سایت گزینه های باینری در افغانستان

راز ثروت

همه ثروتمندان دارای اهدافی هستند که آنها را پولدار می‌کند. هیچ‌کس اتفاقی ثروتمند نمی‌شود، برای ثروتمند شدن باید اول واقعا بخواهید که ثروتمند شوید؛ شما باید هدف مهم ثروتمند شدن را داشته باشید. پس باید به طور واضح و مشخص به خودتان بگویید: «من می‌خوام ثروتمند بشم». تأکید بر این هدف،باعث می شود که انگیزه‌ی شما بیشتر شود و همه‌ی اقدامات و تلاش‌هایتان در راستای رسیدن به هدف قرار می‌گیرد. منبع

راز ثروت زیاد حضرت خدیجه (س)

آنچه مسلم است حضرت خدیجه (س) توانسته با عقل و تدبیر و مدیریت قوی اقتصادی، کاروان تجاری راه اندازد و در فرایند تجارت و طی سالیان متمادی ثروتمند شود.

به گزارش مشرق، دهم ماه مبارک رمضان سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری ( س) است. یکی از شبهاتی که پیروان زندگانی ام الفاطمه ( س) مطرح می‌شود، درباره ثروت ایشان است. به گونه‌ای که بیان می‌شود زن قبل از اسلام حق ارث بردن نداشت و با آمدن اسلام این قانون جاهلی تغییر کرد و زنان نیز بر طبق آیات قرآن از سهم ارث مشخصی بهره‌مند شدند. چگونه با این مطلب سازگار است که در تاریخ آمده است حضرت خدیجه ثروت عظیمی داشته است.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه‌های علمیه این چنین پاسخ می‌دهد:

عرب جاهلیت مخالف ارث بردن زن بود و تا پای مردی حتی در طبقات بعدی در میان بود، به زن ارث نمی‌داد. لذا وقتی که آیه ارث (سوره نساء آیه ۷) نازل شد، باعث تعجب عرب‌ها شد. اتفاقاً در آن اوقات، برادر حسان بن ثابت (شاعر معروف عرب) از دنیا رفت و از او زنی با چند دختر باقی ماند. پسر عموهای او همه دارایی وی را تصرف کردند و چیزی به زن و دختران او ندادند. زن وی به رسول اکرم ( ص) شکایت کرد.

حضرت خدیجه، مادر دوازده امام است +عکس

اولین و آخرین گفت‌وگوی مشهورترین زوج مسلمان

رسول خدا (ص) آن‌ها را احضار کرد. آنان گفتند: زن که قادر نیست سلاح بپوشد و در مقابل دشمن بایستد، این ما هستیم که باید شمشیر دست بگیریم و از خودمان و از این زن‌ها دفاع کنیم. پس ثروت هم باید متعلق به مردان باشد، ولی رسول خدا (ص) حکم خدا را به آنان ابلاغ کرد .(۱)

اما حضرت خدیجه (س) طبق روایت مشهور، نخست با « نباش بن زاره » معروف به ابوهالة تمیمی از قبیله بنی اُسَید بن عمرو بن تمیم که از شخصیت‌های معروف قریش بود، ازدواج کرد و از وی دارای فرزند پسری شد که او را «هند» نامیده بودند .(۲)

هند، بعدها شمایل و خصوصیات ظاهری رسول خدا ( ص) را برای امام حسن مجتبی ( ع) روایت می‌کرد. او که در کنار فاطمه زهرا (س) تربیت یافته بود، در جنگ جمل شربت شهادت نوشید .(۳)

طبق متون تاریخی، همسر دوم حضرت خدیجه کبری (س)، «عتیق بن عائذ بن عبدالله مخزومی » بوده که خدیجه (س) از این شوهر نیز دارای دختری به نام «هند» شد و این شوهر هم چندان عمری نکرد و خدیجه را با مرگ خود، تنها گذاشت .(۴)

اینکه خدیجه (س) قبل از همسری با رسول خدا (ص) به ترتیب مزبور، دارای دو شوهر دیگر بوده، چیزی است که مؤرخانی مانند: یوسف بن عبدالله اندلسی متوفای ۴۶۳ ه ق ، عبدالرحمن سهیلی متوفای ۵۸۱ ه ق ، ابن اثیر جزری متوفای ۶۳۰ ه ق ، ابن حجر عسقلانی متوفای ۵۸۲ ه ق ذکر کرده‌اند .(۵)

اما علامه محمدباقر مجلسی پس از آنکه موضوع دو همسر قبلی خدیجه را مطرح می‌کند، اضافه می‌کند: علی بن احمد کوفی علوی، متوفای ۳۵۲ ه ق ، احمد بلاذری، سید مرتضی در کتاب « شافی » و شیخ طوسی در کتاب «تلخیص شافی » روایت کرده‌اند، خدیجه (س) قبل از ازدواج با رسول خدا (ص) با هیچ کس ازدواج نکرده بود .(۶)

محمد کامل حسن محامی نویسنده لبنانی روایت ابن عباس را که تأکید می‌کند: حضرت خدیجه (س) به هنگام ازدواج با رسول خدا (ص) ۲۸ سال داشته (بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۲) مورد تأیید قرار می‌دهد و استدلال می‌کند: از لحاظ تاریخی ثابت است که خدیجه (س) سه پسر به نام‌های: قاسم، طاهر و طیب و چهار دختر به نام‌های: زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه زهرا ( س) برای پیامبر ( ص) به دنیا آورده و این معقول نیست که زنی بتواند پس از چهل سال هفت بار زایمان کند .(۷)

بنابراین، مؤرخین اتفاق نظر ندارند که حضرت خدیجه (س) قبل از ازدواج با رسول خدا (ص) دارای شوهرانی بوده است و از طرفی هیچ یک از مؤرخین تصریح نکرده‌اند که ثروت خدیجه (س) از شوهرانش به وی رسیده است، بلکه آنچه مسلم است حضرت خدیجه (س) توانسته با عقل و تدبیر و مدیریت قوی اقتصادی، کاروان تجاری راه اندازد و در فرایند تجارت و طی سالیان متمادی ثروتمند شود.

برای اطلاع بیشتر به کتاب «حضرت محمد و خدیجه» تألیف احمد صادقی اردستانی مراجعه شود.

۱- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، راز ثروت چاپ اول، ۱۳۵۳، ص ۲۴۷.

۲- محمد کامل حسن المحامی ، خدیجه بنت خویلد، ص ۱۴.

۳- اسد الغابه ، ج ۵، ص ۷۲؛ السیرة النبویة ، ج ۱، ص ۱۹۹.

۴- خدیجه بنت خویلد، همان، ص ۱۴.

۵- الاستیعاب ، ج ۴، ص ۲۸۰؛ السیرة النبویة ، ج ۱، ص ۱۹۹؛ اسد الغابه ، ج ۵، ص ۴۳۴، الاصابه ، ج ۴، ص ۲۸۱، ریاحین الشریعه ، ج ۲، ص ۲۰۲.

راز ثروت نجومی میلیاردر افسانه‌ای ایرانی چه بود؟ | تصاویری جالب از ثروتمندترین مرد ایرانی و همسر زیبایش | از زباله‌گردی و فروش وسایل دسته دوم تا امپراتوری املاک آمریکا

راز ثروت نجومی میلیاردر افسانه‌ای ایرانی چه بود؟ | تصاویری جالب از ثروتمندترین مرد ایرانی و همسر زیبایش | از زباله‌گردی و فروش وسایل دسته دوم تا امپراتوری املاک آمریکا

مانی خوشبین میلیونر خودساخته ایرانی در آمریکا زندگی می‌کند. او با چالش‌ها و سختی‌های بسیاری در مسیر موفقیت خود روبرو شده و حتی در برهه ای از زندگی‌اش، بیچارگی و بدبختی را قدرتمندترین انگیزه خود می‌دانسته اما هیچوقت ناامید و تسلیم سختی ها نشده است، او هدف هایش را دنبال کرد و پله های ترقی را پیمود؛ از این رو ما به او لقب «امپراتور املاک آمریکا» را می‌دهیم.

مانی خوشبین ثروتمندترین مرد ایرانی است. مانی خوشبین زمانی که والدینش به آمریکا مهاجرت کردند، ۱۴ سال داشت.

مانی خوشبین

شغل اولیه او کارگر خدمات در محوطه پارکینگ یکی از فروشگاه‌های KMART بود.

در ادامه می‌توانید تصاویر مانی خوشبین کنار خانواده‌اش را ببینید.

مانی خوشبین

مانی خوشبین

مانی خوشبین متولد ۲۴ دی ماه سال ۱۳۴۹ در ایران است. او تا دیپلم بیشتر درس نخواند اما از فروش کالای دسته دوم به آجیل فروشی رسید و حالا امپراطور املاک آمریکا راز ثروت بوده و بزرگترین کلکسیون دار ماشین لوکس است.

چند ماه از سکونت آنها در آمریکا نمی گذشت که مانی متوجه شد بسیاری از آمریکایی ها وسایل دسته دوم خود را به جای فروش ، دم در بعنوان آشغال رها می کنند. او به همراه برادرش مشغول جمع آوری وسایل دور ریختی قابل مصرف شد و در آخر هفته آنها را در بازار «حراجی دسته دوم» بفروش می رساند.

بعد از دو سال زندگی در آمریکا از 16 سالگی مجوز کار کردن دریافت کرد و بعنوان کارگر خدماتی (نظافت‌چی) در فروشگاه زنجیره ای Kmart مشغول بکار شد.

خودش می گوید دستمزده ساعتی سه دلار و پانزده سنت برای او فوق العاده بود و ماهی 500 تا 600 دلار درآمد داشت.

به خاطر انضباط کاری و حضور به موقع در فروشگاه ، به مدت سه ماه کارمند نمونه شناخته شد و در ماه هشتم ترفیع گرفت و دستیار مدیر کالاهای ورزشی kmart شد. می گوید ترفیع بزرگی بود که از تمیز کردن زمین به دستیاری مدیر رسیدم و حقوق ام تقریبا دو برابر شد.

در دو سالی که مشغول کار بود هر هفته مقداری از دستمزد خود را پس انداز می کرد تا اینکه در 17 سالگی توانست یک ماشین هوندا بگیرد

کم کم کنار کار ، ورزش بدنسازی را شروع کرد و در چند مسابقه هم شرکت کرد و عکس اش در چند روزنامه هم به چاپ رسید.

در 17 سالگی بعد از دیدن تبلیغات یک شرکت چند سطحی با درآمد هفتگی هزار دلار ، تماس گرفت و بعد از استخدام در بخش آجیل فروشی مشغول شد.

در 18 سالگی بعد از تجربه ای که از فروش آجیل داشت ، تصمیم گرفت خودش مستقیم آجیل بخرد و با بسته بندی و لیبل خودش آنها را بفروشد.

به این ترتیب یک دفتر تاسیس کرد و در مدت کوتاهی به آنچنان فروشی رسید که مجبور شد نیروی کار استخدام کند.

سال 1992 در شرکت مرهونات بعنوان کارمند صدور وام مشغول کار شد و بدون پول و شغل توانست جواز خرید و فروش املاک و مستغلات را بگیرد.

او در کمتر از شش ماه با تجربه که بدست آورد شرکت ارائه دهنده خدمات صدور مجوز وام را تاسیس کرد و توانست با جذب یک دلال درآمد خوبی بدست آورد.

در ادامه با پولی که از حق کمیسیون بدست می آورد شروع به خرید املاک مصادره و توقیفی در مزایده ها کرد.

مانی در ادامه با خرید و فروش راز ثروت املاک و بازسازی آنها به ثروت زیادی رسید و با تاسیس کمپانی «خوشبین» آنرا به شش ایالت دیگر آمریکا توسعه داد.

مانی خوشبین در سال 1390 وقتی 41 ساله بود در دومین تجربه ازدواجش ! با خانم «لیلا میلانی» مدل و کارآفرین معروف متولد کانادا با اصالت ایرانی ازدواج کرد.

ثمره این زندگی حالا یک دختر بنام پریسیلا (Priscilla) متولد 1391 و یک پسر بنام انزو پاشا (Enzo Pasha) متولد 1395 است.

در طول این سال املاک خوشبین مجموعا به ارزش بیش از 450 میلیون دلار رسیدند و او در کنارش مشغول جمع آوری انواع ماشین های لوکس شد.

تنها ماشین های او بالغ بر 25 میلیون دلار ارزش دارند و خودروسازان مشهوری چون مکلارن ، بوگانی و پاگانی برای اول ماشین های اختصاصی نیز ساخته اند.

5 راز ثروت ساز جف بزوس

جف بزوس یکی از موفق ترین چهره های حوزه تجارت در سطح بین الملل است. او با هوش و ذکاوتی که داشت تجارتی پر سود را بر پایه ی تکنولوژی بنا نمود و توانست با دقت و حساسیتی مثال زدنی این تجارت را مدیریت نموده و به جایگاه کنونی برساند. برای بسیاری از مردم جهان سوال است و شاید برای شما هم سوال باشد که این چهره ی موفق، چگونه به این سطح از موفقیت دست یافته است. در ادامه خبر ” 5 راز ثروت ساز جف بزوس “ با ما همراه باشید.

به گزارش وب سایت Forbes، رازهای موفقیت، ماندگاری و قدرت جف بزوس در آمازون آن چنان که بسیاری فکر می کنند هم پیچیده نیست و شامل 5 راز ساده است که این ثروت را برای وی به ارمغان آورده است. جف بزوس در یک مصاحبه با مجله Forbes این 5 راز را فاش نموده است:

برای رسیدن به موفقیت، بهترین تیم را در کنار خود انتخاب کنید

جف بزوس در آمازون روندی سخت و طولانی برای استخدام تدارک دیده تا بتواند همیشه بهترین تیم را در کنار خود جمع آوری کند. کارکنان پیش از ثبت نام برای استخدام باید به یک فهرست بلند بالا از سوالات پاسخ دهند. این سوالات، شامل سوالات تخصصی و عمومی است که اگر متقاضی در این مرحله نمره قبولی بیاورد به مرحله بعدی منتقل می گردد. بزوس می گوید هر زمان که ما فردی را استخدام می کنیم، او باید استخدام بعدی را دشوارتر نموده و کاری کند که نفرات بعدی از خودش با استعدادتر باشند تا این صعود استعدادهای بالقوه روندی صعودی را طی کند.

در کمپانی آمازون ارزیابی کارکنان بصورت ناگهانی انجام می گردد و فواصل زمانی مشخص مثلا سالیانه یا ماهیانه ندارد. همچنین این نرم افزار به کارکنان آمازون اجازه می دهد تا کارکنان نظرشان را درباره یکدیگر ارائه نموده و از هم انتقاد هم بکنند.

از اشتباهات گذشته خود درس بگیرید

جف بزوس و آمازونی که همه ما امروز شاهد اوج آن هستیم، چندین بار شکست را تجربه نموده تا به این نقطه برسد. به طور مثال آمازون زمانی وارد رقابت با E-bay شد و یک نرم افزار روانه بازار نمود که مورد سو استفاده تعدادی از فروشندگان و شماری از رقبا قرار گرفت که این موضوع برای آمازون گران تمام شد و به واسطه این اشتباه، این کمپانی ضرری بزرگ متحمل شد.

جف بزوس بارها در مراسم های مختلف اعلام نموده است که رهبران موفق همیشه به دنبال ایده های جدید هستند و هیچ وقت خود را محدود نمی کنند. زمانی که به دنبال اتفاقات جدید می رویم باید قبول کنیم که ممکن است دچار خطا هم بشویم. یادگیری از شکست ها شاید در حد حرف آسان باشد، اما وقتی می بینیم که جف بزوس در این سطح بالا و در راس قدرت یک شرکت بزرگ و سر شناس چنین ریسک هایی را انجام می دهد، متوجه می شویم ریسک کردن هم می تواند ساده باشد.

ثابت قدم باشید و محکم بایستید

جف بزوس را می توان اسطوره ی ایستادگی در مقابل مشکلات دانست. او سال ها پیش در زمانی که آمازون را تاسیس نموده بود با خرده فروشی ها و فروشگاه های بزرگ و کوچک در حال مبارزه بود و اکنون هم که به بالاترین سطح از موفقیت رسیده با اتهامات گاه و بیگاه افراد و شرکت های مختلف روبرو می شود. بنابراین او معتقد است ثبات قدم و ایستادگی از مهم ترین عوامل موفقیت است.

به مشتری به چشم گزینه نگاه نکنید

یکی از عوامل موفقیت جف بزوس احترام گذاشتن به مشتریان است و او به خاطر این طرز برخورد و احترام سود بسیار خوبی نیز برده است. او در تمام ارکان فعالیت خود توجه ویژه ای به مشتریان داشته است. راه راز ثروت اندازی فروشگاه های بدون صندوقدار را می توان یکی دیگر از خدمت های او به مشتریان دانست.

سعی کنید تا همیشه بزرگ فکر کنید

جف بزوس قصد نداشت تا آمازون را یک خرده فروشی و یا یک کتاب فروشی آنلاین باقی بماند. نگاه دارد. در زمانی که او آمازون را تاسیس کرد، کتاب ها ساده ترین راه ورود به بازار بودند و او از این موقعیت استفاده نمودو اکنون به بزرگترین فروشگاه اینترنتی دنیا بدل شده است. او معتقد است همیشه باید بزرگ فکر کنید و به دنبال رویاهای خود بروید.

راز ثروتمند شدن یک واقف بزرگ!

سال‌ها در پی هم گذشت و میربهاالدین ثروتمندتر از قبل شد، اما عجیب آن که هر چه بر ثروت و مکنتش افزوده می‌شد، ساده‌تر زندگی می‌کرد و بیشتر می‌بخشید به طوری که با پسر سومش حاج سید محمد که بعدها امین‌الرعایا لقب گرفت، شب‌ها خورجین پر از گندم و برنج و نان بر دوش گرفته و به خانه مستمندان و گرسنگان می‌رفتند و آنچه داشتند انفاق می‌کردند بدون آنکه کسی آنها را بشناسد.

راز ثروتمند شدن یک واقف بزرگ!

به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، یکی از واقفین خیراندیش زنجانی که نام او در تاریخ زنجان ماندگار شده و عموم مردم نام او را با پلی معروف در زنجان می‌شناسند میربهاءالدین است که پلی با همین عنوان در حاشیه جنوب غربی زنجانی احداث کرده است، میر بهاءالدین زنجانی که کوچکترین فرد خانواده‌اش بود در سال ۱۲۳۴ در شهر زنجان متولد شد.

پدرش مرحوم میر مسیحا فرزند قاضی جلال از طرف سلطان وقت به سمت قاضی‌القضات زنجان منسوب شده بود.

دوران کودکی حاج میربهاء الدین به سادگی شروع شد، اما پدرش به ناگاه دار فانی را وداع گفت و او را در حالی که پسر بچه‌ای ۹ ساله بود با مادری پیر و خواهرانش تنها گذاشت و به دست حوادث سپرد.

دست بر قضا راز ثروت مادرش نیز اندکی پس از مرگ پدر خاموش شد و او را بیش از پیش داغدار کرد،‌ مرحوم قاضی جلال و میر مسیحا به پاکی زیست و از خود اندوخته‌ای به جا نگذاشت و پس از درگذشت میر مسیحا، میر بهاء در تلاش تامین معاش خود و خواهرانش برآمد.

وی در ابتدا با سرمایه ناچیز که یک چتور که برابر با دوازده قِران و ده شاهی آن زمان بود، خرید و فروش تنباکو کرده و خواهرانش نیز در منزل جوراب می‌بافتند و زندگی شان از این طریق اداره می‌شد.

اما ماجرای ترقی روز افزون ثروت و شهرت وی بدین گونه آغاز می‌شود که در یک روز سرد زمستان، وقتی که او واپسین روزهای دوران کودکی‌اش را می‌گذراند، در حالی که چند قرص نان (روزی خود و خواهرانش) را در زیر بغل گرفته و سرمای جانسوز زنجان صورتش را کبود کرده بود به سوی منزلش در سرچشمه روان بود، که ناگهان متوجه سگی شد از گرسنگی جز پوست و استخوانش نمانده و در مقابل مسجد نصرالله‌ خان دراز کشیده بود و توله‌هایش پستان‌های خشک او را می‌مکیدند.

میربهاء الدین جوان دل رحم که طعم گرسنگی را می‌دانست، بی‌اختیار دست لرزانش را به زیر بغل برد و یک تکه نان تکه تکه کرده جلوی سگ ریخت و سگ که گویی سالیان دراز است چیزی نخورده، تکه‌های نان را در هوا می‌بلعید و بدین گونه نان دوم و سوم نیز تمام می‌شود تا سگ کاملا جان می‌گیرد.

بعدها میربهاءالدین تعریف می‌کند که پس از سیر شدن سگ یک باره حالی عجیب به من دست داد در آن سوز و سرما تنم داغ شد و خوشحالی عمیقی توام با روشنی خاص در درون خود یافتم و نمی‌دانستم که با دست خالی روانه منزل می‌شوم، در حالی که خود و خواهرانم شام نداریم.

چندی پس از آن بهاءالدین جوان در سایه کار و کوشش و همت و غیرت، خواهرانش را یک به یک به خانه بخت فرستاد و از آنجا که خرجش کمتر شد توانست پس‌اندازی کرده برای اولین بار به دهکده‌های سر سبز و آباد اطراف زنجان سفر کند.

پل میربهاءالدین زنجان

وی سپس در دره «دگرمان دره سی» (دره آسیاب)دو راس گوسفند خریده و به شخصی سپرد تا از آنها مواظبت کند.

سپس خودش به زنجان برگشته و یک باب مغازه پارچه ‎فروشی در زنجان دایر کرد، مدتی بدین منوال گذشت ولی از گوسفندان خبری نشد. بار دیگر به روستا رفت تا خبری از گوسفندان بگیرد.

اما از آنجا که میربهاءالدین مردی بسیار با ایمان بود و هرگز به مال کسی چشم طمع نداشت، طرف معامله‌اش نیز در روستا مردی خداشناس و خوبی از آب درآمد و از عواید گوسفندان چند زمین از همان روستا برایش خریده بود و بدین وسیله راهی تازه در جلو پای وی گشوده شد و در مسیر جدیدتر و بهتری قرار گرفت تا آن زمان که چند سال بعد با کوشش و جهد فراوان توانست تمام شش دانگ همان روستا را بخرد.

میربهاء پس از خرید دگرمان دره سی بلافاصله سه دانگ آن را وقف کرد و در آن زمان شهرت و آوازه مردی که توانسته بود با کوشش بسیار و تلاش فراوان به زحمت نقدی را فراهم کرده و دهی را خریده و بلافاصله نصف آن را وقف کند در همه جای خمسه پیچید.

پس از آن شهرت میربهاالدین بیشتر و بیشتر شد تا زمانی که میر آخور سلطان وقت که در طارم زنجان چندین پارچه آبادی داشت، از محسن میرزا حاکم زنجان می‌خواهد که مردی با ایمان و امین را برای اداره رقبات وی و جمع‌آوری محصولاتش انتخاب کند و او میربهاء را برای این کار انتخاب می‌کند و به این صورت میربهاءالدین راز ثروت پس از سالها مباشرت املاک و زیستن با قناعت و درستی و اندوختن سرمایه و خریدن دهات دیگر مستطیع شد و به خانه خدا رفت و از آن پس بود که به حاج میربهاءالدین معروف شد.

پس از سال‌ها در قحطی که دنیا را فرا گرفت و بسیاری از مردم به خاطر آن جان باختند، میربهاءالدین بار دیگر به طارم رفت و در بین راه زن و مردی را با چندین بچه قد و نیم قد که همگی لباس‌های پاره پاره به تن داشته و در آن سوز و سرما به جای کفش پاهایشان را نمد پیچ کرده راز ثروت بودند مشاهده کرد که سرما و گرسنگی رمق نداشتند.

میربهالدین به زحمت تمام در میان کولاک در حالی که بچه‌ها را به پشت بسته بود به منزل خودش برد و پس از سیراب کردن آنها برایشان آذوقه تهیه کرد و چند راس گوسفند نیز به آنها بخشید که با عواید آن گوسفندان در همان محل زندگی کردند.

سال‌ها در پی هم گذشت و میربهاالدین ثروتمندتر از قبل شد، اما عجیب آن که هر چه بر ثروت و مکنتش افزوده می‌شد، ساده‌تر زندگی می‌کرد و بیشتر می‌بخشید به طوری که با پسر سومش حاج سید محمد که بعدها امین‌الرعایا لقب گرفت، شب‌ها خورجین پر از گندم و برنج و نان بر دوش گرفته و به خانه مستمندان و گرسنگان می‌رفتند و آنچه داشتند انفاق می‌کردند بدون آنکه کسی آنها را بشناسد.

مسجد حاج تقی زنجان

میربهاءالدین پس از قریب ۷۶ سال عمر پر عزت و احترام و احداث آثار و ابنیه زیاد و ایجاد موقوفات فراوان دار فانی را وداع گفت.

آثار تاریخی بجا مانده از حاجی میربهاءالدین «پل ارتباطی بین زنجان و کردستان» بر روی رود قزل اوزن ، «یک حمام واقع در بازار زنجان» که با معماری زمان قاجار درست شده است، «یک باب مسجد» واقع در خیابان امام پایین‌تر از سبزه ‌میدان که امروز مردم آن را به نام مسجد حاج تقی می‌نامند، «یک باب آب انبار بزرگ » در همان محل و در پشت مسجد که امروزه به عنوان قسمت زنانه مسجد استفاده می‌شود، احداث پل بر روی زنجان‌رود واقع در ابتدای جاده بیجار که از معماری جالبی بر خوردار است که به تازگی توسط میراث فرهنگی مرمت و بازسازی شده است.

دوره راز ثروت که فاش شد (خبر مهم)

دوره راز ثروت که فاش می شود

آیا شما هم مثل بقیه افراد براتون راز ثروت خیلی بزرگ جلوه داده شده؟ قاطعانه باید بهتون بگم که ثروت راز ندارد بلکه راه دارد . اگر جمله ” توان مالی ندارم ” را بر زبان بیاورید، همین حالا فرکانس و قدرت خود را تغییر داده‌اید.

همه ثروتمندان دارای اهدافی هستند که آنها را پولدار می‌کند. هیچ‌کس اتفاقی ثروتمند نمی‌شود، برای ثروتمند شدن باید اول واقعا بخواهید که ثروتمند شوید؛ شما باید هدف راز ثروت مهم ثروتمند شدن را داشته باشید. پس باید به طور واضح و مشخص به خودتان بگویید: «من می‌خوام ثروتمند بشم». تأکید بر این هدف،باعث می شود که انگیزه‌ی شما بیشتر شود و همه‌ی اقدامات و تلاش‌هایتان در راستای رسیدن به هدف قرار می‌گیرد. منبع

ثروت

ثروت

داستان پولدارشدن

واقعیت و حقیقت آشکار این است که پولدارشدن نیز مثل هرکاری دیگری زمینه فکری و تئوری مناسب و عملی می خواهد. مثلا کسی که می خواهد از تهران به مشهد برود حتما باید پیشاپیش زمان حرکت،مکان حرکت،نوع مسافر (باهواپیما یا قطار یا ماشین) ودیگرلوازم سفر را در ذهن خود کاملا ترسیم کرده با یک راز ثروت نقشه ای از پیش تعیین شده به سمت مشهد حرکت می کند.

داستان پولدارشدن نیز دقیقا و دقیقا و دقیقا همینگونه است. کسی که چشم بسته می گوید من باید پولدارشوم با کسی که با چشم باز ومشخص کردن تمام جزئیات وخم و پیچها و روشهای مسیر پولدارشدن می گوید من باید پولدار شوم یک تفاوت اساسی دارد و آن این است که نفر دوم قطعا به هدف می رسد ونفر اول یک عمر پول پول می کند آخرش هم آرزوی پولدارشدن را باخود به گور می برد. من یک خواهش صمیمانه از دوستان دارم که هیجگاه برای پولدارشدن چشم بسته حرکت نکنند که به مقصد نمی رسند. امرور مقاله ذیل را که تقریبا در تمام سایتهای مطرح فارسی نشر شده و درباره روشهای پولدارشدن و افکاری که مارا پولدار خواهد کرد بحث می کند به شما نیز توصیه می کنم. در ادامه با آموزه های سمینارما همراه باشید:

ثروت

ثروت

پول چرک کف دست است

امروزه پول برخلاف گذشته های دور بر دغدغه اصلی بدل شده است بسیاری از جوان ها مایلند که خیلی زود بی درد سر به پول برسند پول دیگر مثل گذشته چرک کف دست خوانده نمی شود و بسیاری آن را حلال مشکلات راز ثروت می دانند.
تصور کنید جوانی که می خواهد به استقلال مالی برسد چند سال باید کار کند تا بتواند هزینه سنگین ازدواج خود را بپردازد، چند سال باید کار کند تا پول پیش یا رهن خانه را پس انداز کند یا حتی جهیزیه بخرد یا برای ادامه تحصیل با فراغ بال به شهر و دیار دیگری برود، شاید به همین دلیل هم هست که بسیاری را در اطرافمان می بینیم که مشغول چند کار دائم و پاره وقت به طور همزمان هستند والبته دائم هم گله دارند که به جایی نمی رسند .

راستش این موضوع هر چند به ظاهر اقتصادی است و در حیطه مباحث این صفحه نمی گنجد اما دارای پس زمینه های محکم روانی است. در واقع ما معتقدیم تا آنها در پس زمینه ذهن ما اصلاح نشوند این تلاش های مادی به جایی نمی رسند.
تا وقتی که معتقدید پول چرک کف دست است، برکت ندارد، پول پلید و ناپاک است، روح آدم را آلوده می کند و یا اینکه همه پولدارها حقه بازند و یک گوشه دلشان خالی است و با کار حلال نمی شود ثروتمندشد وامثال این مفکوره ها که با روح اسلام نیز همخوانی ندارد، یقینا نمی توانید پولدار شوید یا از پولدارشدن خود لذت ببرید.

پول

پول

کسب حلال

اسلام کسب حلال را بهترین عبادت می داند و شخص پولدار را که از پول خود برا ی خدمت به جامعه استفاده می کند بهترین فرد جامعه می داند چون در احادیث معتبر اسلامی هست که رسول خدا ص فرمود: محبوب ترین بندگان در پیشگاه خداوند کسی است که نفعش به مردم بیشتر برسد. خوب معلوم است که یک ثروتمند وپولداری که از پولش برای امداد نیازمندان استفاده می کند نفعش بیشتر از دیگران به جامعه می رسد. خلاصه اینکه مرتب پیش این و آن هم بگوئید که بدهکارم و قرض دارم و به قول گفتنی زار بزنید هم جز آنکه مناعت طبع شما را زیر سوال می برد قرض و بدهی بیشتری برایتان به ارمغان می آورد.

پس چه باید کرد؟در نخستین گام باید نگاهمان را به موضوع پول و ثروت عوض کنیم. نمی توانیم مدام آن را مذمت کنیم و بعد بخواهیم یک شبه میلیونر شویم!
باید ابتدا احساس ما احساس خوبی به پول باشد و به فوایدی که پولدار بودن ما می تواند برای خود، خانواده، اطرافیانمان و حتی جامعه مان داشته باشد تمرکز کنیم. کارهای جزئی که می تواند دنیا و آخرت ما را راز ثروت بسازد و رسیدن به لبخند شادی دردمندی که با یاری ما به آرامش رسیده است و نیز شکرگزار بودن در قبال هر آنچه که هر چند اندک در ابتدای این راه بدست می آوریم و بعدهم پیدا کردن راه های درست و تمرکز بر روی هدفی که می بایست با اهداف انسانی و اخلاقی آمیخته باشد.

کسب حلال

کسب حلال

ثروتمند شدن

برای ثروتمند شدن باید احساس خوبی نسبت به کار و حرفه خود داشته باشید و از تمام وجود باور داشته باشید که لیاقت و شایستگی آن را دارید که ثروت را وارد زندگی خود کنید.حتما در اطراف خود کسانی را دیده اید که پولدار بوده اند اما ورشکست شده اند و نیز افرادی که مرتبا پله های ترقی را چنان طی می کنند که حتی اطرافیانشان هم از یاد می برند که آنها از کجا شروع کرده بودند!
خیلی ها اوضاع نابسامان اقتصادی، رقابت شدید، نداشتن پشتوانه های مالی و حمایت های بانکی و حتی داشتن خانواده ای فقیر و متوسط را مانع پولدار شدن می دانند در حالی که هیچ یک از آنها جزو علل اصلی به حساب نمی آیند و فقط پیش پا افتاده ترین بهانه هایی هستند که ما برای پنهان شدن پشت رخوت ها و بی حالی های درونی خود! بدان ها چنگ می زنیم!

برای همین هم هست که برای پولدار شدن مثل هر کار دیگری می بایست ابتدا و در گام نخست یک طرح اولیه داشت، همین نداشتن طرح است که وقتی بسیاری ناگهان پله های ترقی را طی می کنند و پولدار می شوند به ناگهان هم آن را از دست می دهند. اگر می خواهید پولدار شوید باید از همین حالا بدانید برای چه و وقتی که پولدار شدید می خواهید به چه حسی برسید و با آن پول چه کار کنید و حتی تا کجا پیش بروید، حتی لازم است با برنامه زیزی دقیق مبلغ آن را هم مشخص کنید.

کتاب اسرار ذهن ثروتمند

به قول هارواکر نویسنده کتاب اسرار ذهن ثروتمند بیشتر مردم ترموستات های ذهنشان برای بدست آوردن هزار دلار، برای چند صد دلار و برخی حتی زیر صف تنظیم شده است و بدون آنکه علتش را بدانند هیچ حرکتی از خودشان برای کسب پول انجام نمی دهند. در واقع بیشتر مردم به ظرفیت واقعی خود دست نمی یابند، بیشتر افراد موفق نیستند زیرا براساس آنچه که می توانند ببینند حرکت کرده و از نظر فکر و عمل سطحی نگر هستند.

اگر در جایی از کتابش می گوید: « درختی را در نظر بگیرید فرض کنیم این درخت نمایانگر زندگی است، بر روی این درخت میوه های متعددی وجود دارد. در زندگی ما، میوه ها همان نتایجی هستند که از اعمال خود می گیریم. پس ما به میوه ها که همان نتایج اعمال خود هستند نگاه می کنیم و از دیدن آنها شادمان می شویم. اما زمانی که تعداشان کافی نیست، کوچک هستند و طعم خوبی ندارند چه باید کرد؟

بیشتر ما متوجه میوه یا نتیجه کار خود هستیم اما در حقیقت باید به عواملی که این میوه ها را به وجود آورده راز ثروت است توجه کنیم. مثل بذر و ریشه ها. بذری که زیر زمین است محصول رهایی زمین را ایجاد کرده است. این نادیدنی ها هستند که دیدنی ها را می سازند.

ثروتمند

ثروتمند

یعنی اینکه اگر ما خواهان تغییر دادن میوه ها هستیم، اول باید ریشه ها را تغییر دهیم. اگر مایلید مواردی که در زندگی قابل دیدن هستند را تغییر دهید، باید آنچه که قابل دیدن نیستند را تغییر بدهید.»باید ذهنمان و درونمان را اصلاح کنیم و زمینه را اندک اندک برای پولدار شدن و به ثروت رسیدن فراهم کنیم بعد به راهکارهایی که نویسندگان و ثروتمندان ارائه کرده اند، بپردازیم.
الگو قرار دادن افراد موفق و ثروتمند که از صفر شروع کرده اند و خود ساخته ملیونر و پولدار های معروفی شدند بهترین روش برای پولدار شدن است که در مقاله بعدی به لطف خداوند افکار چند تن از معروفترینپولدار ها را نشر خواهم نمود گرچند در پست قبلی برخی توصیه های بیل گیتس ثروتمند ترین فرد جهان برای ثروتمند شدن را خدمت تان ارائه کردم اما همانجا نیز یاد آوری کردم که مهم ترین توصیه های کاربردی این ثروتمند ترین مرد جهان را که در یک دبیرستان امریکایی برای رشد استعداد ونبوغ مالی دانش آموزان کرده بود در پستهای بعدی تقدیم خواهم نمود.

بیاین با هم صادق باشیم ، همه ما علاقه مندیم برای اینکه بدانیم چطور میشه ثروت بیشتری به دست بیاریم، و کسب درآمد بیشتری از کارمان داشته باشیم، هر روز به دنبال راه های ساده برای کسب درآمد و ثروت باشیم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا