آموزش تصویری فارکس

تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت

انواع گپ

الگو های تحلیل تکنیکال شامل چه مواردی است؟

تحلیل تکنیکال

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، انتقال بین روندهای صعودی و نزولی اغلب با الگو ی قیمت مشخص می‌شود. طبق تعریف ، الگوی قیمت که با پیکربندی مشخص حرکت قیمت را تشخیص می‌دهد. این کار با استفاده از یک سری خط روند و / یا منحنی مشخص می شود.

هنگامی که یک الگوی قیمت، تغییر در روند را نشان می‌دهد، به عنوان یک الگوی معکوس شناخته می‌شود. الگوی ادامه زمانی اتفاق می‌افتد که روند پس از یک مکث کوتاه در مسیر موجود خود ادامه یابد.

مدت هاست که تحلیل‌گران تکنیکال از الگوی قیمت برای بررسی حرکت‌های فعلی و پیش بینی حرکت‌های آینده بازار استفاده می کنند.

نکات کلیدی

الگو شکل‌های متمایزی هستند که در اثر حرکت قیمت‌ها روی نمودار ایجاد می‌شوند و پایه و اساس تجزیه و تحلیل تکنیکال هستند.

یک الگو با خطی مشخص می‌شود که نقاط متداول قیمت ، مانند بسته شدن قیمت‌ها یا پایین بودن قیمت‌ها را در یک بازه زمانی خاص به هم متصل می‌کند.

تحلیلگران تکنیکال و نمودارشناسان به دنبال شناسایی الگو به عنوان راهی برای پیش بینی مسیر آینده قیمت اوراق بهادار هستند.

این الگو می توانند به سادگی خطوط ترند و به پیچیدگی تشکیلات دو سر و شانه باشند.

خط روند در تجزیه و تحلیل تکنیکال

از آنجا که الگوی قیمت با استفاده از یک سری خطوط و / یا منحنی‌ها مشخص می‌شوند ، درک خط روند و دانستن نحوه ترسیم آنها مفید است. خطوط ترند به تحلیلگران تکنیکال کمک می‌کند تا مناطق پشتیبانی و مقاومت را در نمودار قیمت مشاهده کنند. این خطوط، خطوط مستقیمی هستند که با اتصال یک سری قله‌های نزولی (اوج‌ها) یا فرورفتگی‌های صعودی روی نمودار ترسیم می‌شوند.

خط روند، در جایی اتفاق می‌افتد که قیمت‌ها با افزایش و کاهش روبرو هستند. خط روند رو به بالا با اتصال کف‌های صعودی ترسیم می‌شود. برعکس، خط روند رو به پایین، که خط روند نزولی خوانده می‌شود، در جایی اتفاق می‌افتد که قیمت‌ها با پایین‌ترین حد مواجه هستند.

خطوط ترند بسته به اینکه از کدام قسمت از نوار قیمت برای “اتصال نقاط” استفاده می‌شود، از نظر ظاهری متفاوت خواهند بود. هنوز بر سر این مسئله که کدام قسمت از نوار قیمت باید استفاده شود اختلاف وجود دارد. بدنه‌ی کنل- و نه خط‌های نازک بالای و زیر بدنه کندل تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت – اغلب نشان‌دهنده جایی است که اکثر اقدامات قیمت رخ داده است و بنابراین ممکن است یک نقطه دقیق‌تر را برای ترسیم خط روند نشان دهد. ابن‌مسئله بیشتر در نمودارهای روزانه‌ای اتفاق می‌افتد که ممکن است “outlines” (نقاط داده ای که بسیار خارج از محدوده “normal” هستند) وجود داشته باشد

یک خط روند رو به زاویه ، یا یک خط روند صعودی، در جایی اتفاق می‌افتد که قیمت‌ها با افزایش یا نزولی شدن روبرو هستند. خط روند رو به بالا با اتصال کف‌های صعودی ترسیم می‌شود. برعکس‌، یک خط روند رو به پایین ، که خط روند نزولی خوانده می‌شود، در جایی اتفاق می‌افتد که قیمت ها با پایین‌ترین حد مواجه هستند.

در نمودارهای روزانه ، نمودارشناسان معمولاً از قیمت های بسته شده به جای بالا و پایین برای ترسیم خط روند استفاده می‌کنند. این امر از آن رو است که قیمت بسته نشان‌دهنده معامله گران و سرمایه گذارانی است که مایلند یک شب یا آخر هفته یا تعطیلات بازار موقعیت خود را حفظ کنند. خطوط ترند با حداقل سه امتیاز به طور کلی معتبرتر از آنهایی هستند که فقط دو امتیاز دارند.

روندهای صعودی در جایی اتفاق می‌افتد که قیمت‌ها بالاتر می‌رود. روندهای رو به رشد حداقل دو مورد از پایین‌ترین سطح را بهم متصل می‌کنند و سطح پشتیبانی را زیر قیمت نشان می دهند.

روند نزولی در جاهایی اتفاق می افتد که قیمت ها به بالاترین میزان و پایین ترین میزان خود می رسند. خط روند نزولی حداقل دو مورد از بالاترین سطح را بهم متصل می کند و سطح مقاومت بالاتر از قیمت را نشان می دهد.

ادغام یا یک بازار وری ، در جایی اتفاق می‌افتد که قیمت بین یک محدوده بالا و پایین ، بین دو خط روند موازی و اغلب افقی در حال نوسان است.

تحلیل تکنیکال 1

الگوهای ادامه دار

الگوی قیمتی که بیانگر قطع موقت روند موجود باشد، به عنوان الگوی ادامه شناخته می‌شود.

الگوی ادامه‌دار را می‌توان به عنوان مکث در طی روند غالب در نظر گرفت. زمانی که گاوها در طی روند صعودی نفس می کشند یا خرس ها برای لحظه‌ای در روند نزولی آرام می‌گیرند همین مواقع هستند. در حالی که الگوی قیمت در حال شکل گیری است، هیچ راهی برای تشخیص روند ادامه دار یا معکوس وجود ندارد. به همین ترتیب، باید توجه دقیق به روندهای مورد استفاده برای ترسیم الگوی قیمت و اینکه آیا قیمت در بالای منطقه ادامه می‌یابد یا پایین می‌رود ، مورد توجه قرار گیرد. تحلیلگران تکنیکال معمولاً تصور می‌كنند كه روند ادامه باید تا زمانی كه تأیید شود ادامه یابد.

به طور کلی ، هر چه مدت زمان نمودار الگوی قیمت بیشتر باشد و هر چه حرکت قیمت در این الگو بیشتر باشد، با شکسته شدن قیمت در نقاط بالاتر یا پایین‌تر از سطح ادامه ، حرکت بیشتری خواهد داشت.

اگر قیمت به روند خود ادامه دهد، الگوی قیمت به عنوان الگوی ادامه شناخته می‌شود. الگوی معمول ادامه‌دار شامل موارد زیر است:

Pennants ، با استفاده از دو خط روند همگرا ساخته شده است

پرچم هایی که با دو خط روند موازی ترسیم شده‌اند

کنج‌ها، با دو خط روند همگرا ساخته شده‌اند. این جا همان جایی است که هر دو به صورت زاویه‌دار به سمت بالا یا پایین هستند

نشان‌های مهم

نشان ها با دو خط روند ترسیم می‌شوند که در نهایت به هم می‌رسند. یکی از ویژگی‌های اصلی پرچم‌ها این است که خط روند به دو جهت حرکت می‌کند – یعنی یک خط روند نزولی و دیگری خط روند رو به بالا خواهد بود. غالباً، در هنگام تشکیل ماده معدنی، حجم کاهش می.یابد و به دنبال آن قیمت افزایش می.یابد.

پرچم‌ها

پرچمها با استفاده از دو خط روند موازی ساخته می‌شوند که می‌توانند به سمت بالا‌، پایین یا پهلو (افقی) شیب داشته باشند. به طور کلی‌، پرچمی که دارای شیب رو به بالا باشد به عنوان مکث در بازار با روند نزولی ظاهر می شود. پرچمی که به شدت رو به پایین شکسته شده است شروع روند صعودی را نشان می‌دهد. به طور معمول ، شکل گیری پرچم با یک دوره کاهش حجم همراه است.

کنج‌ها

کنج‌ها با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم می شوند. با این حال ، یک کنج با این ویژگی شناخته می‌شود که هر دو خط روند در یک جهت ، بالا یا پایین حرکت می‌کنند. کنجی که به سمت پایین قرار دارد، مکثی را در طی روند صعودی نشان می‌دهد. کنجی که به سمت بالا قرار دارد ، وقفه موقتی را در هنگام سقوط بازار نشان می‌دهد. مانند پرچم‌ها، حجم کنج در طول شکل گیری الگو به طور معمول کاهش می‌یابد. فقط در صورت شکسته شدن قیمت از بالا یا پایین الگوی کنج، افزایش می یابد.

مثلثها

مثلث ها از محبوب‌ترین الگوهای نمودار هستند که در تحلیل تکنیکی مورد استفاده قرار می‌گیرند. زیرا در مقایسه با الگوهای دیگر بیشتر رخ می دهند. سه نوع متداول مثلث مثلث متقارن، مثلث صعودی و مثلث نزولی است. این الگوی نمودار می‌تواند از چند هفته تا چند ماه ادامه داشته باشد.

مثلث‌های متقارن وقتی اتفاق می‌افتد که دو خط روند به سمت یکدیگر جمع شوند و فقط نشان دهنده‌ی این مطلب هستند که احتمال وقوع شکست وجود داشته باشند نه جهت. مثلث‌های صعودی با یک خط روند بالایی صاف و یک خط روند شکسته مشخص می‌شوند و نشان می‌دهد که شکست ببززگتری‌در شرف وقوع است‌‌. در حالی که مثلث‌های نزولی دارای یک خط روند رو به پایین مسطح و یک خط روند بالایی نزولی هستند که نشان می‌دهد یک شکست ممکن است رخ دهد. اندازه شکستگی‌ها یا خرابی‌ها به طور معمول با ارتفاع ضلع عمودی چپ مثلث برابر است.

تحلیل تکنیکال 2

فنجان و دستگیره

فنجان و دستگیره یک الگوی ادامه‌دار سرسخت است که در آن روند صعودی متوقف شده است. اما با تأیید الگو ادامه خواهد یافت. قسمت “جام” از الگو باید به شکل “U” باشد که شبیه گرد کردن یک کاسه است و شکل “V” با ارتفاع های برابر در هر دو طرف جام نیست.

“دسته” در سمت راست جام به شکل یک عقب کش کوتاه ساخته می‌شود که شبیه یک پرچم یا الگوی نمودار پرچم است. با کامل شدن شکل سهام ممکن است در بالاترین سطح شکسته شود و روند خود را به سمت بالاتر از سر بگیرد.

الگوی معکوس

الگوی قیمتی که تغییر زیادی را در روند قیمت نشان می‌دهد به عنوان یک الگوی معکوس شناخته می‌شود. این الگو بیانگر دوره‌هایی است که دوره گاوها یا خرس‌ها تمام شده است. با ایجاد انرژی جدید از طرف دیگر (گاو نر یا خرس) روند برقرار شده متوقف خواهد شد و سپس تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت به جهتی جدید می رود.

به عنوان مثال ، یک روند صعودی که توسط گاوها پشتیبانی می‌شود، می‌تواند مکثی را ایجاد کند. این مکث نشان‌دهنده فشار حتی از طرف گاوها و خرس‌ها است. در نهایت جای خود را به خرس‌ها خواهد داد. این منجر به تغییر روند رو به نزولی می شود.

معکوس‌هایی که در اوج بازار اتفاق می‌افتد به نام الگوی توزیع شناخته می‌شوند. در این بازار فروش با اشتیاق بیشتری نسبت به خرید انجام می‌شود. برعکس، معکوس‌هایی که در پایین بازار اتفاق می‌افتد به نام الگوی انباشت شناخته می‌شوند. جایی که ابزار خرید فعالتر از فروش می شود. همانند الگوی ادامه ، هرچه مدت زمان حرکت الگو بیشتر باشد و حرکت قیمت در این الگو بیشتر باشد، حرکت پیش بینی شده پس از شکسته شدن قیمت بزرگتر خواهد بود.

وقتی قیمت پس از مکث معکوس می‌شود، الگوی قیمت به نام الگوی برگشت شناخته می شود. نمونه هایی از الگوی معکوس کردن معمول عبارتند از:

  • قیمتی کوچکتر است که حول یک حرکت بزرگتر بچرخد
  • وجود دو قله که نشان دهنده یک نوسان کوتاه مدت است.
  • دو دره، که نوسان کوتاه مدت را نشان می دهد. به دنبال این دو دره تلاش ناموفقی برای شکست این دو دره وجود دارد

سر و شانه

الگوی سر و شانه‌ها می‌توانند در انتهای بازار یا به صورت سری سه فشار ظاهر شوند: قله اولیه یا فرورفتگی ، به دنبال یک فشار دوم و بزرگتر و سپس فشار سوم که به قله‌ی اول شباهت دارد.

روند صعودی که با الگوی بالای سر و شانه‌ها قطع می‌شود ، ممکن است یک روند معکوس را تجربه کند ، و در نتیجه روند نزولی داشته باشد. برعکس ، روند نزولی که منجر به پایین سر و شانه‌ها شود (یا سر و شانه‌های معکوس) احتمالاً یک روند معکوس با روند صعودی را تجربه خواهد کرد.

خطوط روند افقی تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت یا کمی شیب دار را می توان قله‌ها و فرورفتگی‌هایی را که بین سر و شانه‌ها ظاهر می‌شوند متصل کرد. هنگامی که قیمت بالاتر از سطح (در قسمت پایین سر و شانه ها) یا پایین‌تر از (در مورد بالای سر و شانه ها) خط روند باشد، ممکن است با توسعه الگو کاهش یابد و میزان آن کاهش یابد.

فاصله زمانی رخ می‌دهد که بین دو دوره معاملاتی فضای خالی وجود داشته باشد. این فضا ناشی از افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت است. به عنوان مثال، ممکن است یک سهام در 5.00 دلار بسته شود و پس از درآمد مثبت یا اخبار دیگر با قیمت 7.00 دلار باز شود.

سه نوع عمده شکاف وجود دارد: شکافهای جداشده ، شکافهای فراری و فرسودگی. شکافهای جداشده در آغاز روند، شکافهای فراری در اواسط روند و شکافهای فرسودگی تقریباً در انتهای روند شکل می گیرند.

خط پایین

الگوی قیمت اغلب هنگامی رخ می‌دهد که قیمت “کمی استراحت کند”. این اصطلاح نشان دهنده زمینه‌هایی برای تغییر روند است که می‌تواند منجر به ادامه یا تغییر روند غالب شود. خطوط ترند در شناسایی این الگوی قیمتی مهم هستند.

حجم در این الگو نقش مهمی دارد. اغلب در طول شکل گیری الگو کاهش می‌یابد و با جدا شدن قیمت از الگو افزایش می‌یابد. تحلیلگران تکنیکال به دنبال الگوی قیمت برای پیش بینی رفتار آینده قیمت‌ها ، از جمله ادامه روند و برگشت آن هستند.

آشنایی با ۴ گپ معاملاتی مهم در نمودارهای قیمت بیت کوین

گپ بیت کوین (gap)

موضوع صحبت جامعه ارز دیجیتال طی چند ماه گذشته پیرامون گپ یا شکاف های قیمتی موجود در نمودار قراردادهای آتی بیت کوین CME (بازار بورس شیکاگو) بوده است. بیت کوین به طور شبانه روزی در صرافی های بزرگ معامله می‌شود اما روزهای آخر هفته در CME معامله این ارز دیجیتال صورت نمی‌گیرد. با شروع مجدد معاملات در CME، این موضوع اغلب تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت شکاف یا یک فضای خالی در نمودار قراردادهای آتی ایجاد می‌کند.

در علم فیزیک گفته می‌شود که “طبیعت از خلاء متنفر است”. گفته می‌شود که این جمله از زبان ارسطو است، اما بعدا توسط ذره گراهایی نظیر اپیکور و لوکرتیوس مورد انتقاد قرار گرفت که در طبیعت هیچ خلایی وجود ندارد، زیرا طیف چگال تر پیرامون ماده، بلافاصله خلاء موجود را پر می‌کند. این مفهوم در بسیاری از ابعاد دیگر زندگی نظیر معاملات و تحلیل های تکنیکال نیز به کار گرفته شده است.

گپ یک فضای پر نشده یا فاصله ای در نمودار است که به دلیل نوسان شدید به وجود می‌آید. در روند صعودی، گپ قیمت هنگامی ایجاد می‌شود که بالاترین قیمت یک کندل کمتر از پایین ترین قیمت کندل بعد از خود باشد. اما در روند نزولی، گپ قیمت هنگامی رخ می‌دهد که پایین ترین قیمت یک کندل بیشتر از بالاترین قیمت کندل بعدی باشد.

انواع گپ

انواع گپ

۴ نوع گپ قیمت وجود دارد که هر کدام به روش های مختلف معامله می‌شوند. این نکته ای بسیار مهم و ضروری است که سرمایه گذاران تفاوت این نوع گپ ها را بدانند.

  • گپ شکست (Breakaway gap): این گپ هنگامی مشاهده می‌شود که قیمت از روند بدون تغییر، نوسان قوی داشته باشد. این گپ در ترکیب با الگوهای مشخص در نمودار نظیر محدوده های معاملاتی یا مثلث های صعودی و نزولی، برای معامله کنندگان تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت بسیار مفید واقع خواهد شد. گپ شکست با حجم معاملات چشمگیر پس از آن، نشانه ای از روند قوی است و پر شدن آن بعید به نظر می‌رسد.

نتیجه گیری: احتمال پر شدن گپ های شکست کمتر از سایر گپ ها است.

  • گپ متداول (Common gap): این گپ به اسم گپ الگو، گپ معاملاتی و گپ موقت نیز شناخته می‌شود. معامله کنندگان این نوع گپ را اغلب در محدوده های معاملاتی و طی نوسان sideway یا همان نوسان متراکم مشاهده می‌کنند. این گپ ها اغلب پر می‌شوند اما اطلاعات بسیار اندکی در خصوص شرایط قیمت پس از وقوع خود را ارائه می‌دهند. این گپ در الگوی قیمت نمودارها بسیار نادر است. این گپ صرفا محدوده ای است که حداقل مقدار معاملات برای پر کردن گپ وجود دارد.
  • گپ خستگی (Exhaustion gap): این نوع گپ به عنوان سیگنالی در نظر گرفته می‌شود که طی آن، یک روند در حال پایان یافتن است و احتمال شروع روند جدید دیگری وجود دارد. این گپ نزدیک به پایان الگوی قیمت به وقوع می‌پیوندد و تلاش آخر برای رسیدن به سقف یا کف قیمت جدید را سیگنال می‌دهد. گپ های خستگی معمولا در محدوده افزایش یا کاهش سریع رخ می‌دهند. گپ خستگی محتمل ترین گپ می‌باشد.
  • گپ اندازه گیری (Measuring gap): به اسم گپ فرار (runaway gap) یا گپ ادامه دهنده (continuation gap) نیز شناخته می‌شود. این نوع گپ در میانه الگوی قیمت رخ می‌دهد و هجوم خریداران یا فروشندگانی را سیگنال می‌دهد که عقیده و نظر مشترکی در خصوص آینده دارایی دارند. گپ های اندازه گیری طی روند بدون تغییر یا محدوده ازدحام رخ نمی‌دهد، بلکه طی کاهش یا افزایش سریع قیمت به وقوع می‌پیوندند. گپ های فرار معمولا دوره های طولانی باقی نمی‌مانند.

یکی از اشتباهات رایج در خصوص گپ ها، اشتباه کردن در شناخت گپ تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت اندازه گیری و گپ خستگی است. این موضوع می‌تواند باعث شود که سرمایه گذار خود را در وضعیت اشتباه قرار دهد و طی نیمه دوم روند صعودی نتواند سود خوبی کسب کند.

توجه به حجم معاملات می‌تواند به شناخت و تمایز گپ اندازه گیری و گپ خستگی کمک کند. معمولا حجم معاملات زیاد قبل از گپ خستگی رخ می‌دهد.

گپ خستگی و گپ اندازه گیری، نوسان قیمت را در جهت های مخالف یکدیگر پیش بینی می‌کنند، بنابراین شناخت تفاوت های هر کدام بسیار ضروری است. هم‌ چنین این نکته قابل ذکر است که به محض پر شدن یک گپ، متوقف شدن آن بعید به نظر می‌رسد، زیرا هیچ محدوده حمایتی یا مقاومتی آنی در گپ وجود ندارد.

نتیجه گیری

احتمال وقوع گپ های اندازه گیری یا گپ های شکست نسبت به گپ متداول و گپ خستگی کمتر است. شناخت تفاوت بین این نوع گپ ها می‌تواند به معامله کنندگان و سرمایه گذاران کمک کند تا سود بیشتری کسب کنند.

تفاوت نمودار تعدیل شده و نمودار تعدیل نشده

هر نرم افزاری که برای تحلیل تکنیکال انتخاب می شود باید ابتدا نوع داده (دیتا) ورودی به آن مشخص شود داده های ورودی به نرم افزار به دو دسته تعدیل شده و تعدیل نشده تقسیم می شود. در این مقاله به تفاوت نمودار تعدیل شده و نمودار تعدیل نشده خواهیم پرداخت و اینکه کدامیک از این نوع نمودارها برای تحلیل تکنیکال مناسب می باشد.

ابتدا لازم است در مورد شکاف های قیمتی ( GAP ) و انواع آن در بازار بورس ایران صحبت کنیم.

شکاف قیمت ( GAP ) چیست؟ گپ یا شکاف به ناحیه از نمودار گفته می شود که در آن معامله صورت نگرفته و به دلایل مختلف یک شکاف در نمودار قیمت ایجاد می شود.

نمودار تعدیل شده

نمودار تعدیل شده

انواع شکاف های قیمتی که در بورس اوراق بهادار ایران شکل می گیرد:

الف ) شکاف های واقعی : این شکاف ها زمانی ایجاد می شوند که نماد سهم متوقف شده و بعد از بازگشایی نماد، به دلیل حذف دامنه نوسان قیمت یا افزایش آن دامنه در نمودارها یک شکاف ایجاد می شود. در این شکاف ها با توجه به افزایشی یا کاهشی بودن آن منجر به شکل گیری سود یا زیان سهامدار می شود. شکاف های واقعی ناشی از عرضه و تقاضای بازار شکل می گیرد.

انواع شکاف های واقعی عبارتند از :

  1. شکاف ( GAP ) ناشی از تعدیل مثبت و تعدیل منفی EPS

هنگامی که نماد شرکت ها برای شفاف سازی یا تعدیل مثبت و منفی EPS سهم متوقف می شوند، در زمان بازگشایی مجدد نماد ناظر بازار دامنه نوسان قیمت را افزایش یا بدون محدودیت نوسان در نظر می گیرد که در این هنگام با توجه به عرضه و تقاضای بازار ممکن قیمت سهام با گپ به سمت بالا یا به سمت پایین باز شود، در این حالت قیمت سهم بیش از ۵ درصد نوسان خواهد داشت. این موضوع بدان معنی نیست که در صورت تعدیل EPS شرکت حتماً شاهد گپ خواهیم بود بعضاً شرکت تعدیل مثبت داده ولی نماد شرکت در همان قیمت قبل و یا حتی منفی بازگشایی شده است.

  1. شکاف ( GAP ) ناشی از گره های معاملاتی مثبت یا منفی

هنگامی که نماد یک شرکت دچار گره معاملاتی شود، ناظر بازار پس از یک توقف و بازگشایی برای رفع گره دامنه نوسان قیمت را افزایش می دهد، در این حالت با توجه به عرضه و تقاضای بازار ممکن است یک شکاف قیمت در نمودار ایجاد شود.

  1. شکاف ناشی( GAP ) از توقف های طولانی مدت نماد معاملاتی

هنگامی که نماد یک سهم دچار توقف های طولانی مدت مانند : تعلیق نماد ؛ تغییرات بیش از ۵۰ درصد ؛ مجامع و …. می شود در زمان بازگشایی ناظر بازار( سازمان بورس اوراق بهادار) دامنه نوسان قیمت را افزایش داده یا بدون محدودیت نوسان قیمت اعلام می کند در این وضعیت ممکن است به دلیل عرضه و تقاضای بازار شکاف قیمتی در نمودار ایجاد شود.

ب ) شکاف های غیر واقعی: این شکاف ها زمانی ایجاد می شود که شرکت وارد مجمع عادی سالیانه برای تقسیم سود نقدی می شود یا به دلیل افزایش یا کاهش سرمایه مجمع فوق العاده برگزار می نماید و بعد از برگزاری این مجامع قیمت سهام افت خواهد داشت و یک تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت شکاف در نمودار قیمت ایجاد می شود. انواع شکاف های غیرواقعی عبارتند از:

  1. شکاف ( GAP ) ناشی از افزایش سرمایه

زمان افزایش سرمایه شرکت ها قیمت پایانی سهام با توجه به درصد افزایش سرمایه شرکت بصورت تئوریک کاهش پیدا می کند و این امر موجب می شود در نمودار قیمت یک شکاف ایجاد شود. چون این شکاف به علت کاهش تئوریک قیمت سهام در زمان افزایش سرمایه انجام شده و عرضه و تقاضای بازار دخالتی در آن نداشته است، جزء شکاف های غیر واقعی محسوب می گردد در این وضعیت سهامدار زیان نمی کند چرا که معادل افت قیمت، سهام جدید به او تعلق گرفته است.

نمودار تعدیل نشده

نمودار تعدیل نشده

در تصویر بالا نمودار سهام شرکت فولاد مبارکه اصفهان این شرکت در تاریخ ۲۷/۱۱/۱۳۹۷ افزایش سرمایه ۷۳ درصدی داشته است قیمت قبل از مجمع افزایش سرمایه ۴۸۸۰ریال بوده و بعد از مجمع قیمت محدوده ۳۱۰۰ ریال بازگشایی شده است.

  1. شکاف ( GAP ) ناشی از تقسیم سود نقدی ( DPS )

این گپ بعد از برگزاری مجمع عمومی عادی سالیانه شرکت ها می تواند شکل بگیرد که در صورت تقسیم سود نقدی ( DPS ) بین سهامداران قیمت بعد از مجمع سالیانه بصورت تئوریک کاهش پیدا می کند بنابراین در نمودار قیمت شکاف ایجاد می شود. میزان این شکاف بستگی به مقدار سود تقسیمی می باشد که معمولا کوچک خواهد بود.

نمودار تعدیل نشده

نمودار تعدیل نشده

در تصویر بالا نمودار پتروشیمی زاگرس شکاف ایجاد شده به دلیل تقسیم سود نقدی در زمان برگزاری مجمع عادی سالیانه ایجاد شده است. قیمت قبل مجمع سالیانه محدوده ۶۳۰۰۰ریال بوده که بعد از تقسیم سود ۱۴۶۰۰ریالی بین سهامداران بعد از مجمع محدوده قیمتی ۴۷۰۰۰ریال بازگشایی شده است. در این وضعیت سهامداران این شرکت زیان نکرده اند چرا که به میزان افت قیمت سود نقدی به سهامداران پرداخت شده است.

جهت مشاهده بخش های رایگان آموزش بورس دوره سهامدار موفق بر روی دکمه آموزش رایگان بورس کلیک نمایید.

نمودار تعدیل نشده چیست؟

در نمودار تعدیل نشده، هر دو شکاف واقعی و غیر واقعی وجود دارد و شما می توانید تاریخچه واقعی قیمت در گذشته نمودار را مشاهده نماید.

نمودار تعدیل نشده

نمودار تعدیل نشده

در تصویر بالا نمودار تعدیل نشده نماد فملی (تایم ماهانه ) را مشاهده می نمایید که در تاریخچه این شرکت، قیمت در سال ۲۰۱۱ تا محدوده ۱۶۰۰ تومان افزایشی رو تجربه کرده و پایین ترین قیمت معاملاتی گذشته نمودار اواخر سال ۲۰۱۵ محدوده قیمتی ۱۱۰ تومان بوده است.

عده ای از تحلیل گران تکنیکال بر این باورند که نمودار تعدیل نشده قیمت های واقعی معاملاتی گذشته را نشان می دهد و در زمان بررسی حمایت و مقاومت تاریخی سهام باید به نمودار تعدیل نشده رجوع کرد و قیمت سقف ها و کف های تاریخی، در تاریخچه واقعی نمودار تعدیل نشده می تواند دید مناسبی را نسبت رفتار قیمت در آینده سهام نشان دهد.

نمودار تعدیل شده چیست؟

در نمودار تعدیل شده کل ساختار نمودار ناشی از عرضه و تقاضای واقعی بازار است بنابر این تمامی شکاف هایی که در این نمودار مشاهده می شود همه جزء شکاف های واقعی محسوب می شود و شکاف های غیر واقعی (افزایش سرمایه و تقسیم سود) در این نوع نمودار بسته می شود. به همین علت شما در این نوع نمودار تاریخچه واقعی قیمت های معاملاتی گذشته سهام را مشاهده نمی کنید.

نمودار تعدیل شده

نمودار تعدیل شده

در تصویر فوق نمودار تعدیل شده نماد فملی تایم ماهانه را مشاهده می نمایید که شکاف های غیر واقعی ناشی از افزایش سرمایه وتقسیم سود بسته شده است. کف قیمتی این سهام در نمودار تعدیل شده محدوده ۸ تومان نشان می دهد که با توجه قیمت های بازار سهام در ایران، قیمت ۸ تومان دور از ذهن می باشد و معمولا قیمت سهام ها در بازار بورس ایران این میزان افت قیمت را نخواهیم داشت پس این قیمت ۸ تومان قیمت واقعی سهام نبوده است . پیشتر در مورد افزایش سرمایه شرکت ها صحبت کردیم که قیمت بعد از مجمع افزایش سرمایه بصورت تئوریک کاهش پیدا خواهد کرد بنابراین در نمودار تعدیل شده کل تاریخچه قیمت به همان نسبت افزایش سرمایه، کاهش می یابد و شکاف ناشی از افزایش سرمایه بسته خواهد شد.

نمودار تعدیل شده یا نمودار تعدیل نشده – کدام نمودار برای تحلیل مناسب است؟

اختلاف در این دو نوع نمودار بسیار زیاد است و تحلیل بر روی این دو نوع نمودار به احتمال بسیار فراوان به نتایج متفاوت و شاید کاملاً معکوس به سرانجام برسد پس بهتر است یکی از این دو مدل نمودار را انتخاب کنیم. هر کدام از انواع نمودارها طرفداران خاص خود را دارند و عده ای هم هر دو را به طور همزمان در تحلیل های خود بکار می برند.

طرفداران نمودارهای تعدیل نشده به اصل مبانی تحلیل تکنیکال ” تاریخ تکرار می شود ” اشاره دارند و می گویند که نمودار تعدیل شده قیمت های گذشته را تغییر می دهد و کف و سقف های تاریخی جابه جا می شوند و نمی توان آنها را ملاک قیمت های آینده دانست. طرفداران نمودارهای تعدیل شده هم با توجه به اصل دیگر مبانی تحلیل تکنیکال ” همه چیز در قیمت نهفته است و قیمت ها بر اساس روند حرکت می کند” اشاره می کنند که شکاف های غیرواقعی ( تقسیم سود و افزایش سرمایه) بر اثر عرضه و تقاضا ایجاد نشده اند پس نباید در نمودار جایگاهی داشته باشند.

در منابع معتبر تحلیل تکنیکال گفته شده است که نمودار دارایی هایی که تغییرات قیمت آن ناشی از عرضه و تقاضای واقعی بازار باشند، می توان این نمودار ها را با استفاده از دانش تحلیل تکنیکال بررسی کرد. عرضه و تقاضای واقعی مثل بازارهای سهامی که بصورت رسمی معاملات آن صورت می پذیرد و سرمایه گذاران در یک بازار عادلانه و شفاف معاملات خود را انجام می دهند. عرضه تقاضای غیر واقعی مانند: نمودارهای دلار و طلا در ایران که بازار رسمی برای ثبت معاملات و فرایند شکل گیری قیمت ندارد و این نمودارها خیلی قابل استناد و قابلیت تجزیه و تحلیل را ندارد. استفاده از نمودار های تعدیل شده تحلیل گر را از دانستن قیمت های تاریخی محروم خواهد کرد اما در عملکرد بقیه ابزار ها خللی ایجاد نمی کند. در حالی که این موضوع در نمودار با داده های تعدیل نشده به دلیل شکاف های غیر واقعی، برعکس است.

نتیجه گیری: نمودارهای تعدیل شده اختلالی را در استفاده از ابزارهای تکنیکال ایجاد نمی کنند و همچنین مورد استفاده بیشتر تحلیل گران است . در سیستم های تحلیلی امواج الیوت ؛ خطوط روندی ؛ چنگال اندروز ؛ اندیکاتورها و اسیلاتورها ؛ الگوهای قیمتی و …. فقط در نمودارهای تعدیل شده کاربرد دارند پس بهتر است که از نمودار تعدیل شده برای تحلیل استفاده کرد و حتی اگر قرار است که از هر دو نمودار تعدیل شده و تعدیل نشده استفاده کنید باید نمودار تعدیل شده را به عنوان نمودار مرجع استفاده کنید.

آشنایی با الگوهای قیمتی در تجزیه و تحلیل تکنیکال

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، تغییرات روند صعودی و نزولی اغلب توسط الگوهای قیمت مشخص می شود. اگر بخواهیم تعریفش کنیم ، الگوی قیمت یک پیکربندی قابل تشخیص از حرکت قیمت است تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت که با استفاده از یک سری خطوط روند و / یا منحنی ها مشخص می شود. هنگامی که یک الگوی قیمت سیگنالی از تغییر جهت روند باشد ، به عنوان الگوی بازگشت یا ریورسال (reversal pattern) شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) هنگامی رخ می دهد که روند بعد از یک مکث کوتاه در مسیر فعلی خود ادامه یابد. تحلیلگران تکنیکال مدتهاست که از الگوهای قیمت برای بررسی حرکات جاری و پیش بینی حرکات آینده بازار استفاده می کنند.

خطوط روند (Trendlines) در تحلیل تکنیکال

از آنجا که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خطوط / یا منحنی ها مشخص می شوند ، درک خطوط روند و دانستن نحوه ترسیم آنها مفید است. خطوط روند (Trendlines) به تحلیلگران تکنیکال کمک می کند مناطق پشتیبانی (support) و مقاومت (resistance) را در نمودار قیمت مشخص کنند. خطوط روند خطوط مستقیمی هستند که با اتصال یک سری قله های نزولی (افزایش ها) یا فرورفتگی های صعودی (کاهش ها) در نمودار ترسیم می شوند. خط روندی که به سمت بالا حرکت می کند یا خط روند صعودی ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت ها (higher high) و (higher low) را تجربه می کنند. خط روند صعودی با اتصال به کف صعودی ترسیم می شود. برعکس ، یک روند که دارای زاویه ای رو به پایین باشد ، یک خط روند نزولی نامیده می شود ، و این مورد در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها سطح (lower high) و (lower low) را تجربه می کنند.

بسته به این که چه بخشی از نوار قیمت برای “اتصال نقاط” استفاده شود ، روندهای مختلف از نظر ظاهری متفاوت خواهند بود. در حالی که نظرات مختلفی در مورد اینکه از کدام قسمت از نوار قیمت باید استفاده شود وجود دارد ، بدنه کندل بار – و نه فتیله های نازک در بالا و زیر بدنه شمع – غالباً نمایانگر جایی است که اکثر حرکات قیمت در آنجا اتفاق افتاده است و بنابراین ممکن است نقاط دقیق تری را برای ترسیم خط روند ارائه دهد ، به خصوص در نمودارهای بین روزی که “نقاط دور افتاده” (نقاط داده که خارج از محدوده “عادی” قرار دارند) ممکن است در آن وجود داشته باشند. در نمودارهای روزانه ، نمودارها اغلب از قیمت های بسته شدن (closing price) به جای اوج یا کف ، برای ترسیم خط روند استفاده می کنند ، زیرا قیمت های بسته شدن نماینده معامله گران و سرمایه گذارانی است که مایل به نگه داشتن یک موقعیت یک شبه یا طی آخر هفته یا تعطیلات بازار هستند. خطوط روند دارای سه یا چند نقطه ، به طور کلی معتبرتر از مواردی هستند که فقط بر اساس دو نقطه ایجاد شده اند.

۱ – روند صعودی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (higher high) و (higher low) باشند. خطوط روند صعودی حداقل دو تا از کف ها را به هم متصل می کنند و سطح پشتیبانی پایین تر از قیمت را نشان می دهند.

۲ – روند نزولی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (lower high) و (lower low) باشند. خطوط روند نزولی حداقل دو مورد از اوج ها را به هم متصل می کنند و سطح مقاومت بالاتر از قیمت را نشان می دهند.

۳ – (Consolidation) یا بازار جانبی (sideways market) ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت بین یک دامنه افزایش و کاهش ، بین دو خط روند موازی و اغلب افقی در حال نوسان باشد.

الگوهای ادامه دهنده (Continuation Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر وقفه موقت از یک روند موجود است ، به عنوان یک الگوی ادامه دهنده شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده را می توان به عنوان یک توقف در طول روند غالب تصور کرد – زمانی که گاوها در طی روند صعودی مکث می کنند ، یا وقتی خرس ها برای یک لحظه در روند نزولی استراحت می کنند. در حالی که الگوی قیمت در حال شکل گیری است ، هیچ راهی برای حدس این که روند ادامه خواهد یافت یا بازگشتی اتفاق می افتد وحود ندارد. به همین ترتیب ، باید هنگام استفاده از خطوط روند برای ترسیم الگوی قیمت به این که شکست قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده اتفاق می افتد ، توجه داشته باشید . تحلیلگران تکنیکال معمولاً توصیه می کنند تا زمانی که بازگشت تأیید نشده باشد ، تصور کنید که روند ادامه خواهد داشت. به طور کلی ، هرچه الگوی قیمت بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگ تر باشد ، به محض شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده، حرکت بیشتر می شود.

اگر قیمت در روند خود ادامه یابد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) شناخته می شود. الگوهای ادامه دهنده معمول عبارتند از:

الگوی پرچم سه گوش (Pennant) ، که با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم شده است

الگوی پرچم (Flag) ، که با دو خط روند موازی ترسیم شده است

الگوی کنج (Wedge) ، که با دو خط روند همگرا ، که در آن هر دو زاویه ای به بالا یا پایین دارند ترسیم شده است

الگوی پرچم سه گوش (Pennant)

الگوهای پرچم سه گوش با دو خط روند ترسیم می شوند که در نهایت به هم می رسند. یکی از ویژگی های اصلی الگوهای پرچم سه گوش این است که خط روند به دو جهت حرکت می کند – یعنی یکی در روند نزولی و دیگری در روند صعودی حرکت می کند. شکل ۱ نمونه ای از یک پرچم سه گوش را نشان می دهد. غالباً ، در هنگام شکل گیری الگوی پرچم سه گوش ، حجم معاملات کاهش می یابد و هنگام خروج قیمت از الگو حجم معاملات افزایش می یابد.

نمودار قیمت قرارداد آتی ۱ دقیقه ای e-mini Russell 2000 که الگوی قیمت پرچم سه گوش ادامه دهنده را نشان می دهد. منبع: TradeStation.

الگوی پرچم (Flag)

الگوهای پرچم با استفاده از دو خط روند موازی ساخته می شوند که می توانند شیب صعودی ، شیب نزولی یا جانبی (افقی) داشته باشند. به طور کلی ، پرچمی که دارای شیب صعودی است به عنوان وقفه در یک بازار با روند نزولی ظاهر می شود. پرچمی با شیب نزولی و رو به پایین ، وقفه ای را در طی یک بازار روند صعودی نشان می دهد. به طور معمول ، تشکیل پرچم با دوره ای از کاهش حجم معاملات همراه است ، و با خارج شدن قیمت از الگوی پرچم ، حجم معاملات مجددا به حالت قبل از الگو بازمی گردد.

الگوی کنج (Wedge)

الگوهای کنج شبیه به الگوی پرچم سه گوش هستند زیرا با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم می شوند. با این حال ، ویژگی اصلی الگوی کنج این است که هر دو خط روند در حال حرکت در یک جهت هستند ، یا به سمت بالا و صعودی یا به سمت پایین و نزولی. الگوی کنجی که زاویه ای به سمت پایین دارد ، وقفه ای را در طول روند صعودی نشان می دهد. کنجی که زاویه ای به سمت بالا دارد ، وقفه موقتی را در طی سقوط بازار نشان می دهد. همانند الگوهای پرچم سه گوش و پرچم ، میزان معمول حجم در هنگام شکل گیری الگوی کنج نیز کاهش می یابد ، حجم معاملات تنها در صورت شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از الگوی کنج افزایش می یابد.

الگوی مثلث (Triangle)

الگوهای مثلث از محبوب ترین الگوهای نمودار مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند زیرا آنها در مقایسه با سایر الگوها به دفعات در نمودارهای مختلف شکل می گیرند. سه الگوی متداول مثلث شامل مثلث های متقارن (symmetrical triangles)، مثلث های صعودی (ascending triangles) و مثلث های نزولی (descending triangles) هستند. شکل گیری این الگوهای نمودار می توانند از دو هفته تا چند ماه ادامه داشته باشند.

الگوهای مثلث های متقارن (symmetrical triangles) وقتی اتفاق می افتند که دو خط روند به یکدیگر نزدیک می شوند و فقط نشان می دهند که احتمال وقوع یک شکست وجود دارد – و جهت را نشان نمی دهند و فقط زمانی که یکی از خطوط بالا یا پایین عبور کرد و شکست تایید شد باید مطابق روند ایجاد شده تصمیم معاملاتی را گرفت. الگوی مثلث های صعودی (ascending triangles) دارای خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین مثلث است و نشان می دهد که به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق می افتد ، در حالی که مثلث های نزولی (descending triangles) دارای یک خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالای مثلث هستند که نشان می دهد به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق خواهد افتاد. بزرگی شکست ها به سمت بالا (breakouts) یا شکست ها به سمت پایین (breakdowns) معمولاً برابر با ارتفاع سمت چپ عمودی مثلث است ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

A broken symmetrical triangle pattern on the chart of FXY.

الگوی فنجان و دسته (Cup and Handles)

فنجان و دسته یک الگوی ادامه دهنده صعودی است که در آن روند صعودی متوقف شده است ، اما با تایید این الگو ادامه خواهد یافت. قسمت “فنجان” الگو باید به شکل “U” باشد که بیشتر شبیه به انحنای کف یک کاسه یا فنجان است بنابراین نباید به شکل “V” با اوج های برابر در هر دو طرف فنجان باشد. “دسته” در سمت راست فنجان به شکل یک پولبک (pullback) كوتاه كه شبیه به الگوی نمودار پرچم یا پرچم سه گوش است ، شکل می گیرد. پس از تکمیل این الگو ، دارایی مورد نظر ممکن است به سطوح جدید صعود کند و به سقف های جدید دست باید و روند خود را از از قسمت بالاتری ادامه دهد. یک الگوی فنجان و تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت دسته در شکل زیر نشان داده شده است.

cup and handle with stop loss and entry point

الگوی فنجان و دسته با نقاط (Buy Point) و (Stop Loss) منبع: TradingView.com

الگوهای بازگشت یا ریورسال (Reversal Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر تغییر در روند غالب است به عنوان یک الگوی بازگشت شناخته می شود. این الگوها نشانگر دوره هایی است که از قدرت گاوها یا خرس ها کاسته شده است. با شکل گیری این الگو ، روندی که از قبل ایجاد شده متوقف می شود و سپس به مسیر جدیدی که از سمت مخالف (گاو یا خرس) قدرت گرفته است وارد می شود. به عنوان مثال ، یک روند صعودی که توسط خریداران مشتاق یا گاوها پشتیبانی می شود ، می تواند با یک الگوی بازگشتی متوقف شود ، که فشار هر دو گاو و خرس را نشان می دهد ، و در نهایت خرس ها یا فروشندگان برنده می شوند و این منجر به تغییر روند به نزولی می تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت شود. بازگشت های قیمت که در سقف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای توزیعی (distribution patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار با اشتیاق بیشتری نسبت به میزان خریداری شده به فروش می رسد. در مقابل ، بازگشت های قیمتی که در کف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای ذخیره (accumulation patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار فعال تر از هنگام فروش خریداری می شود. همانند الگوهای ادامه دهنده ، هر چه شکل گیری این الگو بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگتر باشد ، به محض شکست قیمت به بالا ، احتمال ایجاد حرکت بزرگتری وجود دارد.

هنگامی که قیمت پس از وقفه ای بازمی گردد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی بازگشت (reversal pattern) شناخته می شود. نمونه هایی از الگوهای معمول بازگشت عبارتند از:

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) ، نشان دهنده دو حرکت کوچک تر قیمت است که دو طرف یک حرکت بزرگ تر را در بر گرفته است

الگوی سقف دوقلو (Double Tops) ، نمایانگر یک موج افزایشی قیمت کوتاه مدت است که پس از آن یک موج دیگر در تلاش برای شکست مقاومت موج قبلی ناکام می ماند

الگوی کف دوقلو (Double Bottoms) ، نشان دهنده یک موج کاهشی قیمت است که پس از آن یک موج کاهشی دیگر در تلاش برای شکستن حمایت موج قبلی ناکام می ماند.

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگوهای سر و شانه ها می توانند در سقف یا کف بازار شکل بگیرند ، این الگو شامل سه موج (قله یا یک فرورفتگی) است : یک موج اولیه ، که با موج دوم که از موج اولی بزرگ تر است ادامه پیدا می کند و در نهایت با یک موج سوم که از موج دوم کوچک تر است و مشابه تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت موج اول است تکمیل می شود. روند صعودی که توسط الگوی اوج سر و شانه قطع می شود ، ممکن است بازگشت روند را تجربه کند ، و در نتیجه به روند نزولی تغییر کند. برعکس ، روند نزولی که منجر به الگوی سر و شانه (یا یک سر و شانه های معکوس) شود ، احتمالاً بازگشت روند به سمت صعودی را تجربه خواهد کرد. خطوط روند افقی یا کمی شیب دار را می توان با اتصال کف ها یا سقف ها ، و قله ها و فرورفتگی هایی که بین سر و شانه ها وجود دارد ، ترسیم کرد ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است. در حین تکمیل الگو ، پس از شکسته شدن قیمت در بالا (در الگوی سر و شانه ها در کف) یا پایین (در الگوی سر و شانه ها در اوج) خط روند ، ممکن است حجم معاملات کاهش یابد.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

الگوی سقف دوقلو (Double Tops)

الگوی کف و سقف دوقلو نشان دهنده مناطقی است که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن سطح پشتیبانی یا مقاومت داشته است. در مورد سقف دوقلو ، که اغلب مانند حرف M به نظر می رسد ، فشار اولیه تا رسیدن به سطح مقاومت ، همراه با تلاش دومی که پس از آن ایچاد شده و شکست خورده دیده می شود و در نتیجه بازگشت روند اتفاق می افتد. از طرف دیگر ، کف دوقلو مانند حرف W ظاهر می شود و هنگامی رخ می دهد که قیمت سعی کند از سطح پشتیبانی قبلی گذر کند ولی در این کار موفق نمی شود و برای بار دوم نیز تلاش ناموفقی برای ورود به سطح پشتیبانی خواهد داشت. این امر اغلب منجر به بازگشت روند می شود ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

الگوی کف و سقف سه قلو (Triple tops and bottoms) الگوهای بازگشتی هستند که به اندازه الگوهای سر و شانه ها و یا سقف دوقلو یا کف دوقلو چندان متداول نیستند. اما ، آنها نیز به روشی مشابه عمل می کنند و می توانند یک سیگنال تجاری قدرتمند برای بازگشت روند باشند. این الگوها زمانی شکل می گیرند که قیمت سه بار سطح حمایت یا مقاومت مشابه را آزمایش می کند و قادر به شکستن آن نیست.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

شکاف ها (Gaps)

شکاف ها هنگامی رخ می دهند که بین دو دوره معاملاتی فضای خالی وجود داشته باشد که ناشی از افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت است. به عنوان مثال ، یک سهم ممکن است در یک روز معاملاتی در قیمت $ ۵٫۰۰ بسته شود و بعد از درآمدهای مثبت ، با اختلاف قیمت ۷٫۰۰ دلار بازگشایی شود. سه شکاف اصلی وجود دارد: شکاف های گسست (Breakaway gaps) ، شکاف های فرار (runaway gaps) و شکاف های خستگی (exhaustion gaps) . شکاف های گسست در آغاز یک روند شکل می گیرند ، شکاف های فرار در وسط یک روند شکل می گیرند و شکاف های خستگی نشان از پایان قریب الوقوع یک روند دارند.

نتیجه گیری

الگوهای قیمت اغلب وقتی پیدا می شوند که قیمت “دچار وقفه می شود و به اصطلاح استراحت می کند” ، و نشانگر مناطقی است که می توانند منجر به ادامه یا بازگشت روند غالب شوند. خطوط روند در شناسایی این الگوهای قیمت مهم هستند که می توانند در قالب هایی مانند پرچم (flags) ، پرچم های سه گوش (pennants) و سقف دوقلو (double tops) ظاهر شوند. حجم معاملات در این الگوها نقش مهمی ایفا می کند ، حجم اغلب در هنگام شکل گیری الگو کاهش می یابد ، و با شکست قیمت از الگو افزایش می یابد. تحلیلگران تکنیکال اغلب برای پیش بینی حرکات قیمت آینده تحلیل تکنیکال شکاف های قیمت ، از جمله ادامه روند و بازگشت ، الگوهای قیمت را دنبال می کنند.

شکاف‌های قیمتی در تحلیل تکنیکال

شکاف‌های قیمتی در تحلیل تکنیکال

پول نیوز - شکاف‌های قیمت یا همان گپ‌ها یا به تعبیر ژاپنی‌ها پنجره، یکی از مهم‌ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال محسوب می‌شود.

به گزارش گروه آموزش پول نیوز، کلاً منظور از شکاف‌های قیمتی این است که در آن ناحیه قیمتی معامله‌ای توسط معامله‌گران صورت نگرفته و باعث ایجاد یک ناحیه‌ی توخالی در نمودارها شده که هر یک از این GAPZONE‌ها یا به‌اصطلاح محدوده‌ای که معامله‌ای در آن صورت نگرفته، می‌تواند معرف یک‌روند در آن ناحیه باشد. شکاف‌ها به‌طورکلی به‌صورت صعودی و نزولی معرفی می‌شوند. در شکل زیر مفهوم شکاف در شکل‌ها نمایانگر است.


شکاف قیمتی و نقاط حمایت و مقاومت

همان‌طور که اشاره شد، گپ در اصطلاح به شکاف قیمت در بین دو بازه زمانی(دو کندل) در نمودار گفته می‌شود. در فاصله گپ عموما معامله‌ای انجام نشده و عرضه و تقاضا در نقطه انتهای گپ برای ارائه قیمت جدید به توازن رسیده است. شکاف‌ها مناطقی مهمی از روند را نشان می‌دهند که با آن‌ها می‌توانیم در حقیقت نقطه ورود و خروج را بهتر تشخیص دهیم و در واقع نقاط حمایتی و مقاومتی هستند. همان‌طور که می‌دانید وقتی در بازار اخبار مهمی روی می‌دهد، شاهد برگشت‌هایی سریع هستیم یا هنگامی‌که گزارش‌های افزایش سرمایه و اخبار خاص یک شرکت به‌صورت واقعیت یا شایعه شنیده می‌شود، شاهد شکاف‌های قیمتی خواهیم بود.

اغلب شکاف‌های قیمت نشات‌ گرفته از برخی رویدادها هستند. برای مثال اخبار و گزارش‌ها اقتصادی که در حد فاصل زمان بسته شدن یک بازار و آغاز بازار بعدی منتشر می‌شوند.

احتیاجی نیست که این اخبار و گزارش‌ها مستقیما با بازار مورد نظر مرتبط باشند، بلکه بازار ممکن است از اخبار دیگر شرکت‌ها، گروه‌های صنعتی و حوادث جهانی متأثر شود. در شرایطی که هیچ‌گونه خبر یا گزارشی منتشر نشود، بازار در قیمت پایانی دوره قبلی خود یا در نزدیکی آن باز می‌شود، اما اگر اخبار قابل‌توجه یا تقاضای زیاد معامله‌گران وجود داشته باشد، دستورهای معاملاتی افزایش می‌یابد و در نتیجه شکاف‌هایی رو به بالا یا پایین تشکیل می‌شود که در این مواقع حتی اگر شکاف بسیار کوچک هم باشد باز معتبر است.

لازم است بدانید شکاف‌های قیمتی بیشتر در نمودارهای روزانه و تایم‌های پایین‌تر قابل‌مشاهده هستند. در شکل زیر نمودار معرف یک GAP FILLED است.(پر شدن شکاف)



آیا دو طرف شکاف نقطه حمایت و مقاومت است؟

همان‌طور که می‌دانید، سهمی وقتی وارد یک شکاف قیمتی می‌شود، می‌تواند آن را پر کند، بنابراین اولین نکته این است که ورود به گپ سخت بوده و به‌عنوان مقاومت است و از طرفی نقطه آخر گپ به‌عنوان مقاومت بعدی است، چون بیرون آمدن از گپ نیز سخت است. با این تفاسیر هر سهمی وارد گپ بشود، بالا و پایین گپ به‌عنوان حمایت و مقاومت سهم لحاظ می‌شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا