بهترین بروکر فارکس در ایران

الگوهای بازگشتی شمعی

الگوی شمعی دوجی

الگوهای شمعی ژاپنی

روش تکنیکال، تنها روشی است که قادر به تشخیص و اندازه گیری هیجانات آمیخته در بازار است. نام گذاری‌ها در نمودار‌های شمعی ژاپنی نیز به وضوح از این مطلب پیروی می کنند. این نام‌ها با طرفند‌های گوناگون در تلاشند تا وضعیت هیجانی حاکم بر بازار را در هنگام وقوع این الگو‌ها، بهتر تشریح کنند. بعد از شنیدن عبارت ” دارآویز ” یا ” ابر سیاه ” آیا امکان دارد که فکر کنید بازار از نظر هیجانی در موقعیت مناسبی قرار دارد؟ البته که نه ! هر دوی این الگو‌ها، الگو‌هایی کاهشی هستند و نامشان به وضوح مشخص می کند که بازار در وضعیت نامتعادلی قرار دارد.
البته اینکه وضعیت هیجانی بازار در زمان تشکیل این الگو‌ها نامساعد است، این احتمال را که بازار دوباره به آرامش برسد، رد نمی کند. نکته اینجاست که در هنگام تشکیل الگوی ابر سیاه، خرید‌ها باید در وضعیت تدافعی قرار گیرند، یا حداقل بر اساس جهت کلی روند یا سایر فاکتور‌ها تصمیم‌گیری شود و فروش‌های جدید می توانند آغاز شوند.

فهرست مطالب :
۱- مقدمه
۲- پیشینه تاریخی
بخش اول: مفاهیم پایه
۳- ساختار نمودارهای شمعی
۴- الگوهای بازگشتی
۵- ستاره‌ها
۶- سایر الگوهای برگشتی
۷- الگوهای ادامه دهنده
۸- ستاره دوجی جادویی
۹- تمام ترکیب‌ها در کنار هم
بخش دوم: قوانین استفاده همزمان از تکنیک‌ها
۱۰- الگوهای شمعی در کنار یکدیگر
۱۱- نمودارهای شمعی و خطوط روند
۱۲- الگوهای شمعی و سطوح اصلاحی فیبوناچی
۱۳- شمع‌های ژاپنی با میانگین‌های متحرک
۱۴- نمودار شمعی با اسیلاتورها (نوسان نماها)
۱۵- حجم معاملات با نمودار شمعی
۱۶- الگوهای شمعی و امواج الیوت
۱۷- دادوستد تامینی (هجینگ) بانمودار شمعی
۱۸- من چگونه از نمودار شمعی استفاده می‌کنم
جمع‌بندی
واژه‌نامه
واژگان نمودارهای شمعی و فرهنگ‌نامه تصویری

با انواع الگوهای شمعی بورس آشنا شوید

نمودارهای شمعی یا کندل استیک بیش از 100 سال پیش و قبل از ابداع نمودارهای میله‌ای و نقطه و شکل توسط غربی‌ها، وجود داشتند. معامله‌گران با استفاده از الگوهای شمعی بورس بر مبنای الگوهای منظم و تکرار شونده، معاملات خود را تنظیم می‌کنند. درنتیجه قادر خواهند بود به پیش‌بینی کوتاه‌مدت قیمت بپردازند.

تاریخچه الگوهای شمعی بورس

ژاپنی‌ها استفاده از تحلیل تکنیکال را برای تجارت برنج در قرن هفدهم آغاز کردند. هرچند این نمونه اولیه تحلیل تکنیکال با نمونه ابداع شده توسط چالز داو در ایالات متحده (1900) تفاوت داشت، اما بسیاری از اصول کلی آن‌ها به هم شباهت دارد:

  • چه چیزی (عملکرد قیمت)، بسیار مهم‌تر از چرا (اخبار، درآمد و غیره) است.
  • تمام اطلاعات، خود را در نوسانات قیمت نشان می‌دهند.
  • خریداران و فروشندگان، بازار را بر اساس انتظارات و هیجانات خود (ترس، طمع و غیره) حرکت می‌دهند.
  • بازارها دائماً در حال نوسان هستند.
  • قیمت واقعی ممکن است کف ارزش سهام را نشان ندهد.

بر اساس اظهارات استیو نیسون، الگوهای شمعی بورس برای نخستین بار، کمی بعد از سال 1850 پدیدار شدند. تاریخچه الگوهای شمعی بورس به یک تاجر موفق برنج به نام هما از شهر ساکاتای ژاپن برمی‌گردد. ایده‌های اولیه او طی سالیان طولانی اصلاح شده و سرانجام به شکل الگوهای شمعی بورس امروزی درآمده است.

ساختار الگوهای شمعی بورس

برای ایجاد الگوهای شمعی بورس باید برای هر بازه زمانی مورد نظر، چهار سطح قیمت داشته باشید. این چهار سطح عبارتند از نقاط باز شدن (O)، بالاترین (H)، پایین‌ترین (L) و بسته شدن قیمت (C) طی یک کندل. به قسمت پر یا توخالی الگوهای شمعی بورس بدنه کندل گفته می‌شود. خطوط باریک و بلندِ بالا و پایین بدنه کندل نیز نشان‌دهنده دامنه بالا یا پایین است. به خط بالای کندل شاخ، و به خط پایین آن دُم گفته می‌شود. اگر سهام بالاتر از قیمتی که باز شده، بسته شود، به صورت یک کندل توخالی نشان داده می‌شود. در این حالت، قسمت دُم بیانگر قیمت باز شدن و قسمت شاخ بیانگر قیمت بسته شدن سهام است. اگر سهام پایین‌تر از قیمت باز شدنش بسته شود، الگوهای شمعی بورس درمورد این سهام به صورت یک کندل پر خواهند بود که شاخ آن قیمت باز شدن و دُم آن قیمت بسته شدن سهام را نشان می‌دهد.

ساختار الگوهای شمعی

بسیاری از معامله‌گران الگوهای شمعی بورس را به نمودارهای میله‌ای سنتی ترجیح می‌دهند. زیرا این الگوها از نظر بصری جذاب‌تر بوده و ساده‌تر تفسیر می‌شوند. هر کندل تصویر ساده و جذابی از عملکرد قیمت سهام در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد. معامله‌گر می‌تواند با یک نگاه، رابطه بین قیمت باز شدن و بسته شدن، و همچنین بالاترین و پایین‌ترین قیمت سهام را مشاهده کند. ارتباط بین قیمت باز شدن سهام و قیمت بسته شدن آن جزء اطلاعات بسیار حیاتی و مهم معامله در بورس است که مبنای الگوهای شمعی بورس را تشکیل می‌دهد. در کندل‌های توخالی، بزرگتر بودن نقطه بسته شدن قیمت نسبت به باز شدن قیمت نشان‌دهنده فشار خرید است. در کندل‌های پُر، بزرگتر بودن نقطه بسته شدن قیمت نسبت به نقطه باز شدن، فشار فروش را نشان می‌دهد.

الگوهای شمعی بورس

بلند درمقابل کوتاه

به طور کلی، هرچه بدنه کندل بلندتر باشد، فشار خرید یا فروش بیشتر می‌شود. درمقابل، کندل‌های کوتاه نشان‌دهنده حرکت اندک قیمت است.

ساختارهای الگوی شمعی

کندل‌های سفید بلند، فشار شدید خرید را نشان می‌دهند. هرچه کندل‌های سفید بلند‌تر باشند قیمت بسته شدن سهام بالاتر از نقطه باز شدن آن است. این نشان می‌دهد که قیمت‌ به طور چشمگیری از نقطه باز شدن به سمت نقطه بسته شدن افزایش می‌یابد. هرچند کندل‌های سفید بلند معمولاً صعودی هستند، اما باید موقعیت آن‌ها را در نمودار کلی‌تر در نظر گرفت. بعد از یک کاهش طولانی‌مدت قیمت، کندل‌های بلند سفید می‌توانند نشانگر سطوح حمایت باشند. کندل‌های سیاه بلند، فشار بالای فروش را نشان می‌دهند. هر چه کندل‌های سیاه بلندتر باشند، قیمت بسته شدن پایین‌تر از قیمت باز شدن است. این نشان می‌دهد که قیمت‌ از نقطه باز شدن بازار به طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد و فروشندگان بسیار بیشترند. بعد از یک پیشرفت طولانی، کندل سیاه بلند می‌تواند سطوح مقاومت آینده را پیش‌بینی کند.

دُم بلند درمقابل دُم کوتاه

دم‌های بالا و پایین روی کندل‌ها می‌توانند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار معامله‌گران قرار دهند. دُم‌های بالا نمایانگر بخش‌های بالای بازار و دُم‌های پایین نشان‌دهنده بخش‌های پایین بازار هستند. کندل‌های دارای دُم کوتاه نشان می‌دهند که بیشتر معاملات در نزدیکی زمان باز و بسته شدن بازار انجام شده‌اند. کندل‌هایی با دُم‌های بلند نیز نشان می‌دهند نوسانات قیمت و انجام معاملات به طور منطقی در طول روز ادامه داشته‌اند.

دم های بلند در الگوی شمعی

کندل‌های دارای دُم بالای بلند و دُم پایین کوتاه نشان می‌دهند که خریدارها در طول روز معاملاتی، بیشتر فعالیت داشتند و قیمت‌ها را بالا برده‌اند. البته درنهایت، فروشندگان قیمت را از بالاترین سطح خود به پایین می‌کشند. این تضاد بین بالاترین نقطه قوی و پایین‌ترین نقطه ضعیف، خودش را به صورت دُم بالای بلند نشان می‌دهد. درمقابل، کندل‌هایی که دارای دُم پایین بلند و دُم بالای کوتاه هستند، تسلط فروشندگان بر بازار و عملکرد آن‌ها درجهت کاهش قیمت‌ها را نشان می‌دهند. با این وجود، خریداران در پایان روز معاملاتی با قیمت‌های بالایی روبرو شده‌اند، قیمت بسته شدن قوی، دُم پایین بلند را برای کندل‌ها ایجاد می‌کند.

انواع الگوهای شمعی بورس

الگوی مارابوزو (Marubozo)

الگوی مارابوزو در الگوهای شمعی بورس

مارابوزو یکی از قدرتمندترین الگوهای شمعی بورس با بدنه بلند و کشیده است. این الگو یا اصلاً شاخ و دُم ندارد، یا اگر هم داشته باشد به حدی کوچک است که می‌توان از آن صرف نظر گرد. اگر الگوی مارابوزو را در میانه یک روند صعودی ببینیم، به قدرت بالای روند صعودی و افزایش قدرت خریداران پی می‌بریم. به عبارت دیگر، با مشاهده الگوی مارابوزو در میانه یک روند صعودی می‌توانیم احتمال دهیم که این روند رو به افزایش قیمت، کماکان ادامه خواهد داشت. این الگو به نوعی ادامه دهنده است و برای پیش‌بینی ادامه‌دار بودن روند جاری به کار می‌رود.

الگوی اسپینینگ تاپ (spinning top)

الگوی اسپینینگ تاپ

کندل‌های دارای دُم بالا و پایین بلند و بدنه کوچک، اسپینینگ تاپ نامیده می‌شوند. یک دُم بلند نمایانگر انواع وارونگی است؛ اسپینینگ تاپ نشان‌دهنده تردید است. بدنه کوچک (چه توخالی چه پُر) حرکت ضعیف بازار از نقطه باز تا بسته شدن را نشان می‌دهد، و دُم‌ها نشان می‌دهند که بازار در طول روز هم صعودی بوده‌ هم نزولی. اگرچه بازار تغییرات اندکی در قیمت باز و بسته شدن داشته است، اما در همین بازه زمانی نیز حرکت قیمت از بالاترین تا پایین‌ترین میزان، قابل‌‌توجه بوده است. هیچ‌کدام از خریداران یا فروشندگان نتوانسته‌اند در بازار غالب شوند، درنتیجه بازار راکد شده است. بعد از یک پیشرفت بزرگ یا یک کندل سفید بلند، اسپینینگ تاپ به معنای افزایش قیمت ضعیف و یک وقفه یا تغییر بالقوه در روند بازار است. بعد از یک ریزش طولانی یا یک کندل سیاه بلند، اسپینینگ تاپ به معنای کاهش قیمت ضعیف و یک وقفه یا تغییر بالقوه در روند بازار است.

الگوی دوجی (Doji)

دوجی یکی از مهم‌ترین الگوهای شمعی بورس است. دوجی زمانی شکل می‌گیرد که نقاط باز و بسته شدن قیمت خیلی به هم نزدیک باشند یا حتی برهم منطبق باشند. طول دُم‌های بالا و پایین کندل در این الگو می‌تواند با هم متفاوت باشد. درنتیجه کندل‌ها به شکل‌های مختلفی مثل صلیب، سنجاقک یا سنگ قبر دیده می‌شوند. دوجی به تنهایی یک الگوی خنثی است. هرگونه روند صعودی یا نزولی بر اساس عملکرد قبلی و آینده قیمت است.

الگوی دوجی

الگوی دوجی زمانی دیده می‌شود که هیچ روند خاصی در بازار دیده نشود. به بیان دیگر، قیمت به صورت افقی و در یک محدوده خاص نوسان می‌کند. همه الگوهای دوجی به هر شکلی که باشند بیانگر وضعیت راکد بازار هستند. با مشاهده الگوی دوجی، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که قیمت، حداقل تا چند کندل بعدی در همین محدوده به نوسان خود ادامه دهد.

الگوی چکش (Hammer)

این الگو از نوع الگوهای بازگشتی صعودی است و تغییر جهت روند از نزولی به صعودی را نشان می‌دهد. الگوی چکش از یک بدنه کوچک مربعی و یک دُم بلند تشکیل شده است. اندازه دُم حداقل 2 تا 3 برابر بدنه است. این الگو یا شاخ ندارد، یا اگر هم داشته باشد اندازه آن بسیار کوچک است. نبود شاخ به معنای رشد قیمت تا آخرین لحظات قبل از بسته شدن بازار است.

الگوی چکش و مرد آویخته در الگوهای شمعی بورس

الگوی مرد آویخته (Hanging Man)

یکی دیگر از الگوهای شمعی بورس الگوی مرد آویخته است. این الگو جزء الگوهای بازگشتی نزولی است که درانتهای یک روند صعودی ظاهر شده و روند آن را نزولی می‌کند.

الگوی هارامی (Harami)

این الگو از دو کندل مجاور هم ساخته می‌شود. کندل اول نزولی و بلند، و کندل دوم کوچک و مربعی است و به طور کامل داخل کندل اول قرار می‌گیرد. کندل دوم باید خیلی کوچکتر از کندل اول باشد و در میانه آن قرار بگیرد، مانند نوزادی که در دل مادر قرار دارد. معنای هارامی نیز در زبان ژاپنی، مادر آبستن است. شاخ و دُم کندل دوم نباید از بدنه کندل اول خارج شود.

الگوی هارامی در الگوهای شمعی بورس

کلام آخر

شناخت نمودارها و روش استفاده از آن‌ها اهمیت زیادی در بازار سرمایه دارد. در این میان، الگوهای شمعی بورس اهمیتی دوچندان دارند. آشنایی با تفسیر این الگوها نقش مهمی در پیش‌بینی رفتار بازار دارد. معامله‌گران با توجه به این نمودارها می‌توانند با اطمنیان بیشتری دست به انتخاب سهام بزنند و خریدهای خود را با دقت بیشتری انجام دهند. درنتیجه میزان سودآوری خود را به طور محسوسی افزایش الگوهای بازگشتی شمعی می‌دهند و از زیان‌های ناخواسته جلوگیری می‌کنند. آکادمی دکتر ژند با ارائه بسته آموزشی پرایس اکشن انواع الگوهای شمعی بورس را در بازار بورس ایران و سایر بازارهای مالی، به طور کامل آموزش می‌دهد و شما را با کاربرد کندل استیک در بازار سرمایه آشنا می‌کند. با این پکیج آموزشی از هر منبع آموزشی دیگری بی‌نیاز خواهید شد و تمام اطلاعات مورد نیاز خود را به دست خواهید آورد. جهت کسب اطلاعات بیشتر و الگوهای بازگشتی شمعی خرید این بسته آموزشی اینجا کلیک کنید.

همه چیز درباره الگوهای بازگشتی در فارکس

زمانی قیمت بیت کوین به 60 هزار دلار رسید ولی معامله‌گران و سرمایه‌‌گذاران بزرگ صبر کردند تا این قیمت مقداری افت کند و بتوانند در بهترین فرصت خرید کنند و بیشترین بهره را از نوسان قیمت این ارز دیجیتال ببرند. این نوسانات و افت و خیزها در بازار فارکس هم دیده می‌شود. سوال این است که چگونه می‌توانیم بیشترین سود را از این نوسانات ببریم؟ پاسخ این پرسش در شناخت و درک الگوهای بازگشتی نهفته است. در صورتی که بتوانید الگوهای بازگشتی فارکس را به خوبی بشناسید و مفهوم آن‌ها را درک کنید، مطمئن باشید که می‌توانید بیشترین سود را از نوسانات بازار به دست بیاورید.

در این مقاله قصد داریم با الگوهای بازگشتی در فارکس آشنا شویم و توضیحات کاملی پیرامون آن‌ها ارائه دهیم. در صورتی که تمایل دارید با این الگوها آشنا شوید و از نوسانات جفت ارزها بیشترین بهره را ببرید تا پایان این مقاله با ما همراه شوید.

منظور از الگوهای بازگشتی چیست؟

یکی از مهم‌ترین مسائلی که میزان سود و موفقیت ما در بازار فارکس را تحت الشعاع قرار می‌دهد، زمان ورود به یک معامله است. ما باید این توانایی، دانش و آگاهی را داشته باشیم که در سریع‌ترین زمان ممکن وارد روندی شویم که به تدریج دارد در بازار به وجود می‌آید. در واقع اگر می‌خواهیم در بازار فارکس سود کنیم، باید موج‌سواری را یاد بگیریم تا بتوانیم نوسان حداکثری قیمت را بگیریم. یکی از مشکلاتی که معامله‌گران مبتدی دارند، همین است. آن‌ها زمانی وارد یک معامله یا موقعیت می‌شوند که کار از کار گذشته و روند به اوج خودش رسیده است. در واقع آن‌ها با هدف رسیدن به سود عالی وارد بازار می‌شوند، بی‌خبر از اینکه بازار به زودی ریزش خواهد کرد.

یکی از بهترین ابزارهایی که معامله‌گران حرفه‌ای برای نوسان‌گیری و پیدا کردن بهترین نقطه برای ورود به یک معامله سودآور از آن استفاده می‌کنند، الگوهای بازگشتی به ما کمک می‌کنند که بفهمیم نوسانات بازار چه وضعیتی دارند. ممکن است یک روند نزولی در بازار مدتی بعد صعودی شود یا اینکه یک روند صعودی، چند روز بعد شکلی نزولی به خودش بگیرد. الگوهای بازگشتی فارکس به ما نشان می‌دهد که بازار دچار چه تغییراتی خواهد شد.

در واقع الگوهای بازگشتی فارکس، شکل‌هایی روی نمودار هستند که در پیش‌بینی نواحی بازگشت با احتمال بالا به ما کمک می‌کنند. این الگوها به ما نشان می‌دهند که به احتمال زیاد بازار در آینده چه نوساناتی را تجربه خواهد کرد. به زبان ساده زمانی که قیمت پس از یک توقف، معکوس می‌شود، می‌گوییم یک الگوی معکوس اتفاق افتاده است. در ادامه توضیحات بیشتری پیرامون این الگوها ارائه خواهیم داد:

انواع الگوهای بازگشتی در بازار فارکس

به طور کلی الگوهای بازگشتی به دو دسته صعودی یا گاوی (Bullish) و نزولی یا خرسی (Bearish) تقسیم‌بندی می‌شود. هر کدام از این دو الگو خصوصیات مخصوص به خودشان را دارند.

الگوهای بازگشتی صعودی (Bullish Reversal Patterns)

الگوهای بازگشتی صعودی زمانی به کار می‌آید که یک روند صعودی در بازار حاکم باشد. گاهی اوقات روند صعودی مدتی متوقف و نزولی می‌شود ولی پس از مدتی دوباره به روند صعودی خودش برمی‌گردد و آن روند را ادامه می‌دهد. الگو هایبازگشتی صعودی به ما کمک می‌کنند که پیش‌بینی کنیم حرکت نزولی فعلی دوباره به روند صعودی برمی‌گردد.

الگوهای بازگشتی نزولی (Bearish Reversal Patterns)

الگوهای بازگشتی نزولی زمانی به کار می‌آید که یک روند نزولی بر بازار حاکم باشد و پس از مدتی متوقف و صعودی شود. در این مواقع معمولاً معامله‌گران مبتدی شگفت‌زده می‌شوند و تصمیم می‌گیرند که وارد معامله شوند؛ غافل از اینکه قیمت‌ها چند روز یا هفته آینده مجدداً نزولی می‌شود. این الگوها به شما کمک می‌کند که بازار را تحلیل کنید و پیش‌بینی کنید که بازار در آینده دوباره نزولی خواهد شد.

الگوهای بازگشتی مهم در بازار فارکس

سه نوع الگوی بازگشتی وجود دارد که مهم‌تر از سایر انواع الگوها است. این سه نوع الگو، سر و شانه (Head and Shoulders)، دو سقف (Double Top) و دو کف (Double Bottom) نام دارد. در ادامه توضیحات بیشتری در مورد این الگوها ارائه خواهیم داد:

1. الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگو های بازگشتی

الگوی سر و شانه

همان‌ گونه که در تصویر فوق مشاهده می‌کنید، الگوی سر و شانه یک الگوی بازگشتی است که سه قله یا سه دره دارد. منظور از سر (Head)، قله وسطی است که از دو قله دیگر ارتفاع بیشتری دارد و شانه‌ها دو قله در سمت چپ و راست سر هستند. اگر دقت کنید این الگو شباهت زیادی به سر و دو شانه انسان دارد. الگوی سر و شانه به دو دسته سر و شانه سقف و سر و شانه کف تقسیم‌بندی می‌شود.

یکی از اجزای اصلی و اساسی الگوی سر و شانه، خط گردن یا نک لاین (Neck Line) است. خط گردن همان‌طور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، همان خطی است که محل برخورد سر و دو شانه را به هم متصل می‌کند. نکته‌ای که باید در مورد این خط در نظر بگیرید این است که هر چه شیب کمتر و ملایم‌تری داشته باشد، اعتبار خط گردن بیشتر می‌شود. در صورتی که می‌خواهید در الگوی بازگشتی موفق باشید و سود بالایی از آن خود کنید، باید سفارش حد ضرر خود را بالای شانه راست (آخرین شانه الگوی سر و شانه) قرار دهید.

2. الگوی دو سقف یا سقف دو قلو (Double Top)

الگو های بازگشتی

الگوی دوسقف یا Double Top

الگوی دو سقف یا دابل تاپ یکی از معروف‌ترین و مهم‌ترین الگوهای بازگشتی است. همان‌طور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، در الگوی سقف دو قلو یا دو سقف، قیمت یک بار به سقف خود (سطح مقاومت) می‌رسد و دیگر نمی‌تواند این نقطه اوج را پشت سر بگذارد. به همین خاطر هم یک روند نزولی پیدا می‌کند.

پس از مدتی این روند نزولی متوقف می‌شود و بازار تلاش می‌کند که آن سطح مقاومت قبلی را پشت سر بگذارد و از این رو یک بار دیگر روند صعودی را در پیش می‌گیرد. متأسفانه این بار هم بازار پس از کلی تلاش و کوشش نمی‌تواند سطح مقاومت را بشکند و پس از رسیدن به آن سطح دوباره نزولی می‌شود. شما باید به قدری حرفه‌ای و هوشیار باشید که سفارش حد ضرر خود را در بالای سقف دوم قرار دهید. توجه داشته باشید که سقف دوم کمی پایین‌تر از سقف اول قرار می‌گیرد و ممکن است کاملاً با هم برابر نباشند.

پایین‌ترین سطح در الگوی دو سقف یا سقف دو قلو، خط گردن نامیده می‌شود تا زمانی که قیمت، این خط را نشکند الگوی سقف دو قلو تکمیل نمی‌شود. زمانی می‌توانیم از وجود الگوی دو سقف صحبت کنیم که نک لاین یا همان خط گردن شکسته شود.

3. الگوی دو کف یا کف دو قلو (Double Bottom)

الگو های بازگشتی

الگوی کف دو قلو یا Double Bottom

یکی دیگر از الگوهای بازگشتی مهم، کف دو قلو یا دو کف نام دارد. در این الگو ابتدا بازار یک روند نزولی به خودش می‌گیرد تا به کف (پایین‌ترین نقطه ممکن) یا همان سطح حمایت می‌رسد. در اینجا دیگر امکان پیشروی و افت بیشتر وجود ندارد و بازار صعودی می‌شود. این افزایش تا سطح مقاومت بازار ادامه دارد و سپس دوباره بازار وارد یک روند نزولی می‎شود. این روند نزولی تا نزدیکی سطح حمایت قبلی ادامه پیدا می‌کند و دوباره وارد یک روند صعودی می‌شود. به همین خاطر است که الگوی دو کف یا کف دو قلو شبیه حرف دبلیوی انگلیسی (W) است.

بالاترین نقطه الگوی دو کف یا کف دو قلو (دابل باتم)، خط گردن است. توجه داشته باشید که پیش از شکل‌گیری الگوی دو کف یک روند نزولی مینور یا ماژور به چشم می‌خورد. نکته‌ای که در مورد این نمودار وجود دارد این است که هر چه فاصله زمانی بین این دو کف بیشتر باشد، احتمال درست بودن این الگو هم بالاتر می‌رود. بسیاری از تحلیلگران بر این باور هستند که بین این دو کف باید دست کم سه ماه فاصله زمانی وجود داشته باشد.

مهمترین الگوهای بازگشتی در نمودار شمعی

در این بخش از مقاله قصد داریم با چهار مورد از معروف‌ترین الگوهای بازگشتی در نمودار بازگشتی آشنا شویم. این چهار الگو دوجی، الگوی چکش، الگوی شهاب و اینگالفینگ نام دارد. در ادامه به صورت مفصل با هر کدام از الگوهای بازگشتی نمودار شمعی آشنا خواهیم شد.

1. الگوی شمعی دوجی (Doji)

الگوی شمعی دوجی یکی از معروف‌ترین الگو های بازگشتی است. این الگو زمانی به وجود می‌آید که در یک دوره زمانی قیمت باز و بسته شدن بازار یکسان باشد. در تصویر زیر الگوی شمعی دوجی مشاهده می‌شود. این شمع بدنه ندارد؛ چون قیمت افزایش یا کاهش پیدا نکرده است و قیمت باز و بسته شدن یکسان بوده است.

الگو های بازگشتی

الگوی شمعی دوجی

در تصویر بالا مشاهده می‌کنید که بازار مدتی صعودی می‌شود و مجدداً به روند نزولی برمی‌گردد. به همین خاطر الگوی شمعی دوجی به عنوان یک نشانه برای روند بازگشتی نزولی عمل می‌کند. در واقع وقتی شمع دوجی را در بازار مشاهده می‌کنید می‌توانید به این نتیجه برسید که احتمالاً جهت بازار تغییر خواهد کرد. در واقع وجود شمع دوجی نشان می‌دهد که معامله‌گران دیگر توان چندانی برای وارد کردن فشار روی قیمت را ندارند. از طرفی می‌توان با مشاهده شمع دوجی به وجود شک و تردید در بازار پی برد.

در صورتی که بازار در یک بازه زمانی طولانی یک روند مشخص داشته باشد و ناگهان شمع دوجی شکل بگیرد، احتمالاً به زودی شاهد تغییر جهت بازار خواهیم بود. بنابراین هنگامی که می‌خواهید از احتمال وجود روند بازگشتی در بازار آگاه شوید، حتما از الگوی نمودار دوجی استفاده کنید و دنبال چنین الگویی باشید.

توجه داشته باشید که حتماً نباید قیمت باز و بسته شدن به صورت کامل برابر باشد تا شمع دوجی شکل بگیرد بلکه اگر تفاوت قیمت باز و بسته شدن، اندک هم باشد این کندل یا شمع، دوجی نام دارد و از احتمال روند بازگشتی در بازار خبر می‌دهد. از این رو پیشنهاد می‌دهد به کندل یا شمعی که پس از کندل دوجی شکل می‌گیرد توجه ویژه داشته باشید. شمع‌های دوجی به سه دسته پایه بلند (Long leg)، سنجاقک (Dragonfly) و سنگ قبر (Gravestone) تقسیم‌بندی می‌شوند. هر کدام از این شمع‌های دوجی خصوصیت مربوط به خودشان را دارند. در مقاله‌ای کامل و جامع در این زمینه صحبت خواهیم کرد.

2. الگوی شمعی چکش (Hammer)

الگوی چکش هم مثل الگور شمعی دوجی، یک الگوی تک شمعی است؛ به این معنا که با دیدن یک شمع کافی است به وضعیت بازار پی ببریم. این الگو هم نشان می‌دهد که قرار است وضعیت بازار تغییر کند. این شمع بر خلاف شمع دوجی، بدنه کوچکی دارد. سایه بالایی این الگوی شمعی، کوچک (گاهی اصلاً سایه بالایی ندارد) و سایه پایینی آن بلند است. به تصویر زیر نگاه کنید. این تصویر متعلق به الگوی شمعی چکش است. به این نکته توجه داشته باشید که روند قبل از الگوی شمعی چکش، نزولی و در نتیجه روند بعدی آن صعودی است.

الگو های بازگشتی

الگوی شمعی چکش یا Hammer

کندل یا شمع چکش به شما کمک می‎کند که وجود الگوی بازگشتی را در بازار پیش‌بینی کنید و بفهمید که احتمالاً در آینده نزدیک بازار روند نزولی به خودش می‌گیرد. وقتی می‌خواهید از الگوهای نمودار شمعی برای پیش‌بینی روند بازار استفاده کنید، به سایه کندل (خطوط نازک در بالا و پایین شمع) توجه داشته باشید. وقتی شمع یک سایه بلند دارد، نمایانگر این است که حجم معاملات و تقابل بین خریداران و فروشندگان بالا است. در واقع هر چه سایه بلندتر باشد، حجم معاملات در بازار بیشتر است.

وقتی سایه بلندی در زیر یک شمع یا کندل به وجود می‌آید بدانید که فروشندگان دارند تمام تلاش و کوشش خودشان را به کار می‌بندند که قیمت را کاهش دهند ولی فروشندگان هم دارند با خریدهای خود در برابر آن‌ها مقاومت می‌کنند و تلاش می‌کنند که قیمت را بالا بیاورند. در واقع فروشندگان و خریداران می‌خواهند تلاش یکدیگر را خنثی کنند.

3. الگوی شمعی شهاب (Shooting Star)

الگوی شمعی شهاب یا شهاب سنگ عکس الگوی شمعی چکش عمل می‌کند. در واقع قبل از کندل شهاب، یک روند صعودی و پس از آن یک روند نزولی داریم. به شکل زیر توجه داشته باشید. در الگوی شهاب سنگ سایه بلند کندل در بالای آن قرار می‌گیرد.

الگوی شمعی شهاب یا Shooting Star

سه شرط برای به وجود آمدن الگوی شمعی شهاب وجود دارد. شرط اول این است که قبل از کندل، شاهد یک روند صعودی باشیم. دومین شرط این است که سایه بلندی در بالای شمع قرار گرفته باشد. سومین شرط این است که شمع بعدی پایین‌تر از قسمت شهاب سنگ قرار بگیرد. توجه داشته باشید که الگوی شمعی شهاب سنگ نشان می‌دهد که در آینده وارد یک روند نزولی خواهیم شد.

4. الگوی بازگشتی پوششی یا اینگالفینگ (Engulfing)

آخرین الگو از الگوهای بازگشتی که در این نمودار مورد بررسی قرار می‌دهیم، الگوی بازگشتی پوششی یا اینگالفینگ نام دارد. سه الگوی شمعی قبلی تک شمعی بودند ولی این الگو دو شمعی است؛ یعنی برای پی بردن به چنین الگویی باید دو شمع مجاور را مورد ارزیابی نقد و بررسی قرار داد. تصویر زیر بیانگر الگوی بازگشتی پوششی یا اینگالفینگ است.

الگوی بازگشتی پوششی یا Engulfing

در این الگو دو شمع مجاور هم دیده می‌شود که شمع دوم خیلی سریع شمع اول را پوشش می‌دهد. منظور از پوشش این است که بالا و پایین بدنه شمع دوم، از بالا و پایین بدنه شمع اول فراتر می‌رود. به زبان ساده‌تر بالای شمع دوم بالاتر از بالای شمع اول و پایین شمع دوم، پایین‌تر در پایین شمع اول است. با نگاه به تصویر بالا می‌توانید این موضوع را به خوبی مشاهده کنید.

متخصصان بازار فارکس بر این باور هستند که هر چه بدنه کندل پوششی بزرگ‌تر باشد، روند بازار مشخص‌تر و واضح‌تر است. به کندل دوم کندل پوششی گفته می‌شود و وقتی الگوی شمعی پوششی به وجود بیاید، بازار همان مسیر شمع دوم (شمع پوششی) را ادامه خواهد داد.

دو نوع الگوی شمعی اینگالفینگ داریم. یک نوع صعودی و نوع دیگر نزولی است. الگوی پوششی صعودی در پایان یک روند نزولی و الگوی پوششی نزولی در پایان یک روند صعودی به وجود می‌آید.

یادگیری تحلیل تکنیکال فارکس؛ ضامن موفقیت شما در این بازار

برای موفقیت در بازار فارکس باید دانش معامله‌گری و تحلیل این بازار را بیاموزیم. دو نوع از مهم‌ترین تحلیل‌هایی که می‌توانیم بیاموزیم و در بازار تبادلات ارزی به موفقیت دست پیدا کنیم، تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال است. آشنایی با این دو تحلیل و ابزارهای آن‌ها می‌تواند ما را به معامله‌گر موفق تبدیل کند. الگوهای بازگشتی یکی از بهترین ابزارهای تحلیل تکنیکال هستند که به ما کمک می‌کند بیشترین بهره را از نوسانات بازار ببریم.

در صورتی که از این مقاله لذت بردید و برای شما مفید بود پیشنهاد می‌شود مقاله نرم افزار معاملاتی متاتریدر 5 را مطالعه کنید تا با یکی دیگر از ابزارهای عالی برای موفقیت در فارکس آشنا شوید. آیا تاکنون از الگوهای بازگشتی در معاملات خود استفاده کرده‌اید؟ از نظر شما این الگوها چه مزایا و معایبی دارند؟ چه زمانی بیشترین و بهترین کارایی را از خود نشان می‌دهند؟ لطفاً پرسش‌ها، پیشنهادها و نظرهای خود را با ما به اشتراک بگذارید.

معرفی پنج الگوی شمعی برتر

معرفی پنج الگوی شمعی برتر

سنا نجفیان

سنا نجفیان جمعه 28 شهریور 1399

نمودارهای شمعی اطلاعاتی در مورد بازگشت یا ادامه‌‌ روند به شما می‌‌دهند. شمع‌‌ها به دلیل تنوع رنگیشان، الگوهایی برای پیش‌‌بینی جهت قیمت هستند. این شمع‌‌ها در قرن ۱۸م به دست تاجران برنج در ژاپن ایجاد شدند. کتابی که در سال ۲۰۰۸ منتشر شده، تعدادی از بهترینِ این الگوها را معرفی کرده تا بهترین معامله را انجام دهید.

نمودارهای شمعی ابزاری فنی برای جمع‌‌آوری داده در بازه‌‌های زمانی متفاوت است. این نمودارها از نمودارهای میله‌‌ای معمولی که فقط بالا و پایین قیمت را نشان می‌‌دهند (OHLC)، یا خط و نقطه‌‌هایی که قیمت بسته شدن را نشان می‌‌دهند مفیدتر است.

شمع‌‌ها به دلیل تنوع رنگیشان، الگوهایی برای پیش‌‌بینی جهت قیمت هستند. این شمع‌‌ها در قرن ۱۸م به دست تاجران برنج در ژاپن تولید شدند. در سال ۱۹۹۱، استیو نیسون (Steve Nison) الگوهای شمعی را در کتاب محبوب خود آورد: “نمودارهای شمعی به روش ژاپنی”.

بسیاری از تاجران از این نمودارها استفاده می‌‌کنند. این نمودارها نام‌‌های متنوعی نیز دارند مانند پوشش ابر سیاه خرسی، ستاره‌‌ی شبانگاهی و ۳ کلاغ سیاه. به علاوه، الگوهای تک‌‌میله‌‌ای مانند دوجی و چکش در رده‌‌ی استراتژی‌‌های کوتاه یا بلندمدت قرار می‌‌گیرند.

اعتماد به الگوهای شمعی

همه‌‌ی این الگوها کارکرد مناسبی ندارند. محبوبیت زیاد آن‌‌ها اعتماد به آن‌‌ها را سخت کرده زیرا اکنون توسط الگوریتم‌‌های صندوق‌‌های سرمایه گذاری ساخته می‌‌شوند. این صندوق‌‌ها بر اجرای سرعت نور (Lightning-speed) پایه‌‌گذاری شده اند تا با خرده‌‌سرمایه‌‌گذاران و مدیران سنتی که تحلیل استراتژی‌‌های فنی عامه‌‌پسند را اجرا می‌‌کنند، مقابله کنند.

به عبارت دیگر، این صندوق‌‌ها از نرم‌‌افزارهایی برای شناسایی مشترکانی که از وضعیت‌‌های خرسی و گاوی سود بسیار کسب می‌‌کنند، استفاده می‌‌کنند. در عین حال، الگوهای قابل اعتماد هم وجود دارند و به شما فرصت‌‌های سرمایه گذاری کوتاه یا بلندمدت را نشان می‌‌دهند.

در این مقاله پنج الگوی شمعی را معرفی می‌‌کنیم که کارآمد بوده‌اند. هر کدام در بازه‌‌ی قیمتی خود، قیمت‌‌های بالا و پایین را پیش‌‌بینی می‌‌کنند. آن‌‌ها به دو روش نسبت به زمان حساسند: اول، آن‌‌ها فقط در محدوده‌‌ی زمانی نمودار، یعنی کم‌‌تر از یک روز، روزانه، هفتگی یا ماهانه عمل می‌‌کنند. دوم، توانایی آن‌‌ها پس از ۳ تا ۵ شمع، کاهش می‌‌یابد.

پنج الگوی شمعی برتر

این تحلیل بر پایه‌‌ی کار توماس بولکوفسکی (Thomas Bulkowski) انجام شده است. او در سال ۲۰۰۸ در کتاب “دایره‌‌المعارف نمودارهای شمعی” این الگوها را رده‌‌بندی کرد. او برای الگوها، دو نتیجه در نظر گرفت: بازگشت و ادامه. الگوهای بازگشت شمعی یک تغییر بزرگ در جهت قیمت را هشدار می‌‌دهند و الگوهای ادامه، امتداد روند فعلی را پیش‌‌بینی می‌‌کنند.

تقاطع سه خط (three line strike)

تقاطع سه خط گاوی الگوی بازگشتی است که سه شمع سیاه را در روند نزولی نشان می‌‌دهد. هر شمع قیمت پایینِ پایین‌‌تری دارد و در قیمت پایین خود بسته می‌‌شود. شمع چهارم پایین‌‌تر از همه‌‌ی آن‌‌ها بازگشایی می‌‌شود ولی دچار بازگشت شده و بالای شمع اول، بسته می‌‌شود. بولکوفسکی می‌‌گوید این بازگشت، قیمت‌‌های بالاتر را با دقت ۸۴% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

تقاطع سه خط گاوی الگوی بازگشتی است که سه شمع سیاه را در روند نزولی نشان می‌‌دهد. هر شمع قیمت پایینِ پایین‌‌تری دارد و در قیمت پایین خود بسته می‌‌شود. شمع چهارم پایین‌‌تر از همه‌‌ی آن‌‌ها بازگشایی می‌‌شود ولی دچار بازگشت شده و بالای شمع اول، بسته می‌‌شود. بولکوفسکی می‌‌گوید این بازگشت، قیمت‌‌های بالاتر را با دقت ۸۴% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

دو شکاف سیاه (two black gapping)

دو فاصله‌‌ سیاه خرسی یک الگوی ادامه است که پس از یک افزایش قیمت در روند صعودی اتفاق می‌‌افتد. در این الگو پس از یک فاصله از شمع اول، دو شمع سیاه قرار می‌‌گیرند و پایین‌‌ترین قیمتِ پایین ایجاد می‌‌شود. این الگو می‌‌گوید کاهش قیمت حتی از این بیشتر هم می‌‌شود و یک روند نزولی بزرگ‌‌مقیاس تولید می‌‌شود. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو، قیمت‌‌های پایین را با دقت ۶۸% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

دو فاصله‌‌ سیاه خرسی یک الگوی ادامه است که پس از یک افزایش قیمت در روند صعودی اتفاق می‌‌افتد. در این الگو پس از یک فاصله از شمع اول، دو شمع سیاه قرار می‌‌گیرند و پایین‌‌ترین قیمتِ پایین ایجاد می‌‌شود. این الگو می‌‌گوید کاهش قیمت حتی از این بیشتر هم می‌‌شود و یک روند نزولی بزرگ‌‌مقیاس تولید می‌‌شود. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو، قیمت‌‌های پایین را با دقت ۶۸% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

سه کلاغ سیاه (three black crows)

این الگو، آغاز بازگشت قیمت را در جایی نزدیک به قیمت بالایِ یک روند صعودی، پیش‌‌بینی می‌‌کند. این میله‌‌های سیاه پایین‌‌ترین کف را نشان می‌‌دهند و در قیمت پایینِ شمع‌‌ها بسته می‌‌شوند. الگوی ۳ کلاغ کاهش را تا پایین‌‌ترین قیمت کف پیش‌‌بینی می‌‌کند و احتمال یک روند نزولی بزرگ‌‌مقیاس را نشان می‌‌دهد. خرسی‌‌ترین حالت در قیمت بالای جدید (نقطه‌‌ی A در نمودار) اتفاق می‌‌افتد. در این نقطه خریداران به دام می‌‌افتند. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو قیمت‌‌های پایین را با دقت ۷۸% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

این الگو، آغاز بازگشت قیمت را در جایی نزدیک به قیمت بالایِ یک روند صعودی، پیش‌‌بینی می‌‌کند. این میله‌‌های سیاه پایین‌‌ترین کف را نشان می‌‌دهند و در قیمت پایینِ شمع‌‌ها بسته می‌‌شوند. الگوی ۳ کلاغ کاهش را تا پایین‌‌ترین قیمت کف پیش‌‌بینی می‌‌کند و احتمال یک روند نزولی بزرگ‌‌مقیاس را نشان می‌‌دهد. خرسی‌‌ترین حالت در قیمت بالای جدید (نقطه‌‌ی A در نمودار) اتفاق می‌‌افتد. در این نقطه خریداران به دام می‌‌افتند. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو قیمت‌‌های پایین را با دقت ۷۸% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

ستاره‌‌ عصرگاهی (Evening Star)

ستاره‌‌ی عصرگاهی خرسی، با یک شمع سفید بلند که در روند رو به بالا قرار دارد شروع می‌‌شود و یک قیمت بالا را می‌‌سازد. پس از یک فاصله، شمع بعدی، بالاتر قرار می‌‌گیرد ولی به دلیل نبود خریداران معتبر، شمع خیلی کوتاه می‌‌شود. پس از یک فاصله شمع سوم قرار می‌‌گیرد و الگو کامل می‌‌شود. این الگو کاهش را تا پایین‌‌ترین قیمت پایین ادامه می‌‌دهد و یک روند نزولی بزرگ‌‌مقیاس را پیش‌‌بینی می‌‌کند. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو قیمت‌‌های پایین را با دقت ۷۲% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

ستاره‌‌ی عصرگاهی خرسی، با یک شمع سفید بلند که در روند رو به بالا قرار دارد شروع می‌‌شود و یک قیمت بالا را می‌‌سازد. پس از یک فاصله، شمع بعدی، بالاتر قرار می‌‌گیرد ولی به دلیل نبود خریداران معتبر، شمع خیلی کوتاه می‌‌شود. پس از یک فاصله شمع سوم قرار می‌‌گیرد و الگو کامل می‌‌شود. این الگو کاهش را تا پایین‌‌ترین قیمت پایین ادامه می‌‌دهد و یک روند نزولی بزرگ‌‌مقیاس را پیش‌‌بینی می‌‌کند. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو قیمت‌‌های پایین را با دقت ۷۲% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

بچه‌‌ رهاشده (Abandoned Baby)

الگوی بچه‌‌ی رهاشده یک الگوی بازگشت است که با یک سری شمع سیاه، پایین‌‌ترین قیمت در روند رو به پایین را نشان می‌‌دهد. پس از یک فاصله از شمع اول، یک دوجی کوتاه در یک روند نزولی تولید می‌‌شود که قیمت بازگشایی و بسته شدنش یکسان است. پس از یک فاصله، شمع سوم در روند صعودی قرار می‌‌گیرد و الگو کامل می‌‌شود. این الگو روند صعودی را پیش‌‌بینی می‌‌کند. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو قیمت‌‌های بالا را با دقت ۷۰% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

الگوی بچه‌‌ی رهاشده یک الگوی بازگشت است که با یک سری شمع سیاه، پایین‌‌ترین قیمت در روند رو به پایین را نشان می‌‌دهد. پس از یک فاصله از شمع اول، یک دوجی کوتاه در یک روند نزولی تولید می‌‌شود که قیمت بازگشایی و بسته شدنش یکسان است. پس از یک فاصله، شمع سوم در روند صعودی قرار می‌‌گیرد و الگو کامل می‌‌شود. این الگو روند صعودی را پیش‌‌بینی می‌‌کند. بولکوفسکی می‌‌گوید این الگو قیمت‌‌های بالا را با دقت ۷۰% پیش‌‌بینی می‌‌کند.

سخن پایانی

الگوهای شمعی توجه خریداران و فروشندگان را به خود جلب می‌‌کند ولی بسیاری از نشانه‌‌های بازگشت و ادامه، در فضای الکترونیک مدرن، کارساز نیستند. خوشبختانه، بولکوفسکی، دقت‌‌های نامعمول را برای تعداد کمی از این الگوها نشان می‌‌دهد.

برای استفاده از اطلاعاتی که با نگاه کردن به نمودارهای شمعی به دست می‌‌آیند، به یک دلال بورس نیاز دارید. اینوستوپدیا (Investopedia) تعدادی از بهترین دلال‌‌های آنلاین را در اختیار شما گذاشته و با آن می‌‌توانید بهترین دلال را پیدا کنید.

12 الگو در نمودارهای شمعی که باید بشناسید

الگوهای شمعی بی‌شماری در طول یک قرن اخیر توسط معامله‌گران و تحلیل‌گران بازار شناسایی شده‌اند که می‌توانند به شما در تشخیص نقاط کلیدی حرکت قیمت در یک نمودار شمعی کمک کنند.

نمودارهای شمعی از جمله پرکاربردترین ابزارهای تکنیکال در تحلیل حرکات قیمت دارایی‌های مختلف به شمار می‌روند. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران صدها سال است از این نمودارها برای یافتن الگوهای تکرارشونده‌ای که ممکن است نشان‌دهنده جهت بعدی حرکت قیمت‌ها باشد، کمک می‌گیرند. اگرچه، نمودارهای شمعی با تمام سادگی ظرائف و پیچیدگی‌های مخصوص به خود را دارند. در نتیجه خواندن و تفسیر درست آنها در نگاه اول و بدون تمرین کافی ممکن نیست. از آنجا که تفسیر درست اطلاعات نمایش‌داده شده در این نمودارها یکی از ملزومات موفقیت در بازارهای مالی است، آشنایی با الگوهای شمعی پرتکرار برای همه فعالان بازار ضروری است.

اگر این نخستین باری است که با این نمودارها روبرو می‌شوید و نمی‌دانید چطور باید آنها را بخوانید، پیشنهاد می‌کنیم سری به مقاله راهنمای مقدماتی نمودار الگوهای شمعی بزنید، تا با مقدمات کار آشنا شوید. اما اگر با نحوه خواندن این نمودارها آشنا هستید و می‌خواهید بهتر بتوانید آنها را تفسیر و درباره رفتار قیمت نتیجه‌گیری کنید، این مطلب را از دست ندهید.

چطور از الگوهای شمعی استفاده کنیم؟

الگوهای شمعی بی‌شماری در طول یک قرن اخیر توسط معامله‌گران و تحلیل‌گران بازار شناسایی شده‌اند که می‌توانند به شما در تشخیص نقاط کلیدی حرکت قیمت در یک نمودار شمعی کمک کنند. از این الگوها در تمامی بازارهای مالی استفاده می‌شود و در معاملات روزانه، نوسان‌گیری و حتی سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت بکار می‌روند. برخی از این الگوها به معامله‌گران کمک می‌کنند توازن بین خریداران و فروشندگان یا عرضه و تقاضا را بهتر درک کنند. در حالی که نمودارهای دیگری هم هستند که نشان‌دهنده تغییر روند از صعودی به نزولی یا بالعکس، تداوم روند خنثی یا عدم قطعیت در بازار هستند.

البته باید به این نکته توجه داشته باشید که الگوهای شمعی به‌تنهایی نمی‌توانند به‌عنوان سیگنال‌های خرید یا فروش رمز ارزها بکار روند. بلکه به شما کمک می‌کنند ساختار حرکات قیمت در بازار را بهتر درک کرده و فرصت‌های مناسب را بهتر شکار کنید. بنابراین، همیشه باید به الگوهای شمعی در نمودارهای قیمت به شرایطی که باعث ایجاد آنها شده هم توجه کنید. در اینجا منظور از شرایط تنها وجود یک الگوی بخصوص تکنیکال در چارت قیمت نیست، بلکه می‌تواند دربرگیرنده شرایط کلی بازارهای مالی، عوامل بنیادی و سایر موارد تاثیرگذار بر قیمت باشد.

در نتیجه الگوهای شمعی، مثل تمامی ابزارهای تحلیل تکنیکال بازار، وقتی واقعا مفید هستند که در کنار مجموعه‌ای از ابزارها و روش‌های دیگر تحلیل بکار گرفته شوند. ترکیب بهترین روش‌های تحلیل تکنیکال بازار رمزارزها از جمله استفاده از اندیکاتورهایی مثل خطوط روند، میانگین‌های متحرک، شاخص قدرت نسبی یا RSI، شاخص RSI تصادفی، باندهای بولینگر، ابرهای ایشوموکو و نشان‌گر MACD با تفسیر درست الگوهای شمعی قیمت می‌تواند به شما کمک کند با تقریب مناسبی رفتارهای قیمت دارایی‌های موردنظر خود را پیش‌بینی کنید.

بخصوص اگر بتوانید از روش‌های پیشرفته‌تری مانند نظریه موجی الیوت، روش وایکف و نظریه داو در تحلیل کلان اقتصادی و قیمتی بازار بهره ببرید. اگر با این اندیکاتورهای تکنیکال و کاربرد آنها آشنا نیستید، می‌توانید به این مقاله مراجعه کنید. اما اگر با ابزارهای رایج تحلیل تکنیکال یا TA بازار آشنا هستید و می‌خواهید الگوهای رایج در نمودارهای قیمت را بیشتر بشناسید، با ما همراه باشید.

الگوهای شمعی بازگشتی صعودی

الگوهایی هستند که معمولا نشان‌دهنده تمایل قیمت برای تغییر روند از نزولی به صعودی هستند.

الگوی چکش یا Hammer شامل یک کندل بدون سایه یا با سایه‌ای کوتاه در بالا و سایه‌ای بلند در پایین بدنه است که طول سایه آن حداقل دو برابر طول بدنه باشد و در انتهای یک روند نزولی تشکیل شود. مشاهده این الگو به‌ این معنی است که با وجود فشار بالای فروش، خریداران موفق به بالا بردن قیمت و رساندن آن به نزدیکی قیمت شروع یا Opening Price کندل شده‌اند. یک کندل چکش می‌تواند سبز (صعودی) یا قرمز (نزولی) باشد، هرچند چکش‌های صعودی یا سبزرنگ می‌توانند به‌معنی افزایش قیمت بیشتر باشند.

الگوی چکش یا Hammer

چکش معکوس

تفاوت اصلی الگوی چکش با الگوی چکش معکوس یا Inverted Hammer، که به چکش برعکس هم معروف است، در محل قرارگیری سایه‌های کندل است که به جای پایین در بالای آن قرار دارد. اما اینجا هم درست مثل الگوی چکش، طول سایه بالای کندل باید حداقل دوبرابر طول بدنه کندل مورد نظر باشد. الگوی چکش معکوس در کف یک روند نزولی مشاهده می‌شود و می‌تواند به‌معنی تغییر احتمالی روند به صعودی باشد. سایه بلند بالای کندل در این الگو نشان می‌دهد با وجود تلاش فروشندگان برای پایین‌تر بردن قیمت و رساندن آن به پایین قیمت شروع کندل، روند کاهشی پیوسته آن متوقف شده و خریداران احتمالا به‌زودی کنترل بازار را در دست خواهند گرفت. کندل چکش معکوس هم می‌تواند سبز (صعودی) یا قرمز (نزولی) باشد، هرچند تشکیل الگوی چکش معکوس روی یک کندل صعودی احتمال معکوس شدن روند را بالاتر می‌برد.

الگوی چکش معکوس یا Inverted Hammer

سه سرباز سفید

الگوی سه سرباز سفید شامل سه کندل صعودی پشت هم است که نقطه شروع یا Opening Price هر سه آنها در محدوده بدنه کندل قبلی قرار گرفته و نقطه پایان یا Closing Price‌ شان هم در سطحی بالاتر از بالاترین نقطه کندل قبلی باشد. در بهترین حالت، این کندل‌ها سایه‌های پایینی کوتاهی دارند که نشان‌دهنده وجود فشار خرید و افزایش قیمت‌ها است. همچنین، اندازه بدنه کندل‌ها و سایه‌های آنها می‌تواند به ما نشان‌دهد روند صعودی فعلی ادامه دار خواهد بود، یا ممکن است دوباره قیمت‌ها اصلاح شوند. طبیعی است هرچه کندل‌ها بدنه طولانی‌تر و سایه‌های پایینی کوتاه‌تری داشته‌ باشند، روند صعودی از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود.

الگوی سه سرباز سفید یا Three White Soldiers

هارامی صعودی

الگوی هارامی صعودی از یک کندل نزولی بلند و یک کندل صعودی کوتاه‌تر بعدی تشکیل شده که در آن طول بدنه و سایه کندل صعودی از محدوده بدنه کندل نزولی خارج نشده است. مشاهده تاثیر این الگو ممکن است یکی دو روزی به‌طول بیانجامد و نشان‌دهنده این نکته است که مومنتوم نزولی و قدرت فروشندگان رو به کاهش گذاشته و ممکن است به‌زودی روند قیمت تغییر کند.

الگوی هارامی صعودی یا Bullish Harami

الگوهای شمعی بازگشتی نزولی

الگوهایی هستند که معمولا نشان‌دهنده تمایل قیمت برای تغییر روند از صعودی به نزولی هستند.

مرد آویزان

الگوی مرد آویزان یا Hanging Man معادل نزولی الگوی چکش به شمار می‌رود. این الگو معمولا در انتهای یک روند صعودی به‌صورت یک کندل با بدنه کوتاه، بدون سایه بالایی یا با سایه بالایی بسیار کوتاه و سایه پایینی بسیار بلند دیده می‌شود. وجود سایه پایینی بلند در این کند به این معنی است که خریداران موفق شده‌اند علی‌رغم فشار سنگین فروش کنترل را در دست گرفته و از ریزش قیمت جلوگیری کنند. هرچند، شروع فروش گسترده پس از یک روند طولانی صعودی می‌تواند هشداری در نظر گرفته شود که نشان می‌دهد فروشندگان احتمالا به‌زودی کنترل بازار را در دست خواهند گرفت.

الگوی مرد آویزان یا Hanging Man

الگوی شهاب‌سنگ

الگوی شهاب‌سنگ یا Shooting Star یک کندل با سایه‌ای طولانی در بالا و سایه پایینی کوتاه یا بدون سایه پایینی است که بدنه‌ای کوتاه دارد که هرچه به پایین کندل نزدیک باشد، بهتر است. کندل الگوی شهاب‌سنگی شکلی مشابه چکش معکوس دارد، اما در انتهای یک روند صعودی تشکیل می‌شود. مشاهده این الگو به این معنی است که قیمت به سقف رسیده، اما در ادامه فروشندگان کنترل بازار را در دست گرفته و قیمت را به پایین هدایت کرده‌اند. برخی معامله‌گران با مشاهده این الگو وارد بازار شده و اقدام به فروش می‌کنند تا از حداکثر جابجایی قیمت استفاده کنند. هرچند، اغلب معامله‌گران ترجیح می‌دهند تا چند کندل پس از تشکیل این الگو صبر کنند تا نزولی بودن روند با تشکیل کندل‌های نزولی بعدی تایید شود.

الگوی شهاب‌سنگ یا Shooting Star

سه کلاغ سیاه

الگوی سه کلاغ سیاه یا Three Black Crows از سه کندل نزولی پشت هم تشکیل شده که قیمت شروع آنها در محدوده بدنه کندل قبلی و قیمت پایان آنها پایین‌تر از آن باشد. این الگو، معادل نزولی الگوی سه سرباز سفید به شمار می‌رود. در نتیجه هرچقدر سایه‌های بالایی کندل‌ها کوتاه‌تر باشد بهتر است، چرا که نشان‌دهنده پیوسته بودن فشار فروش و روند نزولی قیمت است. همچنین، درست مثل الگوی سه سرباز سفید، با ارزیابی طول بدنه و سایه‌های کندل‌ها می‌توانید با تقریب خوبی احتمال تداوم روند نزولی را پیش‌بینی کنید.

الگوی سه کلاغ سیاه یا Three black crows

هارامی نزولی

الگوی هارامی نزولی از یک کندل صعودی بلند و یک کندل نزولی کوتاه‌تر بعدی تشکیل شده که در آن طول بدنه و سایه کندل نزولی از محدوده بدنه کندل صعودی خارج نشده باشد. مشاهده تاثیر این الگو هم ممکن است به یکی دو روز زمان نیاز داشته باشد و در پایان روندهای صعودی دیده می‌شود. تشکیل این الگو نشان‌دهنده این نکته است که مومنتوم صعودی و قدرت خریداران رو به کاهش گذاشته و ممکن است به‌زودی به انتها برسد.

الگوی هارامی نزولی یا Bearish Harami

الگوی ابر سیاه

الگوی ابر سیاه یا Dark Cloud Cover یک کندل نزولی است که قیمت شروع آن بالاتر از قیمت پایانی کندل صعودی قبلی و قیمت پایانی آن پایین‌تر از نقطه میانی آن کندل باشد. معمولا، مشاهده این الگو همراه با افزایش قابل توجه حجم معاملات است و از تغییر جهت مومنتوم بازار از صعودی به نزولی خبر می‌دهد. لازم به ذکر است بسیاری از معامله‌گران برای اطمینان بیشتر از تغییر روند، تا تشکیل دومین کندل نزولی بعد از این الگو صبر می‌کنند.

الگوی ابر سیاه یا Dark Cloud Cover

الگوهای شمعی تداومی

به الگوهایی گفته می‌شود که مشاهده آنها معمولا نشان‌دهنده تمایل قیمت برای تداوم روند صعودی یا نزولی فعلی خود است.

الگوی شمعی سه‌گانه صعودی

همان‌طور که از نام الگوی شمعی سه‌گانه صعودی یا Rising three methods پیداست، در روندهای صعودی مشاهده می‌شود. در این الگو پس از ثبت سه کندل نزولی متوالی با بدنه‌‌های کوتاه در نمودار قیمت، روند صعودی با تشکیل یک کندل سبز جدید ادامه پیدا می‌کند. در بهترین حالت این الگو، کندل‌های قرمز نباید از محدوده کندل صعودی قبل از خود خارج شوند. هرچند، الگوهای بازگشتی شمعی اگر این کندل‌ها کمی از محدوده کندل صعودی قبلی خود خارج شوند هم اعتبار الگو زیر سوال نمی‌رود. تداوم روند در این الگو هم با تشکیل یک کندل صعودی بلند پس از سه کندل نزولی تایید می‌شود و نشان‌دهنده این واقعیت است که خریداران مجددا کنترل روند قیمت را در دست گرفته‌اند.

الگوی سه‌گانه صعودی یا Rising three methods

الگوهای شمعی سه‌گانه نزولی

این الگو دقیقا معکوس الگوی سه‌گانه صعودی ست و نشان‌دهنده تداوم روند نزولی پس از یک وقفه کوتاه است.

سه‌گانه نزولی یا Falling three methods

دوجی(Doji)

الگوی دوجی یا Doji وقتی تشکیل می‌شود که قیمت شروع و پایان یک کندل یکسان بوده (یا بسیار نزدیک به هم قرار داشته باشند) و عملا بدنه‌ای وجود نداشته باشد. البته برای تشکیل الگوی دوجی نیازی نیست قیمت ثابت بماند، بلکه می‌تواند در طول بازه تشکیل کندل بالا و پایین رفته و سایه‌های بلندی هم تشکیل دهد. اما در نهایت، قیمت پایانی کندل باید مساوی یا بسیار نزدیک به قیمت شروع آن باشد. مشاهده الگوی دوجی به‌معنی ورود بازار به حالت عدم قطعیت و توازن قوای بین خریداران و فروشندگان است. با این حال، برای تفسیر درست معنی الگوی دوجی، باید به شرایط زمینه‌ای بازار هم توجه داشته باشید. یک کندل دوجی بسته به این که خط شروع/پایان قیمت در بالا یا پایین بدنه قرار گرفته باشد، می‌تواند اسامی مختلفی داشته الگوهای بازگشتی شمعی باشد:

  • دوجی سنگ‌قبری – یا Gravestone Doji یک کندل بازگشتی نزولی است که سایه بالایی بلندی دارد و خط قیمت شروع/پایان نزدیک به پایین بدنه تشکیل شده است.

طبق تعریف کلاسیک دوجی، خطوط قیمت شروع و پایان باید دقیقا منطبق بر یکدیگر باشند. اما اگر این دو خط دقیقا در یک سطح قرار نداشته‌باشند اما بسیار به هم نزدیک باشند چطور؟ در بازارهای کلاسیک به چنین الگوی کندلی فرفره‌ای یا Spinning Top گفته می‌شود و نشان‌دهنده نتیجه مساوی در نبرد خریداران و فروشندگان برای افزایش و کاهش قیمت در بازه زمانی یک کندل است. هرچند، از آنجا که بازار رمزارزها معمولا تلاطم بالایی دارد الگوی دوجی کامل و بی‌نقص به‌ندرت در نمودارهای قیمت آن مشاهده می‌شود. در نتیجه، در بازار رمزارزها معمولا الگوی فرفره‌ای هم‌ارز الگوی دوجی در نظر گرفته می‌شود.

الگوهای قیمتی مبتنی بر شکاف‌های قیمتی

بسیاری از الگوهای کندلی براساس شکاف‌های قیمتی ایجاد شده در نمودارها تعریف می‌شوند. شکاف قیمت وقتی تشکیل می‌شود که قیمت شروع یک کندل بالاتر یا پایین‌تر از قیمت پایانی کندل قبلی باشد و بین این دو فاصله‌ای قابل تشخیص ایجاد کند. از آنجا که بازارهای رمزارزی 24 ساعته هستند و تعطیلی ندارند، معمولا الگوهای مبتنی بر شکاف قیمت در آنها دیده نمی‌شود. به‌علاوه، از آنجا که مشاهده این الگوها در بازارهای رمزارزی معمولا با کاهش نقدینگی بازار و افزایش شکاف بین قیمت خرید و فروش دیده می‌شود، خیلی نمی‌توانند به‌عنوان سیگنال‌هایی موثر مورد استفاده قرار بگیرند.

جمع‌بندی

هر معامله‌گری باید با الگوهای شمعی و نحوه تفسیرشان آشنا باشد، حتی اگر نخواهد براساس داده‌های این الگوها معامله یا تصمیم‌گیری کند. بدون شک با استفاده از این الگوها می‌توانید تحلیل مناسبی از روند حرکات قیمت یا پرایس اکشن و جهت احتمالی حرکت آن پیدا کنند، اما به یاد داشته باشید که این الگوها براساس روش‌های علمی بدست نیامده‌اند و کاملا استقرایی هستند. در نتیجه استفاده از این الگوها به‌عنوان سیگنال‌های قطعی خرید و فروش روش خطرناکی است که می‌تواند منجر به ضررهای سنگین به سرمایه شما شود. بنابراین بهتر است به این الگوها تنها به چشم ابزارهایی که به شما کمک می‌کنند بهتر توازن قوا بین خریداران و فروشندگان و جهت احتمالی حرکت قیمت را پیش‌بینی کنید نگاه کرده و هرگز تنها بر مبنی این الگوها دست به خرید یا فروش هیچ رمزارزی نزنید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا