید. بنابراین تنها اصلاحی که معمول می‏باشد، این است که درمخرج کسر دارائیهای مشهود ( TTA ) درنظر گرفته شود. این نسبت به عنوان بازده دارائیهای مشهود شناخته می‏شود.

یک تغییر دیگری که برای صورت کسر پیشنهاد می‏گردد،‌ استفاده از سود قبل از مالیات بجای سود بعد از مالیات می‏باشد. چرا که مالیات اغلب تحت تأثیر وضعیتهای ویژه‏ای همچون زیانهای انتقالی، مالیاتهای تشویقی ومالیاتهای انتقالی قرار می‏گیرد. هنگام مقایسه شرکتها، اختلاف در نرخ مالیاتی، سود بعد از مالیات را تغییر شکل می‏دهد. در صورت استفاده از سود قبل ازمالیات، که همیشه در صورتهای مالی ارائه می‏شود می‏توان ازاین تغییرشکل پرهیزنمود. این همان شکل استفاده شده بوسیلة مؤسسه رابرت موریس در مطالعه صورتهای مالی آنها می‏باشد. این نرخ به شکل زیر محاسبه می‏شود:

نحوة دیگر محاسبه ROA اضافه نمودن هزینه بهره ( I ) به صورت کسر می‏باشد. در این حالت ROA بازده کل وجوه فراهم شده ( ROTFP ) نامیده می‏شود که می‏تواند با سود قبل از مالیات و یا سود بعد از مالیات بیان گردد:

ROTFPb= (EBT+ I) / TA = EBIT / TA

ROTFPa = [(EAT + I ( - t)] / TA

هدف از این شکل از بازده دارائیها شناسایی وجوه استفاده شده جهت تحصیل دارائیهای شرکت است که هم از وجوه استقراض و هم از حقوق صاحبان سهـام نشـأت می‏گیرد. لذا آن بخش از سود عملیاتی که مربوط به وام دهندگان (از طریق هزینه بهره) است در جهت رسیدن به سود خالص کسر گردیده است، می‏بایست برگشت داده شود.

اصلاح دیگری که در تطابق وجوه مورد استفاده با سود ایجادشده می‏توان ایجاد کرد، خارج کردن وجوه حاصل از بدهیهای جاری است که جهت تأمین دارائیهای مولد بکارنمی‏روند. اما جزء سرمایه درگردش هستند. سرمایه‏گذاری درمخرج کسرجمع بدهی‏های بلندمدت ( LTD ) و حقوق صاحبان سهام ( E ) می‏باشد. این نسبت به عنوان بازده وجوه دائمی ROPF نامیده می‏شود. در این حالت نیز این نسبت می‏تواند با سود قبل از مالیات و یا بعد از مالیات محاسبه گردد:

ROPFb = EBIT / (LTD + E )

ROPFa= [(EAT + I ( - t)]/(LTD + E )

به این نکته توجه شود که در محاسبه نرخ بازده وجوه دائمی می‏بایست از همه انواع بدهی استفاده نمود. اما از بدهی‏هایی که واقعاً منبع استقراض نمی‏باشند (مثل ذخایر یا مالیات بردرآمد انتقالی) باید صرفنظر کرد. چون آنها ادعایی از طرف اشخاص خارج از شرکت را ندارند و ممکن است هرگز پرداختی صورت نگیرد. در فرمول فوق، سهام ممتاز، سهم اقلیت و سهام شرکت فرعی جزئی از وجوه فراهم شده شرکت برای یک دورة زمانی مشخص می‏باشند.

نرخ مطلوب بازده دارائیها

در حقیقت نمی‏توان نرخ مطلوب بازده دارائیها را مشخص نمود. زیرا این نرخ از صنعتی به صنعت دیگر تفاوت دارد. مثلاً، نرخ بازده دارائیها در شرکتهای با تکنولوژی بالا بسیار بیشتر از خواربارفروشیها و یا تولید کنندگان کالاهای مصرفی است. گروه برنامه‏ریزی سود ( PPG ) ، سودآوری را در بیش از شصت زمینه تجاری مختلف بررسی نمود. همچنین این گروه بیش از شش هزار صورت مالی سالانه را مورد بررسی قرار داد. این تحلیل‏ها سه نقطه بحرانی را برای ROA پیشنهاد می‏کند: ( ROA در این تحقیق این گروه به وسیله تقسیم سود قبل از مالیات بر کل دارائیها محاسبه شده است.)

حداقل - اگر ROA پایین‏تر از 5% باشد، بقاء کل شرکت زیر سؤال می‏رود.

هدف - ROA بین 8% تا 10% به این معنی است که شرکت سود مناسبی را ایجاد می‏کند و قادر به سرمایه‏گذاری درتکنولوژی جدید ودرادامه آن بهبود وسایل و تجهیزات و توسعه مراکز فروش می‏باشد.

عملکرد بالا - وقتی که ROA از مرز 20% بگذرد، این شرکت بعنوان یک واحد اقتصادی نمونه معرفی می‏شود.

نرخ سود بین بانکی چیست؟

نرخ سود بین بانکی چیست؟

منظور از نرخ سود بین بانکی نرخی است که در بازار بین بانکی تعیین می‌شود. این نرخ بر سایر بازارها تأثیر می‌گذارد؛ افزایش آن هزینه تأمین کسری را افزایش می‌دهد و بانک‌ها حاضر می‌شوند با نرخ‌ها بالاتری به سپرده‌گذارها سود پرداخت کنند تا کسری خود را جبران کنند.

به گزارش خبرنگار ایمنا و بر اساس یادداشتی که ایمان کرمی، کارشناس ارشد اقتصادی در اختیار این رسانه قرار داده است: وقتی اصطلاح نرخ بهره به گوش ما می‌خورد اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد نرخ بهره‌ای است که بانک‌ها برای اعطای وام خود به ما پیشنهاد می‌دهند اما این نرخ یک ابزار مالی جداگانه در بازار بین بانکی است.
نرخ بهره بین بانکی به عنوان یکی از انواع نرخ‌های بهره در بازار پول به نرخ‌های سود یا بهره در سایر بازارها جهت می‌دهد.

منظور از عبارت فوق آن است که نرخی که در بازار بین بانکی تعیین می‌شود مثلاً ۱۸.۴ درصد. این نرخ بر سایر بازارها تأثیر می‌گذارد؛ افزایش آن هزینه تأمین کسری را افزایش می‌دهد و بانک‌ها حاضر می‌شوند با نرخ‌ها بالاتری به سپرده‌گذارها سود پرداخت کنند تا کسری خود را جبران کنند. در واقع این نرخ، قیمت ذخایر بانک‌هاست و زمانی که آن‌ها در پایان دوره مالی کوتاه‌مدت اعم از روزانه یا هفتگی، دچار کسری ذخایر می‌شوند، از سایر بانک‌ها در بازار بین بانکی یا از بانک مرکزی استقراض می‌کنند که این نرخ در حال حاضر در محدوده ۱۸.۴ درصد قرار گرفته است.

بازار بین بانکی یکی از ارکان بازار پول است که در آن بانک‌ها و مؤسسات اعتباری برای تأمین مالی کوتاه مدت و ایجاد تعادل در وضعیت نقدینگی خود با رابطه بین سود و سرمایه اولیه یکدیگر معامله می‌کنند و در فاصله زمانی کوتاه و با نرخ سودی معلوم بازپرداخت کنند. در این بازار، بانک‌هایی که دارای مازاد منابع هستند به بانک‌های دچار کسری قرض می‌دهند تا بتوانند از طرف دیگر نرخ سود را در بازار مدیریت کنند. همچنین این بازار کمک می‌کند تا بانک‌ها برای تأمین نقدینگی به بانک مرکزی مراجعه نکنند در نتیجه از انبساط حجم نقدینگی جلوگیری می‌شود. به بیان ساده یک بانک تجاری زمانی که کسری داشته باشد از یک بانک دیگر قرض می‌گیرد نه از سپرده‌گذارها.

زمانی که بانک دیگر با نرخ بالاتر به بانکی که کسری دارد قرض بدهد به طور مثال از ۱۸ درصد به ۱۹ درصد برسد این بانک سعی می‌کند نرخ سپرده‌های کوتاه مدت یا میان مدت خود را افزایش دهد و از سپرده گذاران (مردم) قرض بگیرد؛ لذا افزایش نرخ بهره بین بانکی در کل بازار پول تأثیر می‌گذارد و زمانی که نرخ‌ها تغییر می‌کند این حرکت وجوه به سمت بانک‌ها می‌تواند بازارهای دیگر را با رکود همراه کند.

حال در خصوص کاهش این نرخ صحبت می‌کنیم. اگر این نرخ کاهش یابد هزینه تأمین کسری بانک‌های تجاری کاسته می‌شود و لذا این بانک‌ها نرخ سپرده و تسهیلات پایین‌تری را می‌توانند پرداخت کنند و به همین دلیل هزینه تأمین مالی واحدهای اقتصادی در کشور کاسته می‌شود.

سیستم مالی اقتصاد ایران عمدتاً بر پایه بانک‌ها می‌باشد در صورتی که با روش‌های بسیار ساده‌تری می‌شود از بازار سرمایه تأمین مالی کرد. به طور مثال شرکت‌ها با ورود به بازار سرمایه و عرضه اولیه و سپس انتشار اوراق و یا انواع افزایش سرمایه‌ها می‌توانند تأمین مالی کنند اما زمانی که دیدگاه‌های اقتصادی به سمت بانک‌ها حرکت می‌کند بازار سرمایه نیز به حاشیه رانده می‌شود. کاهش نرخ بهره بین بانکی می‌تواند بر سطح تعادلی بازار سرمایه یا به عبارتی بر p/e مقایسه‌ای بازار تأثیر بگذارد. حجم نقدینگی موجود در بانک‌ها را به سمت سایر بازارها حرکت دهد اما موضوع مهم آن است که اگر نرخ بهره بین بانکی کاسته شود این نقدینگی به سمت کدام بازار می‌رود؟ اگر بتوان این نقدینگی را مدیریت و جهت دهی کرد می‌توان روند توسعه کشور را بهبود داد. به طور مثال به سمت فعالیت‌های تولیدی یا به سمت بازار سرمایه حرکت کرد و همزمان حجم عرضه‌های اولیه متناسب با ورود نقدینگی افزایش یابد. در این حالت عمق بازار سرمایه وسیع‌تر و شرکت‌های بیشتری در این بازار پذیرفته خواهد شد. از همچنین این احتمال وجود دارد که با کاهش نرخ بهره بانکی منجر شود سرمایه‌ها به سمت بازار ارز، طلا و خودرو حرکت کند که طبیعتاً هیچ حاصلی برای مردم نخواهد داشت و به تورم‌های سنگین‌تری منجر می‌شود.
لازم است که اگر سیاست کاهش نرخ بهره بانکی و یا اوراق در پیش گرفته می‌شود حرکت حجم نقدینگی‌ها به سایر بازارها با ابزارهای پیشگیرانه مانند مالیات کنترل شود و در غیر این صورت این کاهش نرخ بهره می‌تواند تمامی بازارها را با بحران‌های جدیدی روبرو کند.

در این یادداشت سعی شد که اثر کاهش نرخ بهره بانکی که تأثیر می‌گذارد بر سایر نرخ‌ها در بازار پول بررسی شود. طبیعتاً افزایش آن نتایج معکوس در پیش خواهد داشت و هزینه‌های تأمین مالی بنگاه‌ها را افزایش می‌دهد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا