گزینه های دودویی و فارکس

انواع عقود

خیارات در صلح عمری

انواع عقود

قبل از آن که با مفهوم حقوقی عقد نافذ و غیر نافذ آشنا شویم، نیاز است که در مورد عقد صحیح و شرایط صحت معامله صحبت کنیم. به لحاظ حقوقی، عقد صحیح، عقدی است که تمامی شرایط صحت معامله در آن رعایت شده است. براساس ماده ۱۹۰ قانون مدنی شرایط صحت معامله عبارتند از:

قصد و رضایت طرفین در معامله: به این معنا که هر کدام از طرفین براساس تفکر و ذهنیت، مایل به انعقاد قرارداد هستند و نفع و ضرر خود را در قرارداد می‌دانند و این رضایت را به طرف مقابل خود در قرارداد اعلام می‌کنند. بنابراین عقدی که با اجبار و اکراه طرفین یا یکی از آن‌ها انجام شود، صحیح نیست و نمی‌توان آن را در زمره قرارداد نافذ قرار داد.

اهلیت طرفین عقد: یعنی طرفین معامله به لحاظ سه عامل بلوغ سنی، رشد و عقل دارای شایستگی عقد قرارداد باشند. یعنی برای اهلیت داشتن باید عاقل، بالغ و رشید باشند. اهلیت در قانون مدنی به دو دسته اهلیت تمتع و اهلیت استیفا تقسیم می‌شود. اهلیت تمتع یعنی فرد شایستگی بهره‌مندی داشته باشد و اهلیت استیفا به شایستگی فرد در انجام اعمال حقوقی گفته می‌شود. مطابق ماده ۲۱۱ قانون مدنی، سن رشد و تصرف مالی و انجام معاملات، ۱۸ سال تمام می‌باشد.

معین بودن موضوع مورد معامله: یعنی مورد مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از طرفین تعهد تسلیم مال و یا انجام آن عمل را داشته باشند.

مشروع بودن جهت معامله: این شرط به معنای انگیزه فرد قبل از معامله است. چنانچه مشخص گردد که انگیزه فرد، نامشروع باشد و خلاف قوانین امنیتی، اخلاقی و نظامی است، قرارداد صحیح نیست. توجه کنید که غیرصحیح بودن به معنای بطلان قرارداد نیست.

تعریف عقد نافذ و عقد غیر نافذ

براساس تعریف مربوط به عقد صحیح می‌توان گفت که عقد صحیح شامل عقد نافذ و عقد غیر صحیح شامل عقد غیر نافذ و عقد باطل می‌گردد.

  • عقد نافذ عقدی صحیح است که شرایط صحت معامله به طور دقیق در آن رعایت شده و به طور قانونی منعقد شده است. بنابراین، اثر حقوقی دارد. یعنی باید تمامی تکالیف و تعهدات موجود در قرارداد اجرا شود و برای هر کدام از طرفین در این موضوع حق و تکلیف ایجاد می‌شود. به این امر، نفوذ در قرارداد نیز گفته می‌شود.
  • عقد غیر نافذ، عقدی غیر صحیح است که عدم شرایط صحت در آن به اندازه‌ای نیست که موجب بطلان آن شود. حتی این نقص به گونه‌ای است که امکان برطرف کردن دارد و پس از رفع آن، عقد صحیح خواهد بود.

عدم نفوذ در قرارداد مربوط به قسمتی از شرایط صحت معامله یعنی رضایت طرفین است. یعنی اگر فردی با اکراه معامله نماید و یا اگر شخصی مال کسی دیگر را بدون اذن او معامله کند (عقد فضولی)، این عقد غیر نافذ است، اما باطل نیست. در واقع، این مورد حالتی از بطلان عقد است که موجب اثر نداشتن قرارداد می‌شود. اما هر زمان که فرد ناراضی رضایت دهد، قرارداد اثر حقوقی خود را پیدا خواهد کرد.

رد عقد غیر نافذ

همانطور که گفته شد، عقد نافذ موجب می‌شود که تمامی آثار حقوقی قرارداد قابل پیگیری و مطالبه باشد. اما عدم نفوذ شرایطی است که قرارداد را در حالت معلق نگه‌ می‌دارد. به این معنا که تا زمانی که تکلیف رضایت فرد ناراضی مشخص نشود، قرارداد قابلیت اجرا نخواهد داشت، اما باطل هم نیست. در این شرایط، دو نوع رفتار حقوقی قابلیت انجام دارد.

  • قبول عقد: در این شرایط، فرد ناراضی با رضایت خود موجب می‌شود که قرارداد غیر نافذ از روز بسته شدن عقد، صحیح تلقی شود.
  • رد عقد غیر نافذ: عمل رد موجب می‌شود که قرارداد از روز انعقاد دیگر اثر حقوقی نداشته باشد و به طور کامل از بین برود. تفاوت رد و عدم رضایت این است که پس از رد عقد غیر نافذ، دیگر نمی‌توان آن را تنفیذ نمود و به طور کلی از بین می‌رود.

مباحث مربوط به عقود و قرارداد جزو پیچیده‌ترین زمینه‌های حقوقی است که فهم و درک آن‌ها نیازمند تخصص و یا مشاوره حقوقی با فرد کارشناس در این حوزه است. گروه وکلای آپادانا توصیه می‌نماید که قبل از عقد هر گونه قرارداد حتما با فرد متخصص و یا وکیل خبره مشورت نمایید.

صلح عمری چیست؟

صلح عمری

در این مقاله قرار است در مورد صلح عمری صحبت کنیم و به موضوعاتی مانند صلح عمری در اموال منقول، مدارک لازم انواع عقود برای صلح عمری، صلح عمری برای فرزند و همسر، صلح عمری بدون حق فسخ و انتقال سند در صلح عمری را بررسی کنیم.

پیش از شروع مبحث اصلی، بهتر است به یک تعریف کلی از صلح بپردازیم:

صلح مفهومی از دوستی و هماهنگی اجتماعی در غیاب خصومت و خشونت است. از نظر اجتماعی، صلح معمولاً به معنای فقدان درگیری (مانند جنگ) و رهایی از ترس از خشونت بین افراد یا گروه‌ها است. در طول تاریخ، رهبران از صلح و دیپلماسی برای ایجاد نوعی محدودیت رفتاری استفاده کرده‌اند که منجر به ایجاد صلح منطقه‌ای یا رشد اقتصادی از طریق اشکال مختلف موافقت‌نامه‌ها یا معاهدات صلح شده است. چنین محدودیت رفتاری اغلب منجر به کاهش درگیری، تعامل اقتصادی بیشتر و در نتیجه رفاه قابل توجه می‌شود.

در معنای حقوقی، صلح دو تعریف مجزا دارد؛ یکی به معنای دور نیفتاده است و به عبارت دیگر، صلح در دعوا تعریف می‌شود. در هر منازعه و یا بحثی، طرفین دارای ادعاهایی هستند و اگر هر دو شخص از ادعاهای خود بگذرند، در این مورد صلح در دعوا عقد گفته می‌شود.

تعریف دوم صلح، از قراردادهای حقوقی و قانونی است که صلح در معامله گفته می‌شود. در واقع در این مورد صلح جایگزین قراردادهای دیگر می‌شود. البته نه تمامی قراردادها، بلکه فقط می‌تواند جانشین بیع، اجاره، هبه، معاوضه، عاریه و ابراء شود.

محتویات این صفحه

انواع عقد صلح

مطابق با قانون، عقد صلح به دو صورت قابل انجام و تنظیم است:

  • صلح عمری: قراردادی است که به موجب آن، یک شخص حق بهره‌برداری از ملک و اموال خود را در اختیار دارد اما پس از فوت، ملک به شخص دیگری قابل انتقال است.
  • صلح رقبی: قراردادی است که به موجب آن، شخص واگذار کننده حق بهره‌برداری از ملک یا اموالش را تا مدت معینی مثلاً برای یک سال به شخص دیگری واگذار انواع عقود می‌کند.

انواع صلح عمری

به طور معمول صلح عمری شامل دو نوع زیر است:

  • صلح برای معامله: یعنی صلحی که جانشین عقد دیگری می‌شود.
  • صلح به منظور خاتمه یافتن دعوی: همان‌طور که از نام آن پیداست برای پایان دعوی تنظیم می‌شود.

تعریف حقوقی صلح عمری

“صلح عمری” به معنای نوعی عقد است که مطابق با آن، شخص ملک و اموال خود را به کسی یا کسانی منتقل می‌کند. در زمان حیات آن شخصی که اموالش را صلح کرده، حق انتفاع از آن اموال با خود اوست و می‌تواند از منافع آن اموال بهره‌مند شود. اما پس از اینکه وی فوت شود، اموال به طور کامل به آن افرادی در قرارداد صلح نام برده شده‌اند، منتقل خواهد شد.

در واقع باید گفت که در این نوع قرارداد یکی از قراردادهای مفید است که باید در دفتر ثبت اسناد رسمی تنظیم شود و به ثبت برسد. طبق این سند، شخص مالک اموال، می‌تواند در مورد اموال غیرمنقول خود یعنی: خانه، مغازه، باغ، زمین، ویلا و غیره، تصمیم بگیرد. با مراجعه به دفتر ثبت اسناد رسمی، اصل سند این املاک را به فرزند خود و یا شخص دیگری منتقل می‌کند، اما اختیار و حق فروش، اجاره، هرگونه معامله و حتی فسخ خود قرارداد را برای خود حفظ می‌کند.

بنابراین، تا زمانی که شخص انتقال دهنده در قید حیات باشد، حق هرگونه انتفاع، معامله و دخالت در اموال خود را دارد، اما با مرگ وی، ملک اصلی آن اموال، شخصی است که با وی قرارداد صلح بسته شده است.

صلح عمری در اموال منقول

اموال از نظر قانونی به دو دسته منقول و غیر منقول تقسیم می‌شوند. آن دسته از اموالی که بتوان آنها را جابه‌جا کرد بدون اینکه آسیب یا خسارتی به آنها وارد شود، اموال منقول نامیده می‌شود. مطابق با قانون، شخصی که قصد صلح دارد، قرارداد صلح انواع عقود عمری را برای هر دو دسته اموال، یعنی هم منقول و هم غیر منقول تنظیم کند. اموال غیر منقول مانند ماشین، طلا، کالای قیمتی و عتیقه و غیره در این قرارداد قابل تنظیم هستند.

بنابراین روند تنظیم قرارداد صلح عمری برای هر دو دسته اموال یکسان است و فقط در ارزش قرارداد متفاوت خواهند بود.

ارکان عقد صلح

ارکان و عناصر عقد صلح موارد زیر را در بر می‌گیرد:

  • مٌصالح: شخصی است که اموال خود را طبق عقد صلح به کس دیگری منتقل می‌کند.
  • مُتصالح: شخصی است که اموال مصالح به او واگذار می‌شود.
  • مورد صلح: ملک و اموالی است که مصالح به متصالح منتقل می‌کند.
  • مال‌‌الصلح: پول و یا اموالی که یکی از طرفین به خاطر پذیرش پیشنهاد قرارداد صلح از طرف دیگر دریافت خواهد کرد.

مدارک لازم برای صلح عمری

مدارکی که برای تنظیم قرارداد صلح عمری مورد نیاز است عبارت‌اند از:

  • سند تک برگ یا منگوله‌دار ملکی که قرار است مورد صلح قرار بگیرد. (اگر مورد صلح در دست احداث باشد، باید پایان کار نیز ارائه شود)
  • استعلام انواع عقود شهرداری
  • استعلام دارایی
  • کارت ملی هر دو شخص صالح و متصالح
  • شناسنامه هر دو شخص صالح و متصالح
  • استعلام ثبت
  • اجاره‌نامه عرصه، در مواردی که ملک اوقافی باشد.

شرایط صلح عمری

  • تا زمان حیات فرد واگذار کننده (مصالح)، منافع و اختیارات ملک به او تعلق دارد.
  • در صورت فوت فرد واگذار کننده (مصالح)، شرایط قرارداد صلح کامل می‌شود و اموال به طور کامل به شخص متصالح واگذار می‌شود و به نام او است.
  • شرط سوم در این قرارداد، به شرط فسخ مادام‌العمر ربط دارد. یعنی فرد واگذار کننده (مصالح)
  • هر زمان که تمایل داشته باشد می‌تواند بدون حضور متصالح، قرارداد را فسخ کند.
  • در قرارداد صلح عمری، همه منافع ملک و املاک واگذار شده برای مالک اصلی (مصالح) است و او این اختیار را دارد که هروقت خواست، تمامی اموال را به نام خود بازگرداند.
  • در قرارداد صلح عمری، اگر عقد صلح همچنان برقرار باشد و مصالح فوت شود، اموال مورد صلح به صورت کامل به متصالح واگذار می‌شود و چیزی از این اموال به افراد دیگر به ارث نمی‌رسد.
  • در این قرارداد، سند مجزا و جدیدی قابل تنظیم نیست. یعنی شخص متصالح، تا زمان حیات مصالح، حق فروش، اجاره و یا هرگونه معامله دیگری را درباره مورد صلح ندارد.
  • در صورتی که در طول مدت صلح، متصالح، به مسئولیت‌ها و تعهدات قرارداد پایبند نباشد، فرد واگذار کننده (مصالح) می‌تواند به دفترخانه مراجعه کند، قرارداد را به صورت یک‌طرفه فسخ کند و اموال را به نام خود بازگرداند.

در صورتی که می‌خواهید از صحت و رسمی بودن شرایط عقد صلح مطمئن باشید، بر شما ضروری است که موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  1. هر دو طرف، یعنی مصالح و متصالح عاقل و بالغ باشند و توانایی مدیریت اموال را داشته باشند.
  2. هر دو طرف، یعنی مصالح انواع عقود و متصالح برای انجام این قرارداد راضی باشند.
  3. مال مورد صلح، باید از نظر قانونی دارای ارزش اقتصادی باشد؛ پس باید گفت که مواردی مانند نوشیدنی‌های الکی و چیزهایی مثل خوک، قابل صلح نیست.

مزایای صلح عمری

در صورتی که بخواهید بخشی از اموال خود و یا کل آن را به کسی واگذار کنید و مطمئن نیستید که آنها پس از درگذشتن شما مطابق با اصل متن وصیت‌نامه اقدام می‌کنند یا نه و از طرف دیگر هم تمایل دارید در دوران حیات خود از اموال بهره‌مند باشید، باید طبق شرایط قرارداد صلح عمری اموالتان را واگذار کنید.

مطابق با قانون مدنی، اشخاص قادر خواهند بود سندی به نام وصیت‌نامه تنظیم کنند تا وضعیت اموالشان را برای زمان پس از فوت، مشخص نمایند. اما در هر صورت، فقط تکلیف یک سوم از اموال را در وصیت‌نامه مشخص کنند و مابقی اموال بلاتکلیف خواهد ماند و مطابق با قوانین ارث تقسیم خواهد شد.

بنابراین کسانی تمایل دارند در مورد تمام اموال خود پیش از مرگ تصمیم‌گیری کنند، می‌توانند از قرارداد صلح عمری استفاده کنند و در دفتر اسناد رسمی، آن را به صورت رسمی تنظیم کنند. پس مهم‌ترین مزیت این نوع قرارداد این است مالک اموال، می‌تواند با خیال راحت درباره ملک و املاک خود تعیین تکلیف کند.

پس طبق گفته های مذکور، مزایا این قرارداد عبارت است از:

  1. قرارداد صلح عمری درباره واگذاری و تصمیم‌گیری در مورد کل اموال مالک است، نه فقط بخشی از آن!
  2. اموال پس از فوت مصالح به شخص واگذار کننده منتقل می‌شود و مصالح تا پایان عمر خود به طور کامل حق و اختیار تصمیم‌گیری، بهره‌برداری و معامله آن را خواهد داشت.

زمانی که قرارداد صلح عمری بسته می‌شود، شخصی که مالک اموال است می‌تواند ملک و املاک خود را واگذار کند، اما منافع و حق بهره‌برداری را انتقال ندهد. پس تا زمان فوت، حق بهره‌برداری با خود شخص مالک است و شخص متصالح اختیار و حق محدودتری نسبت به سایر عقود و واگذاری‌ها دارد. طبق این قرارداد، مالک حق فسخ یک‌طرفه عقد را دارد و اگر بخواهد از آن استفاده خواهد کرد.

تفاوت صلح عمری با وصیت و ارثیه

همان‌طور که بیان شد، مهم‌ترین نکته‌ای که در قرارداد عمری با وصیت متفاوت است، این است که در وصیت‌نامه مالک تنها یک سوم از دارایی خود را می‌تواند واگذار کند و بقیه آن مطابق با قانون ارث بین وراث تقسیم خواهد شد، اما قرارداد صلح عمری مربوط به کل دارایی مالک است و می‌تواند آن را منتقل کند. همچنین طبق قرارداد صلح عمری، مالک با واگذاری ملک، تا پایان عمر خود حق بهره‌مندی از آن را هم خواهد داشت.

در قرارداد رسمی صلح عمری، هیچ مالیاتی به نقل و انتقال تعقل نخواهد گرفت اما اموالی که در وصیت‌نامه قید می‌شود، مشمول مالیات بر ارث می‌شود.

صلح عمری برای فرزند و همسر

همان‌طور که گفته شد، اگر کسی بخواهد برای تقسیم اموال خود بین همسر و فرزندان، پس از مرگ خود تعیین تکلیف کند، می‌تواند وصیت‌نامه تنظیم کند و به ثبت برساند. در این صورت در متن وصیت‌نامه تنها درمورد یک سوم اموال اختیار عمل داردو مابقی بر اساس گواهی انحصار وراثت تقسیم می شود. . اما در صورتی که بخواهد تمام اموال خود را به همسر و فرزندان واگذار کند باید از قرارداد صلح عمری استفاده کند. در این قرارداد هیچ یک از محدودیت‌ها و موانعی موجود در وصیت‌نامه وجود ندارد.

فوت متصالح در صلح عمری

در صورتی که پس از تنظیم قرارداد صلح عمری، مصالح از دنیا برود، طبق قانون اموال مورد صلح به متصالح واگذار می‌شود. اما در مواردی که پس از تنظیم سند، متصالح فوت شود، قرارداد به صورت قطعی لغو است و فسخ می‌شود.

هزینه صلح عمری

هزینه صلح عمری با توجه به میزان و ارزش دارایی‌های منتقل شده، می‌تواند متفاوت باشد.

در موردی هم که در ملک مورد صلح، سکونت داشته باشد، مخارج اصلی و اساسی آن با شخص متصالح است.

هزینه ثبت رسمی صلح عمری

برای ثبت رسمی قرارداد صلح عمری، باید به دفتر اسناد رسمی مبلغی پرداخت شود که این مبلغ سالانه تغییر می‌کند. توجه داشته باشید، که برای همه این موارد باید عضو سامانه ثنا باشید.

مالیات صلح عمری

طبق قانون، برای اموالی که پس از فوت افراد از ایشان باقی می‌ماند و طبق وصیت و قانون ارث تقسیم می‌شود مالیاتی تعلق می‌گیرد و مبلغ آن باید به حساب دولت واریز شود. همین مسئله برای قرارداد صلح عمری هم برقرار است اما تفاوتی که دارد این است که مالیات اموال “صلح عمری” خیلی کمتر از مالیات بر “اموالِ وصیت شده” است.

شرایط فسخ صلح عمری

طبق این قرارداد، شخص انتقال دهنده هر زمان که بخواهد می‌تواند با مراجعه به دفترخانه، قرارداد را با اختیار خود و به صورت یک‌طرفه فسخ کند. در این صورت پس از فوت او نیز، قانون مالیات بر این ارث شامل این اموال نمی‌شود.

صلح عمری بدون حق فسخ

فسخ هر نوع قرارداد قانونی یعنی اشخاص هر وقت که بخواهند تقاضای لغو قرارداد بدهند. مثلاً اگر کسی ماشینی را معامله کرده است و پس از آن پشیمان شده باشد، با رعایت یک سری شرایط می‌تواند قرارداد معامله ماشین را کنسل کند.

در برخی موارد قانون به طرفین قرارداد این اختیار را نمی‌دهد و حق فسخ قرارداد وجود ندارد. پس باید بررسی کنیم که عدم فسخ قرارداد در عقد صلح چگونه است؟
برای پاسخ به این سؤال باید بیان کنیم که اگر شخص در هنگام تنظیم و ثبت قرارداد برای فسخ قرارداد حقی تعیین نکرده باشد، این اختیار از او گرفته می‌شود و در هیچ صورتی قادر به فسخ آن نخواهد بود.

مثلاً شخصی همه اموال دارایی‌های خود را مطابق با قرارداد صلح عمری به همسرش واگذار کرده و در این قرارداد حق فسخ خود را ذکر و ثبت نکرده است، پس از مدتی از این اقدام پشیمان می‌شود، اما از نظر قانونی هیچ کاری نمی‌تواند انجام بدهد و در نتیجه حق فسخ آن را نخواهد داشت.

صلح عمری با حق فسخ برای مصالح

در هنگام تنظیم قرارداد صلح عمری، مبنی بر انتقال اموال پس از درگذشت شخص مصالح، یکی از حقوق مصالح همین حق فسخ قرارداد است. طبق قانون در صورتی که در زمان تنظیم و ثبت قرارداد، شخص واگذار کننده برای خود حق و اختیار فسخ تعیین کرده باشد، می‌تواند هر زمان که خواست، آن را لغو کند.

مثلاً اگر پدری خانه خود را به فرزند خود صلح کرده باشد و پس از مدتی از این اقدام پشیمان شود، در صورتی که در هنگام صلح برای خود اختیار فسخ تعیین کرده باشد، می‌تواند برای فسخ آن اقدام کند و هیچ‌گونه محدودیتی در این زمینه نخواهد داشت.

خیارات در صلح عمری

برای اینکه با واژه خیارات آشنا شوید، تعریف مختصری از آن را برای شما بیان می‌کنیم:

در قانون مدنی، حدود و اختیاراتی در معامله به افراد داده می‌شود که طبق آن می‌توانند معامله را فسخ و کنسل کنند. پس می‌توان گفت حق فسخ قرارداد در حقوق، خیار نامیده می‌شود.

اکنون به این مسئله بپردازیم که چه خیاراتی در قرارداد صلح عمری از متصالح سلب می‌شوند:

همان‌طور که گفتیم، این نوع قرارداد برای شخص مزیتی دارد اما به هر حال در یک سری موارد بعضی از خیارات را از افراد سلب می‌کند که به شرح آنها می‌پردازیم:

خیار غبن

غبن زمانی پیش می‌آید که فرد واگذار کننده، قیمت و ارزش مالی را که می‌خواهد صلح کند، بیشتر از آنچه که واقعاً ارزش دارد بیان کند. حتی در این مورد نیز متصالح حق فسخ قرارداد را نخواهد داشت، پس در قرارداد صلح عمری، خیار غبن از بین می‌رود.

خیار تدلیس

حال اگر فرد واگذار کننده (مصالح) در طی تنظیم قرارداد چیزی را درباره ارزش ملک مورد صلح پنهان کرده باشد، خیار تدلیس به وجود خواهد آمد که حتی در این مورد هم شخص متصالح قادر به فسخ قرارداد نیست. مثلاً مصالح ارزش خودرویی که صلح می‌کند را ۲۰۰ میلیون بیان کند در صورتی ارزش قانونی آن کمتر این مبلغ باشد، شخص متصالح دچار فریب شده است و به هر حال، طبق قانون اختیار لغو و فسخ قرارداد را ندارد.

خیارات در صلح عمری

خیارات در صلح عمری

صلح عمری ملک بدون سند

طرفین صلح با مراجعه به دفتر ثبت اسناد رسمی می‌تواند برای تنظیم قرارداد صلح عمری اقدام کنند. این واگذاری به صورت کاملاً رسمی و قانونی صورت می‌گیرد و قرارداد آن یک مدرک و سند رسمی است و قابل انکار نیست، پس نیازی ندارد که اصالت آن ثابت شود؛ بنابراین برای ملکی که سند رسمی نداشته باشد باید صلح عادی انجام داد و صلح عمری قابل تنظیم نیست.

انتقال سند در صلح عمری

در قرارداد صلح عمری امکان تنظیم سند دیگری وجود ندارد؛ یعنی شخص طرف مصالح تا زمان حیات شخص انتقال دهند، حق فروش یا معامله بر روی اموال ندارد.

عقد مضاربه چیست؟

عقد مضاربه چیست؟

مضاربه عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین سرمایه می دهد با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشد.

عقد مضاربه یکی از سرفصل های آموزش حقوق مدنی 7 است که در ویدیو زیر آن را مشاهده می کنید:

صاحب سرمایه مالک و عامل مضارب نامیده می شود.
سرمایه در عقد مضاربه باید لزوما وجه نقد باشد پول های خارجی هم وجه نقد محسوب می شوند.

  • انواع عقود مشارکتی
    • انفساخ عقد مضاربه
    • انتقال مورد مضاربه

    انواع عقود مشارکتی

    مشارکت ها شامل عقود شرکت، مزارعه، مساقات و مضاربه می باشد.
    این گروه انواع عقود دو ویژگی دارند
    1) در عقود معوض هر یک از طرفین به فکر سود و منافع بیشتر هستند اما در این گروه مشارکت طرفین در کنار هم است و برای رسیدن به سود مشترک اتحاد دارند.

    2) ویژگی دوم احتمالی بودن مورد معامله است سود مشترک سود احتمالی است یعنی سودی که ممکن است به دست بیاید یا به دست نیاید.
    طرفین به شرکت مشخص است ولی آن چیزی که از شرکت بدست می آید معلوم نیست.

    هر گاه کسی به دیگری برای تجارت کردن سرمایه بدهد با این قید که در سود شریک شود مضاربه محقق می گردد؛ در مضاربه بدون تعیین نوع تجارت عامل در انتخاب نوع تجارت آزاد است اما در انجام طرز آن باید عرف را رعایت کند.
    مضارب موظف است طبق عرف آن چه برای تجارت لازم است رو خودش انجام دهد.

    انفساخ عقد مضاربه

    1) در صورت موت یا جنون یا سفه یکی از طرفین
    2) در صورت مفلس شدن مالک
    3) در صورت تلف شدن تمام سرمایه و ربح
    4) در صورت عدم امکان تجارتی که منظور طرفین بوده

    در هبه فوت یکی از طرفین موجب انفساخ انواع عقود عقد نمی شود اما در وکالت، شرکت، عاریه، ودیعه و مضاربه که از عقود جایز اذنی هستند با فوت و یا حجر یکی از طرفین منفسخ می شود.

    هرگاه عقد جایز ضمن عقد لازم شرط شود، عقد جایز را نمی توان برهم زد ولی باز عقد جایز با فوت و حجر از بین می رود.

    مطابق قاعده لزوم یا اصل التزام قراردادی هر عقدی که واقع می شود اعم از اینکه لازم باشد یا جایز تا زمانی که منحل نشده طرفین ملزم به اجرای مفاد قرارداد هستند.
    به عبارتی اصل التزام قراردادی یک قاعده ی عمومی است که هم در عقد جایز و هم عقد لازم وجود دارد.

    عقد مضاربه عقدی جایز است و تعیین مدت سبب لازم شدن آن انواع عقود نمی شود.
    در صورتی که در عقد مضاربه مدت تعيين نگردد عقد مضاربه باطل نیست لکن در صورت تعیین مدت پس از انقضای مدت مضارب دیگر نمی تواند معامله کند مگر به اجازه جدید مالک.

    عقد مضاربه برخلاف مزارعه و مساقات قائل به مدت نیست.
    شرط مدت در عقد مضاربه سبب لزوم عقد نیست و انعقاد معامله توسط مضارب پس از انقضای مدت عقد، تابع احکام معاملات فضولی است.

    شرکتی که در اثر مضاربه ایجاد می شود از شخصیت حقوقی بی بهره است همه دادوستد ها به نام عامل و به واسطه ی او انجام می شود ولی نتیجه معامله به صاحب سرمایه می رسد.

    مالک و مضارب در برابر طلبکاران مسئولیت تضامنی دارند.
    مضارب در حکم امین است و ضامن مال مضاربه نمی شود مگر در صورت تعدی و تفریط.

    اگر در مضاربه شرط شود که مضارب ضامن سرمایه خواهد بود و یا خسارات حاصله از تجارت متوجه مالک نخواهد شد شرط باطل و مبطل عقد است مگر به صورت لزوم شرط شده باشد که مضارب از مال خود به مقدار خسارت یا تلف مجانا به مالک تملیک کند.

    انتقال مورد مضاربه

    انتقال مورد مضاربه بدون اذن مالک مجاز است.
    با اذن مالک صحيح است و عامل دوم به جای عامل اول با مالک رابطه ی حقوقی پیدا می کند.

    انعقاد عقد مضاربه دیگر
    بدون اذن مالک مجاز نیست
    با اذن مالک درست است و مضاربه دوم عقدی است مستقل و تنها در روابط طرفین موثر است و در حق مالک اثری ندارد.

    در عقد مضاربه به محض ظهور سود مالکیت حاصل می شود.
    عامل نمی تواند برای عمل خود اجرت معین کند چون تعهد او قراردادی می باشد.
    هرگاه طبق عرف لازم باشد اعمالی توسط اجیر انجام شود مضارب باید اجیر استخدام کند و در صورت اجیر گرفتن می تواند اجرت وی را معین کند.
    پس اگر خود عامل آن کارها را انجام دهد مستحق اجرت اجیر نخواهد بود.
    مضاربه عقدی جایز، رضایی، معوض، عهدی، مطلق و موقت است.

    عقود اذنيه، عقدهايي كه در آن تعهد و التزام وجود ندارد

    عقود اذنيه، عقدهايي كه در آن تعهد و التزام وجود ندارد

    تهران - ايرنا- عقود اذنيه به عقدهايي اطلاق مي شود كه در آن تعهد و التزام وجود ندارد بلكه تحقق آن در گرو اذن است. عقود متعددي در اثر تعهد ايجاد مي شود اما نخست بايد ديد عقد چيست و با قرارداد چه تفاوتي دارد.

    به گزارش خبرنگار حقوقي قضايي ايرنا، عقد، توافق دو يا چند اراده در ايجاد ماهيتي حقوقي است كه نتيجه عقد، ايجاد تعهد است.
    به نظر امير ناصر كاتوزيان - پدر علم حقوق ايران - بين دو واژه عقد و قرارداد تفاوتي وجود ندارد؛ اما واژه عقد مطلق بوده شامل عقود مالي و غيرمالي مي شود مثل عقد بيع و عقد نكاح اما واژه معامله يعني فقط عقود مالي.
    عقد لازم، جايز، خياري، منجز و معلق انواع عقود محسوب مي شوند؛ عقد لازم عقدي است كه قابل فسخ نيست؛ مگر در دو مورد خيارات و اقاله.

    ** اذن در عقد اذنيه هرگز به ارث نمي رسد
    عقد جايز، عقدي قابل فسخ است كه با « فوت » يا « حجر » يكي از طرفين منفسخ مي شود مگر در دو مورد اسقاط حق فسخ و اشتراط ضمن عقد لازم؛ عقود اذنيه يكي از موارد عقد جايز است؛ در اين عقد، اذن هرگز به ارث نميرسد و با فوت يا حجر ازبين مي رود ، بنابراين عقود جايز اذني چون مبناي اذن دارند با فوت يا حجر ازبين مي روند، مانند عقد وكالت؛اما برخي عقود مانند عقد نامزدي جايزاند كه به هيچ وجه ايجاد اذن و اباحه نمي كنند.

    ** عقد اذني، عقدي منوط به اذن و اختيار
    عقود اذني و عهدي دو دسته مهم از اعمال حقوقي است و داراي مصاديق معين و غير معين اند. عقد اذني عقدي به شمار مي آيد كه اثر اصلي آن اذن و اختيار است و در مقابل، عقد عهدي، عقدي است كه اثر اصلي آن ايجاد، انتقال و يا سقوط تعهد و حق ديني است.
    در عقد اذني نيز تعهدات به تبع عقد به وجود مي آيد اما تمايز اين تعهدات با اثر عقد عهدي، آن است كه تعهد در عقد عهدي در شمار اثر اصلي است در حالي كه در عقد اذني به عنوان آثار فرعي عقد، ظاهر مي شود.
    از ويژگي هاي مهم عقد اذني عدم ثبات و پايداري است و اين امر موجب آن شده است كه برخي عقود اذني را به علت همين وصف از زمره عقود خارج كرده و اطلاق مفهوم عقد را بر اين عقود تسامحي انگاشته اند. طبق قانون مدني ايران عقود وكالت، شركت، مضاربه، وديعه و عاريه در زمره عقود اذني هستند و عقود ضمان، حواله، كفالت، اجاره اشخاص، مزارعه و مساقات و همچنين وعده نكاح عقودي عهدي اند؛ هر چند كه در همگي اين مصاديق صراحت قانوني در خصوص عهدي و يا اذني بودن وجود ندارد.
    بنابراين ضرورت دارد كه با انواع عقود بررسي و تحقيقي جامع، شناختي نسبت به ماهيت، مصاديق و آثار اين دو دسته از اعمال حقوقي به دست آيد تا بدين وسيله علاوه بر آگاهي به موارد ياد شده، مقايسه اي غير مستقيم بين اعمال حقوقي موصوف صورت پذيرد؛ عقود اذني، بر عقدهايي اطلاق مي‌شود كه در آن‌ها تعهّد و التزام وجود ندارد؛ بلكه تحقق و بقاي آن‌ها تنها در گرو اذن است و آن عقود با برداشته شدن اذن به هم مي ‌خورند.

    ** اطلاق عقد بر عقود اذني حقيقي است يا مجازي؟
    آيا اطلاق عقد بر اين نوع عقود، حقيقي است يا مجازي و از روي تسامح؟ برخي گفته ‌اند؛ عقد عبارت است از عهد مؤكد و چون در عقود اذني عهدي وجود ندارد و قوام آن‌ها به اذن است در حقيقت عقد نيستند؛ ليكن به جهت اشتمال آن‌ها به ايجاب و قبول از روي مسامحه به آن‌ها اطلاق عقد شده است. مقابل عقود اذني، عقود عهدي (عقود عهدي) قرار دارند.

    ** صيغه خاصي در عقود اذني، شرط نيست
    تحقق و قوام عقود اذني بسته به اذن و رضايت است و در آن صيغه خاصي شرط نيست و به هر صورت كه اذن و رضايت از آن فهميده شود كفايت مي‌كند. بنابر اين، شرايطي كه در صيغه عقد لازم، مانند عربي بودن، موالات و تقديم ايجاب بر قبول معتبر است، در اين نوع عقود معتبر نيست. چنان كه قبول نيز در اين نوع عقود به هر صورتي كه بيانگر آن باشد، تحقق مي‌يابد.

    **بررسي جواز انواع عقود و لزوم عقود اذني
    عقود اذني از عقود جايز و غير لازم‌اند؛ از اين رو، اذن دهنده هر زمان كه بخواهد مي‌تواند از اذن خود برگردد. در عقود اذني به دليل لازم نبودن، شرط خيار جريان ندارد. چنان كه به تصريح برخي، در اين نوع عقود تنجيز نيز شرط نيست و تعليق در آن‌ها جايز است. عقود اذني با عارض شدن ديوانگي، بيهوشي و مرگ بر اذن دهنده باطل مي‌شود.

    **مصاديق عقود اذني
    براي عقود اذني مصاديقي چون وديعه، عاريه، مضاربه و وكالت اذني بر شمرده‌اند.
    برخي، وكالت را به دو قسم اذني و عهدي تقسيم كرده‌اند. وكالت عهدي متوقف بر ايجاب و قبول با شرايطي خاص است. از جمله احكام اين نوع وكالت آن است كه هرگاه وكيل در متعلق وكالت خود تصرف كند مثلا آن را بفروشد و از بركناري خود توسط موكل آگاه نباشد، تصرفش باطل نخواهد بود.
    وكالت اذني، صرف اذن و رضايت در تصرف است و با انصراف موكل از اذن خود، تصرف وكيل باطل است؛ هرچند از آن آگاه نباشد.
    عقد عاريه بنابر اين ‌كه مفاد آن اباحه انتفاع و استفاده از مال عاريه‌اي‌ به‌ طور رايگان باشد از عقود اذني به شمار مي‌رود؛ اما اگر مفاد آن تمليك رايگان باشد، در زمره عقود عهدي خواهد بود.
    در عقد مضاربه دو جهت وجود دارد؛ يكي اذن مالك به عامل در كار كردن با سرمايه او و ديگري التزام مالك به تقسيم شود. مضاربه از جهت نخست از عقود اذني است؛ ليكن از جهت دوم از عقود عهدي خواهد بود كه در آن‌ها التزام وجود دارد.
    اجتمام(5)** 9317**1776

    عقود بانکداری اسلامی کدام اند؟

    عقود اسلامی

    یکی از اصول اولیه در بانکداری و تجارت اسلامی و حتی بانکداری اسلامی در آلمان رعایت روابط حقوقی زیر سایه شرع مقدس است. دراین مقاله برآن شدیم که تنها تعدادی از مسائل فقهی و عقود بانکداری اسلامی را در انواع حساب مطرح کرده تا درک بهتری از آن پیدا کنید. باید توجه داشته باشید که انعقاد قرارداد خارج از این عقود نیز از نظر بعضی از فقها قابل تایید است. بنابر دیدگاه دوم در ماده ۱۰ قانون مدنی ایران، هر قراردادی که مخالف صریح قانون نباشد، قابل استناد است.

    انواع عقود بانکداری بدون ربا

    در بانکداری اسلامی، جامعه اسلامی در واقع به صورت غیر مستقیم در سرمایه گذاری شرکت می کنند و این بانک های اسلامی هستند که این امکان را برای آن ها فراهم می کند. ودیعه، مضاربه، جعاله، صندوق قرض الحسنه … از این دسته عقود اسلامی هستند.

    مرابحه

    توافق دو طرفه برای سود در یک معامله، را در عقود بانکداری اسلامی مرابحه می نامند. در این نوع قرارداد، عرضه کننده که در اینجا بانک فرض خواهد شد، برای کالا یا خدمات مشخصی که از طرف مشتری ارائه شده است، قیمت تعیین کرده، سودی را به آن اضافه کرده و به صورت نسیه یا نقدی، از مشتری مطالبه می نماید.

    ودیعه

    هنگامی که فردی مال و دارایی خود را به دیگری می سپارد تا بدون درخواست مبلغی از آن را برای او نگه دارد، در واقع عقد ودیعه با او بسته است. در این عقد، ودیعه گذار را مودع و ودیعه گیر را مستودع یا امین می نامند. در عقود بانکداری اسلامی در واقع بانک نقش امین، معتمد و محافظ سپرده گذار را ایفا خواهد کرد. همانطور که مشخص است بانک سودی را برای این نوع سپرده گذاری معین نمی نماید و سپرده گذار می تواند دارایی خود را بدون هیچ کسر کردی از بانک خارج کند. هرچند بانک ها برای این نوع سپرده گذاری هدیه ای را در نظر می گیرند.

    مضاربه

    در این نوع قرارداد فی مابین بانک و متقاضی برای مشارکت در یک منبع مالی، بانک نقش مالک و مشتری نقش عامل آن را در تجارت دارد که می تواند در بازرگانی، انجام کار و تخصص باشد. در این نوع از عقود بانکداری اسلامی هر سودی که از این قرارداد بدست آمده است مابین طرفین براساس توافق قبلی تقسیم شده ولی در صورت زیان فقط سرمایه گذار؛ ضرر خواهد کرد. در مضاربه بانکی، بانک مالک دارایی، رب المال، خواهد بود و مشتری نقش گارگزار را خواهد داشت که به او مضاریب می گویند.
    در عقد مضاربه، بانک به عنوان سرمایه گذار حقی برای انتحاب نوع و مدیریت تجارت مد نظر ندارد و یکی از فاکتورهای مثبت این نوع عقد، آزادی انتخاب سهم سود بین دو طرف می باشد. لازم به ذکر است که عقد مضاربه ای می تواند به صورت گروهی نیز بسته شود.

    مشارکت

    برخلاف عقد مضاربه، در این نوع از عقود بانکداری اسلامی، هر دو طرف قرارداد، همکاری دو جانبه دارند و در سود و زیان شریک شده، و هر دو طرف می توانند در نحوه خرج سرمایه و مدیریت دخالت کنند. همچنین می تواند هر نوع قرارداد توافقی بین دو طرف بسته شود که براساس آن سود به نسبت مشخصی تقسیم شود ولی نه حتما به نسبت مساوی.

    مشارکت حقوقی

    هنگامی که بانک به عنوان یک سرمایه گذار، در بخشی از سرمایه شرکت های سهامی جدید مشارکت می کند، این نوع قرارداد در عقود بانکداری اسلامی به مشارکت حقوقی شناخته خواهند شد. طبق قوانین، در بانکداری اسلامی، کمبود منابع مالی مورد نیاز برای شرکت های سهامی تولیدی، بازرگانی و خدماتی را تامین می کند و در انتهای دوره مالی، در سود شرکت مانند مابقی سهام داران، سهم می برد.

    مشارکت مدنی

    یکی دیگر از راه های کمک به فعالیت های بازرگانی، خدماتی و تولیدی؛ استفاده از عقد مشارکت مدنی است. این نوع مشارکت مدنی، از ترکیب سهم الشرکه غیرنقدی و نقدی را متعلق به اشخاص حقوقی و حقیقی است که به صورت مشاع، برای انتفاع و براساس قرارداد است. در این نوع از عقود بانکداری اسلامی، متقاضی باید توجه داشته باشد که موضوع معامله، سرمایه لازم، بهای کالاها، هزینه ها، وثیقه ها، قیمت های تمام شده، قیمت فروش و چگونگی فروش آن ها، نسبت سهم سود متقاضی و بانک را مشخص کند و براساس آن عمل کند.

    اجاره

    عقد اجاره، پرداخت بهایی معین در قبال، یک خدمات یا ملک است. این عقد، تکالیفی برای هر طرف یک قرارداد ایجاد می کند. یکی از اصلی ترین وظایف مالک به عنوان اجاره دهنده، در اختیار قرار دادن مال، ملک و یا خدماتی به مستاجر است به گونه ای که مستاجر حقی کامل به آن داشته باشد. در عین حال مستاجر نیز موظف است که براساس قرارداد فی مابین عمل کند. درصورتی که هر کدام از دو طرفین به قرارداد عمل نکند، دادگاه می تواند طبق عقود بانکداری اسلامی برای هر دو طرفین دستوری را اعلام کند.

    اجاره به شرط تملیک

    اجاره به شرط تملیک یکی از بخش های عقود بانکداری اسلامی است که بانک های اسلامی آن ها را به کار برده می شود. اجاره و الاقتتنا یا فروش اقساطی؛ از دیگر نمونه های اجاره به شرط تملیک است. در این نوع عقد اجاره، مورد اجاره در انتهای زمان قرارداد به نام مستاجر در خواهد آمد. در این حالت، مبلغ پرداختی اقساط به عنوان سود سرمایه و اصل آن به حساب می آید که در این حالت بانکداری اسلامی است. در انتهای قرار داد مالکیت از بانک سلب می شود.

    قرض‌الحسنه

    یکی از عقود بانکداری اسلامی پرکاربرد و خداپسندانه، قرض الحسنه می باشد. قرض الحسنه یک وام بدون بهره است که در مسیر کارهای خیرخواهوانه و سرمایه گذاری های کوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرد. براساس این عقد، قرض دهنده که در بانکداری اسلامی بدون ربا، بانک خواهد بود، مقدار معینی از مال را به قرض گیرنده وام می دهد و از او عهد گرفته می شود که همان مبلغ یا قیمت آن را در مدت زمان مشخصی به قرض دهنده باز گرداند.

    بانک های اسلامی، و هم اکنون یک سری از موسسات قرض الحسنه، از بین عقود بانکداری اسلامی، از روش های مختلفی برای کمک به وام گیرندگان استفاده می کنند. این نوع عقد درواقع برای خود بانک در جهت سرمایه گذاری در فعالیت های پر سود دیگر نیز کمک می کند. با این حال، بعضی از این موسسات این وام را تنها به دانشجویان، بعضی تنها به کشاورزان، تولیدکنندگان کوچک و یا بخش های اقتصادی کوچک می دهند، به گروه هایی که در واقع توانایی تامین نیازهای خود را ندارند.

    شرکت برنامه نویسان نو اندیش پاسارگاد، در زمره پیشروترین ها در برنامه نویسی نرم افزار حسابداری و بالاخص نرم افزار مدیریت قرض الحسنه و تعاونی اعتبار می باشد که در جهت بانکداری اسلامی قدم برداشته است.

    شما عزیزان می توانید برای درخواست دمو و گرفتن پاسخ سوالات خود این زمینه با ما تماس بگیرید، تا مشاوران ما راهنمایی های لازم را در اختیارتان قرار دهند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا